لیست سیاه به روز شد
11. سه جُستار "برنامه های کودک، از گذشته تا هنوز" اثر "بهرام" عزیز، "آرشیو کارتون های موجود"، اثر "اسمم" عزیز و همین جُستار همیشه مکمل و همپای همدیگه بوده و هستن. لطفاً به اون دو تاپیک دیگه هم سر بزنید.
12. اگه جلوی سؤالی ننوشته ام سؤال از کیه، معنیش اینه که اون سؤال از خودمه.
1: کارتون (دوبعدی، سه بعدی، اتود، فتوانیمیشن، کلاژ) خارجی شبکه ی یک:
1. تاکسی: تک قسمتی. مَرده این قدر منتظر تاکسی می موند و "تاکسی، تاکسی!" می کرد و هیچ تاکسی ای براش نگه نمی داشت که دیوونه می شد و آخرش دو نفر با لباس سفید می یومدن و با آمبولانس به تیمارستان می بُردنش. سکانس آخر درحالی که دیوونه شده بود می گفت: "تاکسی! هه هه هه! تاکسی! هه هه هه!" کلاژ و با روزنامه بود. تموم جمله ای که در سراسر این کارتون گفته می شد، همین "تاکسی" بود. دهه ی 60.
2. لوندور بلوندور: دو پسرِ خوب و بد! با طراحی اتودی و سیاه و سفید. یه بار بده با راکت تقلبیش توی تنیس برنده می شد. هردو قدکوتاه بودن و سرهمی (اُوِرآل) می پوشیدن و موهای "خوبه" شبیه "تن تن" بود. جمعه های سال 66 و همزمان با "نیکو".
3. تک قسمتی. دو پهلوون چینی نیرومند، که می خواستن یکیشون فرمانده ی سپاه بشه، مسابقه ای دادن و پیرمردی داور و برگزارکننده ی مسابقات بود که اول گفت سنگی رو پرتاب کنن، بعد پرِ پرنده ای رو داد و ازشون خواست اونو به طرف دیگه ی دیوار بندازن. یکی با زورِ بازو این کارو کرد و موفق نشد و یکی با عقل و با فوت ساده ای، برنده شد. وقتی پر به اون سمت دیوار می رفت، بچه ها تو کوچه ها می دویدن و آواز چینی می خوندن. سبک حرکتشون خیلی آروم و با موج و شبیه "Deer Ring" بود. (سؤال من و "حمید" و "امین".)
4. پیت جهانگرد: "پیت" شبیه"رابینسون کروزوئه" و عینکی بود. یه بار زیر آب می رفت و با اسب دریایی دوست می شد که سروکله ی کوسه پیدا می شد. دهه ی 60.
5. پیتر (؟): سری موزیکال و بی کلامی از پسری کوتوله با شلوار بندیلکی آبی رنگ که یه بار به دندونپزشکی می رفت و دندونپزشکه با چکش و آچار به مطب می رفت و کلی سروصدا از مطبش می یومد و تخمای این پاپیون می شد! آخر هم که دندون پسره رو کشید، دندونه اندازه ی چارپایه بود و اون هم دندون رو با خودش بُرد، جای چارپایه ازش استفاده کنه. یه بار هم انگشتش توی شیر آب گیر کرد و خونه رو آب بُرد و سکانس آخر خودشو با بدبختی به تلفن رسوند و به آتیش نشونی زنگ زد. یه بار هم جادوگر بدجنسی بهش غذا می داد تا اونو بخوردش. این قسمتش تأثیر گرفته از قصه ی معروف "هانسل و گرتل" بود. (سؤال من و "حمید".)
6. پَرآبی: تک قسمتی. مرغابی ماده و آبی رنگی که هر بار تخم می ذاشت، راسویی فش فش کنون می یومد و اونا رو می خورد و پَرآبی اشک می ریخت و اشکاش توی برکه می ریخت.
7. شیری که هر بار یه حیوون جنگل رو می خورد و خرگوشی که اونو بُرد کنار چاه و بهش گفت این اجازه نمی ده من بیام پیش تو، تو منو بخوری. بعد شیره به عکس خودش تو چاه حمله کرد و حیوونا از دستش راحت شدن.
8. کرمی که می رفت تو لونه ی خرگوشی و خرگوشه می یومد، می پرسید "کی تو خونه ی منه؟" و اون هم درحالی که تصویر سرخ و مشکی و به سبک کوبیسمی هم رعب و وحشت رو تداعی می کرد، صداشو کلفت می کرد و می گفت "منم، من. آن که 1000 فیل جنگی را حریف است و مردان بسیاری را بر زمین افکنده است. بدانید که من از همه برترم." صداش تو اون لوله می پیچید و پُرطنین می شد. کلی هم رجز می خوند. خرگوش هم می رفت و هرکیو واسه کمک می آورد، مثل گرگ و ببر و شیر، همه از اون صدا می ترسیدن و نهایتاً قورباغه ی دانایی داخل لونه رفت و گفت "من حاضرم باهات مبارزه کنم" و کرمه هم ترسید و فرار کرد. (سؤال "حمید" و "بهرام".)
