فضا را عوض کنیم

سلام

۱- گفتم یه مطلب بنویسم که دیگه لازم نباشه هر وقت می خوایم پیام بذاریم بریم تو جنگ و دعوا های قدیم

۲- از بهرام که تنور اینجا رو گرم نگه می داره ممنونم

۳- از فروغ هم

۴- به محمد آقا  هم سلام و خوش آمد عرض می کنم

۵- اینجا ماله همه ست و مال هیچ کس نیست. هر کی احساس کودکی می کنه می تونه بیاد اینجا بنویسه

۶- گفتمان مرد. خدا بیامرزدش )اما ما ها زنده ایم پس ...

۷- به نظر من اشکالی نداره کسی در مورد کارتونی حرف بزنه که ما ۱۰۰ باز در موردش حرف زدیم . هم ممکنه اون زاویه ای دیگه از اون برنامه رو برای ما باز کنه . هم اینکه بالاخره قرار نیست که ما ها فقط خودمون حال کنیم بذارین بقیه ها لذت ببرن

۸- از همین اول بگیم که قرار نیست ثانیه به ثانیه آپ کنبم. هر کی هم رفت و چند وقت پیداش نبود دلی بر بی وفاییش نیست لابد گرفتاره

۹- اون برنامه ای که شما می گید خبرنامه نام داره و من هم خیلی دوستش داشتم به خصوص آهنگش رو. یه بار هم اینجا یکی اسمش رو گفت یادم نمی آد

۱۰- تو مایه های خبرنامه هم یکی بود به اسم جستجو کسی یادش هست/وجه مشترک هر دو هم بازی مرحوم اکبر دودکار بود

۱۱- موفق باشید

۱۲- کارتون بهرام رو یادم نمی آد

۱۳- وینسنت دقیقا درست بود... داداشم همیشه با صدای اون پسره می گفت: سلام آقای وینسنت...

بدرود

 

بدون پیش داوری

سلام

دوستان محترم (نظرم شامل سجاد و فروغ و سامان نمی شه) گویا قصد ندارن با منطق و همچنین حسن نیت پیش برن و و هر چیزی رو همونجور که دوست دارن تفسیر می کنن از نظر من بحث با چنین افرادی جز تلف نمودن وقت گرانبها چیز دیگری نیست.مگر اینکه کینه ورزی ها رو کنار بذارن و بخوان با منطق و عقل و حتی با احساس البته از نوع پاکش بحث کنن. در غیر این صورت تا انتهای عالم هم به جایی نخواهیم رسید چون من معتقد به استدلالات خودم هستم و شما نیز هم . هر حرف درست و منطقی رو هم تنها به نفع خودتون تفسیر می کنید . انگار در عالم هم گنهکارند و شما قدیس .. تازه ادعای خاکستری بودن رو هم به زبون می آرید ... همون شرایطی رو که ما با هم داشتیم یه جور معنی می کنین همون رو وقتی خودتون قراره محکوم بشین یه جور دیگه...

من شخصا روی سخنم با احمده:

در شما از کودکی چیزی نمونده اگه هم چیزی باشه فقط لجاجتهای احمقانه کودکی است و بس... دعا می کنم همین قسمت هم در وجود شما رشد کنه و بزرگ بشه تا دیگه ادعای کودک بودن هم نکنید... قهر و آشتی های کودکی به طرفه العینی فراموش می شه و مثل این بحث ما به درازا نمی کشه...ی لا اقل اینجا که همه با قسمت کودکی های وجودمون هستیم کینه های شتری و غرض ورزی های شخصی و سوگیری های نظری نباید وجود داشته باشه و روی دوستی ها مون تاثیر بذاره...

پاسخ شما رو می تونم حدس بزنم ... اگه می خواین مثل قبل همون حرفا را با عوض کردن جند تا حرف ربط وسطشون تحویلم بدین خواهش می کنم ننویسین ... حیف فضای نت نیست که به این حرفهای تکراری اختصاص پیدا کنه و حروم بشه.. اگه سخن جدیدی بود من در خدمتم و باز هم می گم شما ها هنوز هم برام محترمید اما بعضی هاتون محترم ترید...

احمد خان و امیرخان آدم ها پفک نمکی مینو نیستن که روشون تاریخ مصرف و انقضاء بخوره...

موفق باشید

بگذریم

آقا بگذریم از این که کی چی گفت و من چی گفتم و اون چه جوابی داد... دنیا به طور کلی محل گذره این دو روزه هم می گذره... تنها چیزی که به جا می مونه خاطره هامونه... نمی خوام با ادامه این بحث ها اون خاطره ها هم مکدر بشه ... شما ها هنوز هم برای من محترمید و عزیز و خواهید بود حتی اگر...

بدرود

 

هر کی هر جور راحته

سلام فروغ خانوم

من نمی دونم چی باید بگم. دوستان هرجا که راحت ترن می توننن برن اونجا. من هم هیچ کدومشون رو فراموش نمی کنم. اصلا هم نمی رسم که بخوام در مورد کارتون چیزی بنویسم. من از دنیای کارتون اومدم بیرون . شاید گاهی وقتها برای دل خودم چیزی بنویسم اما اونجوری که اونا می نویسنن ... نه من نمی تونم ... نمی رسم و ...

به نظر من اونا زیادی این دنیای مجازی رو جدی گرفتن و براش وقت می ذارن ... تنها چیزی که تو این دنیای مجازی برای من مهم بود بودن با شماها بود... دوستان خوب و کودکی که حرفاشون پر از معصومیت کودکانه بود...

تنها چیزی رو هم که دوست دارم اینه که یه روز همه شما دوستان رو ببینم :امیر(که حتی تلفن هم بهش زدم و گفت که چنین کسی رو نمی شناسم)، احمد(که هیچ وقت از من خوشش نیومد)، فروغ (همون کاتالیزور معروف) ،سامان و این اواخر بهرام...

نمی گم دوبار جمع شیم و مثل قبل بنویسیم چون دوباره به همین جا می رسیم .. لااقل من یکی خودم می دونم که وقت نمی کنم پا به پای بقیه بنویسم ... فقط اینکه همدیگر رو یادمون باشه شاید یه روزی یه جایی دوباره و این بار حضوری هم رو ببینیم

موفق باشید

بدرود

صورتک