اوه... شهر دوباره شلوغ شده
سلام سلام بچه های نازنین ... بچه های قشنگ ایران زمین
ساعت ۴ کلاس دارم و باید خودم رو آماده کنم اما دلم نیومد چیزی ننویسم و برم.
این روزها فقط می تونم فیتیله رو ببینم
با عمو مجید خیلی حال می کنم
من و برادرم رو اصلا خوشم نمی آد... فقط از اون قسمتی که رئیس مهد کودک عینکش رو بر نمی داشت خوشم می اد
امیر عزیز کلی در دیدار در مورد جعبه ناطق گفته که سر موقع در موردش بحث می کنیم.
از احمد و سجاد و بهرام و فروغ خانم و پل کوچولو (چقدر با حال بود این سریال پل کوچولو) و... هم ممنونم که چراغ این محفل رو روشن نگه داشتند.
نمی دونم چرا یه هویی هوای بازم مدرسه م دیر شد رو کردم و یاد مرشد و بچه مرشد افتادم... دلم یه دفعه برای اکبر عبدی و محسن چاقه تنگ شد.... نکنه عبدی داره ... نه خدا نکنه...
خیلی پراکنده گویی کردم... فعلا نظرات رو بخونید و نظر بدین تا بعد
(نظر هم اتاقیم رو هم دلم نیومد حذف کنم)
نویسنده: بهرام
سه شنبه 1 آبان1386 ساعت: 13:30
سلام به همگی
من درام می رم ماجراهای سندباد رو بخونم
برمیگردم...حتما ...ههههههههه

من درام می رم ماجراهای سندباد رو بخونم

برمیگردم...حتما ...ههههههههه

نویسنده: اتاق 13
چهارشنبه 2 آبان1386 ساعت: 11:1
تو را به عشق. به آبی ...
سلام حال شما؟
کم پیدا؟
2 روزی اومدم خوابگاه جی. وای افتضاح...
یعنی واقعا این همون خوابگاهی که ما 3 سال ار بهترین روزای رندگیمونو توش سر کردیم نه اونجا نیست. من که برا یه لحظه .هم نمی تونم اونجا باشم.
وقتی قدم داخل خوابگاه می ذارم اینقدر خاطرات ریز و درشت دورم و می گیره که می خوام بیام رو به روی بوفه خان عمو و داد بزنم. اسم تک تک بچه های خوابگاه رو صدا بزنم اسمایی که با هر کدومشون یه دنیا خاطره دارم. وای دکتر . فدوی رو که می شناختیش. نگهبانه. امسال باز اومده جی. یادته بدبخت همیشه موقع شیفتش دعوا می شد. یا می زد به کله خراباتی یا اراذل و اوباش.
واییییییییییییییییییییی
یه سری به ما بزن. بای
سلام حال شما؟
کم پیدا؟
2 روزی اومدم خوابگاه جی. وای افتضاح...
یعنی واقعا این همون خوابگاهی که ما 3 سال ار بهترین روزای رندگیمونو توش سر کردیم نه اونجا نیست. من که برا یه لحظه .هم نمی تونم اونجا باشم.
وقتی قدم داخل خوابگاه می ذارم اینقدر خاطرات ریز و درشت دورم و می گیره که می خوام بیام رو به روی بوفه خان عمو و داد بزنم. اسم تک تک بچه های خوابگاه رو صدا بزنم اسمایی که با هر کدومشون یه دنیا خاطره دارم. وای دکتر . فدوی رو که می شناختیش. نگهبانه. امسال باز اومده جی. یادته بدبخت همیشه موقع شیفتش دعوا می شد. یا می زد به کله خراباتی یا اراذل و اوباش.
واییییییییییییییییییییی
یه سری به ما بزن. بای
نویسنده: امیلیانو
پنجشنبه 3 آبان1386 ساعت: 14:16
1. البته در هنرمندی بی نظیر زنده یاد "مهدی آزیر" هیچ شکی نیست.