9. تک قسمتی و کوتاه. ساخت اروپای شرقی. تراموایی قدیمی، کند، پیر و سبزرنگ که سبیل و قیافه ی خسته ای داشت و موقع حرکت این طور به نظر می رسید که کوپه هاش از هم جدا می شن. ترامواهای جدید؛ مثل، ترن های ت. ژ. و فرانسه با سرعت کار می کردن و یکی شون سربه سرش این قدیمیه می ذاشت و پشت سرش بوق می زد یا با چنگک مسافراشو می قاپید! اما یه شب که تراموای 99 به ایستگاه برگشت، دید همه ی ترامواها دو طرف ایستاده ن و پروژکتورها روشن شدن و این انگار سان می دید. ترامواها حلقه ی گلی گردنش انداختن و بازنشسته ش کردن. بعد از بازنشستگی غصه دار شد؛ اما، بچه ها سراغش اومدن و رفتن شهر بازی و تراموا چرخ و فلکشون شد و سوارش شدن. (سؤال "پرشیانا"، "بهرام" و "رامین".)
10. اتوبوس شماره ی 99: سریالی از اتوبوسی که همیشه آرزوش این بود که 100 بشه و تو قسمت آخر هم به آرزوش رسید. (سؤال "رامین".)
11. Rooster’s Coin یا Petlyovata para: انیمیشن بلغاری (1970) و ساخته ی Radka Bachkarova از خروسی که سکه ای داشت و سربازان پادشاه اون سکه رو ازش می گیرن. خروسه هم سراغ شاه می ره و اون قدر قوقولی قوقو می کنه که شاه رو از خواب می ندازه. هیچ کدوم از بلاهای شاه؛ مثل، انداختن دو روباه به جون خروس، فایده نداره و شاه کم می یاره و خروس رو می بره به خزانه ش و اون هم سکه شو برمی داره و می ره خونه ش. (سؤال "رامین".)
12. قطره و لکه (؟): یکی بزرگتر و یکی کوچیک بودن. هردو چشمای درشت و مژه های بلندی داشتن، حرف می زدن و شبیه خپل ها راه می رفتن. تابستون 73. (سؤال من و "بهرام".)
13. صندوق پست: صندوق پست، دختر بود با روبان قرمز به سرش که راه هم می رفت. این کارتون ایده ی "صندوق پست" ("کلاه قرمزی") ساخته ی "ایرج طهماسب" شد. دهه ی 70.
14. تک قسمتی. خلیفه ی پولدار، خپل، کوتاه و شکموی عربی که عاشق انبه بود و دستور داد میمونا براش انبه جمع کنن، این بخوره.
15. تک قسمتی. خشکسالی بود و دخترکی که مادرش تشنه بود و با ملاقه براش آب می آورد. نقاشی هاش به سبک سایه ای بود و چهره ها دیده نمی شد.
16. دل موش، پوست پلنگ (؟): تک قسمتی. موشی که خیلی ترسو بود و آرزو داشت بقیه ازش بترسن. یه بار به کمک پیرمردی، تبدیل به ببر شد. اولش بقیه ازش می ترسیدند؛ اما، اونقدر از خودش ترس نشون داد که حتا گربه های وحشی جنگل هم دنبالش می کردند. آخرش هم قصه گو گفت: "اون ترسید؛ چون، قلب یه موش درون سینه ش بود." (سؤال "حمید" و "".)
17. کاپیتان سن بارب: با دوبله ی "ایرج نوذری". نام کاپیتان و دزد دریایی ای بی دست و پا، اما باهوش که برخلاف بقیه ی دزدان دریایی حالش از خوردن چشم کوسه بد می شد و هربار از این کار طفره می رفت. دزد دریایی چینی ای هم مُدام ضرب المثل و جملات قصار می گفت. اولش می خوندن: "ما همگی خوشگلیم/ کشتی ما خوشگله/ کاپیتان ما خوشگله/ الآن داریم غرق می شیم." زمستون79. (سؤال من و "بهرام".)
18. برنامه ی علمی با چند پسر و دختر بلوند و رنگین پوست و شبیه "گردوی دانش". قد چند بچه خیلی کوتوله بود. پخش مجدد: دهه ی 70.
