ساعت صفر عاشقی
۱- یه برنامه ای می ذاشت شبکه ۳ فکر کنم اسمش مهتاب بود یا پنجره یا نمی دونم یه چیزی بود. مجری به ساعت ۲۴ که می رسیدیم در واقع از ساعت ۵۹ : ۲۳:۵۹ ثانیه که می گذشت می گت به ساعت صفر عاشقی رسیدیم .
من هم اعتقاد دارم این ساعت می تونه نشانه عشق باشه. می تونین به کسی که عاشقش هستین توی این ساعت فکر کنین و یا بهش زنگ بزنین و یا... به هر حال من به صفر عاشقی خیلی معتقدم . دوست دارم شما هم نظرتون رو برام بنویسین
۲- به خاطر دلجویی از احمد عزیز چند تا پست توی گزاره نوشتم .. اما اصلا خوشم نیومد... جو خوبی اونجا نیست . رغبتی برای نوشتن اونجا ندارم ...
۳- حالا من برم و برگردم چند تا طرح دارم که دوست دارم با هم روش کار کنیم . یکی از این طرح ها اینه که از اونجا که ما عاشقان کارتونیم و هنوز هم احساس کودکی می کنیم بیایم با هم داستان های کوتاهی رو که قابلیت تبدیل شدن به کارتون یا برنامه عروسکی برای کودکان و نوجوانان داره بنویسیم . با هم اصلاحش کنیم و پیش ببریم ( منظورم این نیست که با هم بنویسیم نه ... البته می شه از جریان سیال ذهن هم کمک گرفت) ... به نظر من یکی از مشکلات اصلی برنامه سازان کودک و نوجوان ما نداشتن سوژه یا متن مناسبه.. چه بسا سوژه های مناسبی که به خاطر نبودن یک نویسنده قهار یا یکی که بتونه از پنجره نگاه بچه ها به موضوع نگاه کنه ، خراب شده و افتضاح از کار در اومده
۴- احتمالا قسمت دوم سرزمین آرزوها ( ادامه کاش و کاشکی) فردا از شبکه ۱ پخش می شه . ببینیدش احتمالا جالب خواهد بود. اگه مثل قسمت اول ادامه پیدا کنه و افت نکنه.
۵- موفق باشید
۶- بدرود