2. من که نگفتم بدون سانسورِ "بابالنگ دراز" رو دارم، حمید جان. فقط گفتم اون زمان دیده مش.
3. احمد عزیز، یه سایت معروف هست به نام http://rapidshare.com که چند ویژگی عالی دارد:
3.1. شما هر فایلی رو می تونید اونجا آپلود کنید، اعم از صوتی، تصویری، تکست، پی دی اف و خلاصه هر نوع "دیتا"یی رو.
3.2. نیازی به ثبت نام و مسخره بازی های فرم پُرکنی نداره؛ گرچه، هرکی دوست داشت می تونه رسماً اسم بنویسه و شاید امکاناتش بیشتر باشه. شاید!
3.3. پس از آپلود، به شما دو لینک می ده: یکی لینکی که می تونید برای دوستاتون بذارید و دیگه لینکی خصوصی که اگه زمانی دوست داشتید اون فایل رو از وب حذف کنید، سه سوته این کارو می کنید.
4. خوب بود احمد جان؟ پس امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره و اون آهنگا رو زحمت بکِشی بذاری؛ بخصوص، "رامکال" و "مهاجران" و "نیکو" رو. بی صبرانه منتظرم و ممنون.
5. احمد، شاید به همون دلیل مینی ژوپ پوشیدن "فلونه" دیگه "خانواده ی دکتر ارنست" رو نمی دن!
6. واقعاً ممنونم که این قدر با حوصله تک تک 52 قسمت "سندباد" رو نوشتی و چه زیبا هم صحنه ها رو توصیف کرده بودی. راستش، من خودم، فقط چند قسمتش یادم بود: سفر سندباد و شکستن گلدون با حسن، اون قسمت که بهش گوشت می دادن چاق شه، قسمت معروفِ الماسای ته درّه، قسمت آخر که انگار کلی هم قیچی شده و چندتا دیگه.
7. چه خوب این دی وی دی ها رو شکار کردی! من خیال می کردم نشستی، دانلود کردی.
8. اما درمورد قیمت بی انصافیِ "بابالنگ دراز" راست می گی. خیلیه انصافاً.
2. من که نگفتم بدون سانسورِ "بابالنگ دراز" رو دارم، حمید جان. فقط گفتم اون زمان دیده مش.
3. احمد عزیز، یه سایت معروف هست به نام http://rapidshare.com که چند ویژگی عالی دارد:
3.1. شما هر فایلی رو می تونید اونجا آپلود کنید، اعم از صوتی، تصویری، تکست، پی دی اف و خلاصه هر نوع "دیتا"یی رو.
3.2. نیازی به ثبت نام و مسخره بازی های فرم پُرکنی نداره؛ گرچه، هرکی دوست داشت می تونه رسماً اسم بنویسه و شاید امکاناتش بیشتر باشه. شاید!
3.3. پس از آپلود، به شما دو لینک می ده: یکی لینکی که می تونید برای دوستاتون بذارید و دیگه لینکی خصوصی که اگه زمانی دوست داشتید اون فایل رو از وب حذف کنید، سه سوته این کارو می کنید.
4. خوب بود احمد جان؟ پس امیدوارم مورد استفاده قرار بگیره و اون آهنگا رو زحمت بکِشی بذاری؛ بخصوص، "رامکال" و "مهاجران" و "نیکو" رو. بی صبرانه منتظرم و ممنون.
5. احمد، شاید به همون دلیل مینی ژوپ پوشیدن "فلونه" دیگه "خانواده ی دکتر ارنست" رو نمی دن!
6. واقعاً ممنونم که این قدر با حوصله تک تک 52 قسمت "سندباد" رو نوشتی و چه زیبا هم صحنه ها رو توصیف کرده بودی. راستش، من خودم، فقط چند قسمتش یادم بود: سفر سندباد و شکستن گلدون با حسن، اون قسمت که بهش گوشت می دادن چاق شه، قسمت معروفِ الماسای ته درّه، قسمت آخر که انگار کلی هم قیچی شده و چندتا دیگه.