19. میومیو عوض می شه: مانگایی از دختری خوشگل با موهای آبی رنگ و مینی ژوپ که راکونی به نام "میو میو" داشت و با پدر و مادرش زندگی می کردن. دوبلورهای "میومیو" و دختره به ترتیب "مهوش افشاری" و "رزیتا یاراحمدی" بودن. تیتراژشو "جواد پزشکیان" شعرگونه می گفت: "آی بچه ها/ براتون قصه دارم/ قصه ی میومیو که مثال گربه هاست/ ولیکن، اون گربه نیست/ یه راکونه/ اونا شکل گربه هان/ راکونه/ کارای عجیب غریبی می کنه/ مثال شعبده بازا یهویی وِرد می خونه، عوض می شه/ شیره رو موش می کنه/ موشه رو شیر می کنه/ سوسکه رو غول می کنه/ فیلو مورچه می کنه/ حوضو استخر می کنه/ گاهی وقتا خودشو شکل پرنده می کنه/ می ره خال آسمون/ ولی پرواز می کنه/ با خوبا ملایم و خوش رفتار/ بدا رو دوس نداره/ راستی بگم اسم قصه مون چیه؟/ "مهوش افشاری" ("میومیو"): نه بابا، خودم می گم: "میو میو عوض می شه"." عبارت جادویی "میومیو"، "باندادا باندا" بود و با دست زدن و پریدن تو هوا، درحالی که چشماشو می بست و پشت سرش رنگین کمونی دیده می شد، باعث تغییراتی می شد. دهه ی 70. (سؤال من، "اسمم" و "بهرام".)
20. تک قسمتی. شهری که همه ی مردمش راستگو بودن و کنار دستگاه همبرگری صف می بستن و می گفتن: "من دریافت نکرده م." و دستگاه به هر کدوم ساندویچی می داد. تا این که دروغگویی از فضا اومد و به اونا دروغ گفتن رو یاد داد و دستگاه اول ارور داد و آخر سر ترکید. (سؤال "سجاد" و "بهرام".)
21. ژنرال چهارستاره ی امریکایی با عینک تک چشمی و صدای "پرویز ربیعی"داخل زیردریایی بود و دختر و پسر جوونی رو داخل موشکی می فرستاد. رؤسای اون کشورایی که زیردریاییه ممکن بود بینشون جنگ راه بندازه، یکی شبیه "نیکسون" بود و اون یکی شبیه "برژنف" و تو یه صحنه با نگرانی داشتن با هم تلفنی حرف می زدن. احتمالاً تو اسم این کارتون واژه ی "سیاه" هم بود. (سؤال "بهرام" و "رامین".)
22. میا و دوستان: ژاپنی. گربه ای کوچولو با دوستان گربه و سگش! که صاحبشون براشون خونه درست می کرد و میا کلی دوست گربه و سگ کوچولو تو اون کلبه می آورد و صاحبشو عصبانی می کرد. بهار 84.
23. کاستا: کارتون ترکی (؟) از دو برادر لاغر با الاغ خاکستری شون که می خواستن پول دربیارن. ظاهر شخصیت ها شرقی و لباساشون شبیه تُرک ها و لبنانی ها بود. ساعت 6 صبح تابستون 84. (سؤال من و "بهرام".)
24. ماجراجوی کوچک: پسری لاغر و بلوند به همراه با موش ماده ای کوچولو، خاکستری، لوند و تپل که ته دُمش روبان داشت و سگی سفید، گنده و پشمالو که هیکلش دو برابر پسره بود و دایم موهای سرش، جلوی چشماشو می گرفت. پسره شلوار سفید، کاپشن کوتاه قرمز و تی شرت سفید کوتاهی می پوشید و همیشه نافش دیده می شد. دوبلورهای پسر، موش و سگ به ترتیب "مهوش افشاری"، "شایسته تاجبخش" و "شهروز ملک آرایی" بودن. تابستون 85.
25. آتش نشان ها: چند سگ لاغر آتش نشان. خانومه گردنبندی با آرم "رپ" داشت و سانسور می شد. تابستون 85.
26. حیوانات بازیگوش: دو گوزن لاغر نر و ماده ی قهوه ای رنگی که کاراکترای اصلی بودن. اونا مثل آدما روی دوپا راه می رفتن. یه فیل هم بود با صدای"شهروز ملک آرایی" و البته چند حیوون دیگه. توی تیتراژش فیله حموم می کرد و چرتکه تو خرطومش گرفته بود و داشت پشتشو می شست که دوربین می یومد سمتش و اون می زد، لنزشو می شکست. تابستون 85. (سؤال من و "اسمم".)
27. پانی پنگوئن: دختری با پنگوئنش. پاییز 85.
