عید و باز هم عید

از اونجا که به همه برو بچ قول دادم که ایام عید اینجا رو زنده نگه دارم و از اونجایی که در پست قبلی احمد و امیر و سجاد و بهرام و فروغ خانوم(؟) واقعا کولاک کردند. امروز هم می خوام در مورد عید و کارتون هاش بگم.

**

مادربزرگ مادریم زن دوست داشتنی و دنیا دیده ای بود. همه ما نوه ها دوستش داشتیم و عاشق این بود که بریم و خونه ش بمونیم. اما رفتن به خونه مادربزرگ با همه خوبی هایی که داشت یک اشکال بزرگ داشت اونجا خبری از تلویزیون نبود. روزهای تعطیلی که اونجا بودیم نزدیک های ساعت ۲ بعد از ظره بعد از ناهار همه ما بچه ها شروع به غر غر کردن می کردیم که یالا بریم خونه. ... و البته در اکثر مواقع نمی تونستیم موفق بشیم. اون وقت می رفتیم پشت پنجره همسایه مادربزرگم و صدای کارتون ها رو گوش می کردیم. بالاخره پدرم یه تلویزیون ۱۴ اینچ سیاه و سفید رو که توی محل کارش نگه می داشت با خودش آورد خونه مادربزرگم و روزهای تعطیل و ایام عید تلویزیون اونجا بود.

* نکته من حتی وقتی هم می رفتم محل کار پدرم تمام وقتم رو در صبح ها رادیو گوش م یکردم و بعد از ظهر ها تلویزیون می دیدم.

*****

نیک و نیکو: بازیچه های برنامه های عید

سلام بچه ها... ما اومدیم... سال نو مبارک... سال نو با برنامه های کودک و نوجوان...

نزدیک عید که می شد نیک و نیکو از توی عنوان بندی برنامه اصلیشون دزدیده می شدن و با تغییر دوبله و گفتار اون ها مشغول تبلیغ برنامه های نوروزی می شدند.

خود برنامه و کارتون نیک و نیکو از کارتون های دوست داشتنی من در اون دوران بود. نیکوی همیشه پیروز ، نیک خپل و خرفت (دوست زنبور نیکو!!) ، چهار دست با صدای زیبای حسین باغی که جورایی بزرگ تر نیک و نیکو حساب می شد. موشی موش دنیا دیده و تحصیل کرده (فکر می کنم با صدای فریبا شاهین مقدم) با هوش و البته خالی بند با پنیری که بوش همه رو فراری می داد. عنکبوتی که ماده بود شبیه به خاله عنکبوت. آقای پاک مگسی با عینک دودی... سوسک هایی که مدفوع حمل می کردند. دسته مورچه ها با اون مورچه خنگ کوچیک دست و پا چلفتی... ملکه زنبورها و ...

کارتون جالبی بود. یادمه یکی از قسمت ها اون سوسک مادره که چند تا بچه داشت یک یاز بچه هاش بر اثر یک اتفاقی که یادم نیست حسابی بزرگ و پر زور شده بود. در کل خوب بود

****

سوالی که همیشه من از خودم می پرسیدم و هنوز هم می پرسم اینه که اگه عنکبوته نتونه اون حشرات رو بخوره چه جوری باید زندگی کنه؟ اگه روباه قرمزه در موش کوهستان نتونه حیوونی شکار کنه چه کار کنه؟ عمو جغد شاخدار گیاه خوار بود؟ ببر و گرگ و روباه و عیره در دهکده حیوانات آبدوغ خیار می خوردند؟ در مورد جری که اصلا صحبت نمی کنم .  و سیلوستر و دونده جاده و گرگ ناقلا و ...

******

در پست بعدی می خوام در مورد پلنگ صورتی بنویسم

***

برنامه های کودک در ایام نوروز 1387

عید و کارتون های عیدی

سلام به همگی

دیدم داره عید می رسه و پیام ها هم خیلی شده گفتم بیام به روز کنم که وقت به روز کردنه

******

رابینهود و عید

نمی دونم اول رابینهود به وجود اومد یا  سیزده به در !!! اما هر چی که بود همیشه این دو تا با هم بودند. صدای زیبای ژرژ پطروسی ، داستان محسور کننده ، نقاشی های فوق العاده ، دوبله معرکه و دنیای بدون سرگرمی های فراوان همه و همه برای ما کودکان آن زمان رابینهود و کارتونش را به یکی از جاودانه ترین نوستالژی های زندگیمان تبدیل کرده است.

برگه های تقویم قدیمی ، دفتر خاطرات کودکی و آرشیو کنداکتورهای تلویزیون همه بر این ادعا مهر تایید می گذارند که بیش ترین فراوانی پخش رابینهود در روز سیزده فروردین موسوم به سیزده به در بوده است.

در خانواده های کارتون دوست همیشه دعوا و نوعی دودلی در مورد انتخاب بین دیدن کارتون رابینهود و یا رفتن به سیزده به در بود. نگارنده خود به یاد دارد بارها به خاطر دیدن برنامه های کودک از جمله رابینهود برنامه تفریحی و بیرون شهر رفتن ها را نیمه کاره رها کرده و به خانه برگشته ایم.

با توجه به رویکرد صدا و سیما مبنی بر پخش کارتون های قدیمی این احتمال وجود دارد که امسال دوباره و البته چندباره چشممان به جمال رابینهود روشن شود. آیا این بار هم رابینهود با کمک جان کوچولو و پدر تاک و سایرین می تواند بر پرنس جان(پی جی ) و داروغه ناتینگهام غلبه کند . آیا پرنس جان این بار به توصیه های هیس گوش می دهد یا باز ناخواسته و ندانسته علاوه بر از دست دادن سکه های طلایش ماریان را هم از دست خواهد داد؟ بی صبرانه منتظریم

********

اگه موافق باشید در مورد برنامه های عید و خاطرات برنامه های کودک در ایام نوروز سال های قبل صحبت کنیم