7. چه خوب این دی وی دی ها رو شکار کردی! من خیال می کردم نشستی، دانلود کردی.
8. اما درمورد قیمت بی انصافیِ "بابالنگ دراز" راست می گی. خیلیه انصافاً.
نویسنده: امیلیانو
پنجشنبه 3 آبان1386 ساعت: 14:18
9. "رامکال" برای من همیشه قبل از هرچیز ، تداعی کننده ی دو صداست: "ققو، ققو" و "ایه، ایه"!!! اولی صدای اون کلاغه و دومی رامکال بچه ست!
10. از کارتون رامکال بود که واژه ی "اسکانک" رو یاد گرفتم و تا مدت ها به سمور می گفتم "اسکانک"!
11. صدای "آلیس" رو خیلی دوست داشتم. بزرگتر که شدم، فهمیدم ایشون "زهره شکوفنده" هستن. اما اون زمونا هروقت این صدا رو می شنیدم، می گفتم "شوییچی". شوییچی که یادتونه؟ "پدر مجرد".
12. صدای "استرلینگ" که برای همه مون خاطره ست: "لوسین"، "جامپی"، خرگوش سفید و ملوسِ "بامزی، قوی ترین خرس دنیا"، و سری نوارهای کودکانه، بخصوص گُل های نوارِ "مسافر کوچولو" که به مسافر کوچولو سلام می دادن. "نوشابه امیری" با اون خنده های منحصربه فردش.
13. به جون خودم این خانوم با من هییییییییچ نسبتی ندارن!
14. احمد جان، من هم از اون قسمت که استرلینگ، رامکال رو بی رحمانه ول می کرد، خیلی بدم می یومد. سال ها بعد یه همچین صحنه ای رو تو یه فیلم معروف دیدم. می دونم که الآن دقیقاً اسمش و صحنه ش یاد تو اومد، احمد جان. درسته؟ آخه می دونم فیلم بین قهاری هستی.
15. درسته. خودشه: "هوش مصنوعی". انصافاً تقاضاهای کودکانه ی اون پسر بازیگره، که متأسفانه الآن اسمش یادم نمی یاد، و از اون قشنگ تر، دوبله ی فوق العاده ش توسط خانوم "مریم شیرزاد"، به زیبایی اون صحنه جلوه ی خاصی داده بودن. به طوری که من یکی نتونستم با دیدن و شنیدنش، از اشک ریختنم جلوگیری کنم.
16. نوشته هات درمورد "رامکال" و خودت خیلی عالی بود، احمد جان. می دونی چرا؟ چون "از دل بود". به قول "حمید"، "بااحساس" بود.
17. ضمناً یادمه که "آلیس" هم تو همون تعطیلات، مینی ژوپ می پوشید. یه مینی ژوپ زرد یا کِرِم و پُر از چین. یکسره هم سوار دوچرخه بود. شرط می بندم این عقده ای ها، این صحنه ها رو این سری یا اصلاً نشون ندن، یا اونقدر زوم کنن که فقط صورت آلیس دیده شه!
18. رامکال هر روز ساعت 10:30 تا 10:50 صبح، از شبکه ی دو داده می شه.
10. از کارتون رامکال بود که واژه ی "اسکانک" رو یاد گرفتم و تا مدت ها به سمور می گفتم "اسکانک"!
11. صدای "آلیس" رو خیلی دوست داشتم. بزرگتر که شدم، فهمیدم ایشون "زهره شکوفنده" هستن. اما اون زمونا هروقت این صدا رو می شنیدم، می گفتم "شوییچی". شوییچی که یادتونه؟ "پدر مجرد".
12. صدای "استرلینگ" که برای همه مون خاطره ست: "لوسین"، "جامپی"، خرگوش سفید و ملوسِ "بامزی، قوی ترین خرس دنیا"، و سری نوارهای کودکانه، بخصوص گُل های نوارِ "مسافر کوچولو" که به مسافر کوچولو سلام می دادن. "نوشابه امیری" با اون خنده های منحصربه فردش.
