همه مشغولن

سلام

از اینکه نمی تونم زود به زود به روز کنم از همه عذر می خوام . مثل اینکه بقیه دوستان هم مثل من این روزها خیلی گرفتارن. پس تا رفع گرفتاری ها هر وقت که وقت کردین سر بزنین. از هم دیگه هم توقع نداشته باشیم همیشه در یک حالت باشن و همیشه هم برای این بلاگ وقت بذارن . این رو به خصوص خطاب به خودم می گم چون یکی از سوء تفاهماتی که با دوستان اینجا پیدا کردیم (اصلا ریشه اصلی اونها) مربوط به همین قضیه بود.

پس باید بگم گرفتاری های همه رو درک می کنم و منتظر می مونم تا مثل قبل فعال و پر انرژی(با محصولات گرجی) اینجا دو رهم جمع بشیم

موفق باشید

4????????????????????

ای بلاگفا

سلام

از اونجا که بلاگفا اذیت می کنه و نمی تونم پیام بذارم . اینجا می نویسم.

۱- آره بهرام خان خوب اومدی صحنه ها رو  بذارین مطالب بهرام رو اینجا پیست کنم:

از بهرام به حمید
این صحنه درگیری شوالیه با شخصیت اصلی رو کاملا یادم رفته بود
ممنون از یادآوری جزئیات درگیری رو اگه خاطرت هست برامون بنویس

یه صحنه دیگه بود که شخصیت اصلی(يانكي) زره وکلاه خود پوشیده بود وداشت پیپ می کشید مرلین و اون شوالیه چندتا شوالیه رو فرستاده بودند برای کشتن شخصیت اصلی داستان(اسم این شخصیت اصلی چی بود؟تا اسمش پیدا بشه من با عنوان "یانکی"ازش یاد می کنم) ولی اونا بادیدن دود پیپ که از کلاه خود یانکی به هوا می رفت ترسیدن و افتادند به التماس که اونا رو ببخشه و با نفس آتشینش جزغاله شون نکنه یانکی هم به روی خودش نیوورد گفت :این دفعه می بخشمتون ولی دفعه بعد وای به حالتون اگه بخواین با من دربیوفتین
صحنه اي هم که از خواب بیدار شد اینجوری بود که یانکی و دستیارش یعنی همون پسر وفادار دریچه های سد رو باز کردند و سپاه مرلین رو آب برد یانکی می خواست به یه شوالیه دشمن که روی زمین افتاده بود کمک کنه که اون شوالیه فریاد زد: به من دست نزن و همونطور که روی زمین افتاده بود با گرزش کوبید به سر یانکی که خم شده بود تا بهش کمک کنه اصابت گرز به كله يانكي همان و بيدار شدنش توي بيمارستان همان البته توي اين فاصله نشون داد كه توي يه صومعه بستري شده و يه خواهر روحاني داره ازش پرستاري مي كنه ولي وقتي خواهر روحاني رو صدا زد يه پرستار امروزي رو ديديم توي يه بيمارستان در عصر حاضر
صحنه اول هم فكر كنم يه آچار از بالا افتاد روي سر يانكي كه بيهوش شد و به اين خواب عجيب فرو رفت

۲- صحنه به خوبی و دقیق توسط بهرام ترسیم شده

۳- دود و پیپ وای چقدر جالب بود

۴- شاید اسم شخصیت اصلی نیک بود؟ آره یا خواب نیک منظور خواب خوبه؟

۵- صحنه اول فیلم هم موقعی بود که نیک توی کارخونه یا نمی دونم محیط کارساختمانی کلاه ایمنیش رو از سرش برداشت و یک آچار خورد توی سرش

۶- اولین صحنه ای رو که بیدار شده بود جایی بود که اون شوالیه می خواست باهاش بجنگه فکر می کنم یکی دوبار جاخالی داد و آخر طرف رو انداخت دقیقا یادم نیست ...

۷- آره اون صحنه گرز رو هم خیلی خوب اومدی

۸- از پادشاه و بقیه هم تصویری توی ذهنم نمونده

۹- بقیه مثل اینکه نتونسته بودن پیام بذارن

۱۰ - منتظر پیام دوستان هستیم