28. اسباب بازی ها: ژاپنی. شبه مانگایی از اسباب بازی هایی که منفی بودن و باید داغون می شدن. جمعه های تابستون 85. (سؤال من و "اسمم".)
29. قصه های شیرین: تک قسمتی. پسری به نام "هنری" با موهای مجعد مدل هیپی دهه ی 70 که عاشق شکلات بود و با خوردن زیاد شکلات، روی تمام بدنش لکه های شکلاتی پیدا شد و دکتر اسم این بیماری رو "تب شکلاتی" گذاشت؛ اما، هنری از بیمارستان فرار کرد و در راه با راننده ی کامیونی به نام "مک" آشنا شد. مک اونو پیش پزشکی به نام آلفرد ("دکتر قندی") برد و اون با قرص های وانیلی، خوبش کرد. صداپیشگان: "مهین برزویی" پرستار، "جواد پزشکیان" دکتر/ دزد/ نقش های متفرقه، "علی همت مومیوند" دزد. "مک" بین راه، موقع رانندگی می خوند: "تندتر برو ماشینم، تندتر و تندتر، اگه که تندتر نری، دیرم می شه من." پخش مجدد: تابستون 86.
2: کارتون (دوبعدی، سه بعدی، اتود، فتوانیمیشن، کلاژ) خارجی شبکه ی دو:
30. گربه ای به نام دوریس: گربه ی سیاه و سفیدی با صدایی شبیه "رامکال" و دوستی به نام "مارلون". یه قسمت با مارلون می رفتن اسکی. یه بار هم یه "گربه آهنی"! خدمتکارش شد و این موقع حمومِ آفتاب، عینک آفتابی زده بود. یه بار هم با برف "گربه برفی" درست کردن. یه بار هم به فضا رفت. یه قسمت هم "دوریس" مریض شد و دوستاش اومدن عیادتش و برای این که سرگرمش کنن، آکروبات بازی کردن و افتادن سرشون شکست و "دوریس" از اونا مراقبت کرد! دهه ی 60. (سؤال من و "بهرام".)
31. خونواده ای روستایی با کاراکترهایی شبیه کاراکترها و نقاشی های "جورج شرینکس" و "نامه هایی از فیلیکس". یه قسمتش "گربه ی چکمه پوش" بود. صبح های جمعه ی 74.
33. کارتون کره ی شمالی (؟) از سربازای امریکایی که بمب ساعتی تو خونه های مردم کار می ذاشتن. پسری با خواهر مریضش متوجه این کار اونا می شن و بمبی رو پیدا می کنن و می بندن به گردن یکی از سگای امریکایی ها و سگه هم می ره تو قرارگاه امریکایی ها که جلسه بوده و بمبه منفجر می شه. (سؤال "رامین".)
34. ستاره کوچولو: علمی و آموزشی. ستاره ی دختری زردرنگ، براق و سه بُعدی با چشمای درشت، مژه های بلند، دندونای خرگوشی و صدای "رزیتا یاراحمدی". دهه ی 70.
36. چند کوالای قهوه ای رنگ. یکی پدربزرگ بود و عینک و عصا داشت و تقریباً شبیه کوالای پیر "بیل کوچولو" ("بلینکی بیل") بود. پاییز 84.
37. خواهر و برادری با مادرشون که روی ویلچر بود و چند درخت که صحبت می کردن و روی دوپا راه می رفتن. رنگ درختا قهوه ای کمرنگ، دماغاشون شاخه ی بریده شده و یکیشون هم عینکی بود. تابستون 85.
38. سرزمین میوه های خوشمزه: Frooties (؟). تعدادی میوه ی رنگارنگ با نقاشی های بسیار ساده و شبیه "عجیب و غریب ها" در زمینه ای سفید که تیتراژشو "کنعان کیانی" می گفت. پخش مجدد: زمستون 85.
39. امید و آرزو: "امید" اسم پسره (با صدای "رزیتا یاراحمدی") و "آرزو" اسم دختره (با صدای "آزیتا یاراحمدی") بود که سوار بر تختخواباشون به جاهای مختلف سفر می کردن. دوست این دو "نی نی" (با صدای "محمد عبادی") و بدمن داستان جونوری شبیه طوطی یا "فلو" در "قطره ی باران" (با صدای "تورج نصر") بود. اسم تعدادی از قسمت هاش: "امید و آرزو و دریای عجیب"، "امید و آرزو در شهر ساندویچی"، "امید و آرزو در شهر زمان"، "امید و آرزو در شهر خیس"، امید و آرزو در شهر چراغانی" و "امید و آرزو در شهر حباب ها". پخش مجدد: تابستون 86.