13. به جون خودم این خانوم با من هییییییییچ نسبتی ندارن!
14. احمد جان، من هم از اون قسمت که استرلینگ، رامکال رو بی رحمانه ول می کرد، خیلی بدم می یومد. سال ها بعد یه همچین صحنه ای رو تو یه فیلم معروف دیدم. می دونم که الآن دقیقاً اسمش و صحنه ش یاد تو اومد، احمد جان. درسته؟ آخه می دونم فیلم بین قهاری هستی.
15. درسته. خودشه: "هوش مصنوعی". انصافاً تقاضاهای کودکانه ی اون پسر بازیگره، که متأسفانه الآن اسمش یادم نمی یاد، و از اون قشنگ تر، دوبله ی فوق العاده ش توسط خانوم "مریم شیرزاد"، به زیبایی اون صحنه جلوه ی خاصی داده بودن. به طوری که من یکی نتونستم با دیدن و شنیدنش، از اشک ریختنم جلوگیری کنم.
16. نوشته هات درمورد "رامکال" و خودت خیلی عالی بود، احمد جان. می دونی چرا؟ چون "از دل بود". به قول "حمید"، "بااحساس" بود.
17. ضمناً یادمه که "آلیس" هم تو همون تعطیلات، مینی ژوپ می پوشید. یه مینی ژوپ زرد یا کِرِم و پُر از چین. یکسره هم سوار دوچرخه بود. شرط می بندم این عقده ای ها، این صحنه ها رو این سری یا اصلاً نشون ندن، یا اونقدر زوم کنن که فقط صورت آلیس دیده شه!
18. رامکال هر روز ساعت 10:30 تا 10:50 صبح، از شبکه ی دو داده می شه.
نویسنده: پل کوچولو
دوشنبه 7 آبان1386 ساعت: 9:51
سلام.
سند باد. وای که شما چقدذ با حالین.
من که جر چند تاش بقیه یادم نمی آد. ذاستی دیویدی فروشی نیست. با هر قیمتی که باشه.
من مییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خوامشششششششششششششش
سند باد. وای که شما چقدذ با حالین.
من که جر چند تاش بقیه یادم نمی آد. ذاستی دیویدی فروشی نیست. با هر قیمتی که باشه.
من مییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خوامشششششششششششششش
نویسنده: پل کوچولو
دوشنبه 7 آبان1386 ساعت: 10:4
راستی
1) کسی مهدی آرین نزاد رو می شناسه صدای روی برونکا توی چوبین؟
2) محمد عبادی : تسوکه و بشوک؟
3)در مورد پسر شجاع اول فکر کنم نادره سالار پور جاش صحبت می کرد بعد وقتی رفت خارج ناهید امیریان اومد من که متوجه نشدم.؟
4)غلام علی افشاریه مدیر دوبلاجش بود اونی که روی ورجن سریال قدیمی زورو حرف می زد؟
5)صداهای به یاد ماندنی
1) واکی بایاشی: فاطمه نیرومند
2)مهوش افشاری: تارو/ ماتسویاما/کاکرو البته ورجن قدیمی
3)زهره شک.فنده: شویچی پدر مجرد
4)
1) کسی مهدی آرین نزاد رو می شناسه صدای روی برونکا توی چوبین؟
2) محمد عبادی : تسوکه و بشوک؟
3)در مورد پسر شجاع اول فکر کنم نادره سالار پور جاش صحبت می کرد بعد وقتی رفت خارج ناهید امیریان اومد من که متوجه نشدم.؟
4)غلام علی افشاریه مدیر دوبلاجش بود اونی که روی ورجن سریال قدیمی زورو حرف می زد؟
5)صداهای به یاد ماندنی
1) واکی بایاشی: فاطمه نیرومند
2)مهوش افشاری: تارو/ ماتسویاما/کاکرو البته ورجن قدیمی
3)زهره شک.فنده: شویچی پدر مجرد
4)
نویسنده: احمد
سه شنبه 8 آبان1386 ساعت: 8:6
آقای پل کوچولو! در مورد سند باد ها با ایمیل من تماس بگیریدskytiger73@yahoo.com
نویسنده: احمد
سه شنبه 8 آبان1386 ساعت: 8:11
امیر هوش مصنوعی رو دوس دارم. اول که من عاشق اسپیلبرگ هستم. دوما این فیلم اقتباس زیبایی از داستان مورد علاقه من پینوکیو است.سوما فیلم هوشمندانه ای است.
درسته اون صحنه خیلی وحشتناک بود. البته من فیلم دوبله رو ندیده ام. امیر دوبله دیگه راضیم نمی کنه. فقط زیرنویس. این دوبله های جدید حس رو می گیرند. منو راضی نمی کنند حتی به اصطلاح بهترینشون. اما چیزایی هستن که ترجیح می دم دوبلشون روببینم تا اصلی. گربه روی شیروانی داغ. پابرهنه توی پارک.معجزه سیب.
درسته اون صحنه خیلی وحشتناک بود. البته من فیلم دوبله رو ندیده ام. امیر دوبله دیگه راضیم نمی کنه. فقط زیرنویس. این دوبله های جدید حس رو می گیرند. منو راضی نمی کنند حتی به اصطلاح بهترینشون. اما چیزایی هستن که ترجیح می دم دوبلشون روببینم تا اصلی. گربه روی شیروانی داغ. پابرهنه توی پارک.معجزه سیب.
نویسنده: احمد
چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت: 9:25
امیر جان سلام
بسته ات الان رسید./ خیلی ممنونم. هنوز نرفته ام خونه ببینمش . خیلی لطف کردی . می بینمت
قربان تو احمد!
بسته ات الان رسید./ خیلی ممنونم. هنوز نرفته ام خونه ببینمش . خیلی لطف کردی . می بینمت
قربان تو احمد!
نویسنده: سجاد
چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت: 12:41
سلام
1.تو روزنامه جام جم دیروز مطلبی چاپ شده بود با عنوان"کارتون ها خوبی که دیگر پخش نمی شود" هر چی گشتم نتونستم لینکش رو تو سایت روزنامه پیدا کنم.یک قسمتش که به نظرم جالبتره (و اصل مطلب)اینجا می نویسم:
((انگار در حوزه آثار انیمیشن تلویزیون جهانی نیز همچون دیگر اتفاقات پیرامون ما دگردیسی های بنیادین صورت گرفته است که این گونه یکی از "اسباب" رهنمون کردن دنياي كودكان به وجوه ذاتي خودشان عملا وسيله اي براي هدايت آنها به دنياي خشن و خالي از مهرباني بزرگسالان شده است.))
فكر كنم دليل اينكه بچه هاي امروز چندان كارتون نمي بينن يا از ديدنش لذت نمي برن و براشون خاطره نمی شه همین باشه.
2.روز شنبه صبح شبکه دو کارتون گوش مروارید رو داد(ساعت 10)بعد از اونم رامکال.کلی حال کردم که دوتا کارتون خوب پشت سر هم دیدم.چند وقتی بود می نشستم از بی کارتونی جمال و کمال رو با علاقه نگاه می کردم!نمی دونم این گوش مروارید رو هرروز میده یا هفتگی یا همون یک دفعه بود!
3.یک سوال دوبله ای:دوبلور مادربزرگ آلیس(خانم کلاریسا) کیه؟
4.اینجا رو ببینید(پست شماره 1376)
http://forum.persiantools.com/showpost.php?p=1484219&postcount=1376
باید بریم پیداش کنیم.
ولی آخه کی روش هست بره تو کلوپ ها بپرسه آقا کارتون لولک بولک داری

1.تو روزنامه جام جم دیروز مطلبی چاپ شده بود با عنوان"کارتون ها خوبی که دیگر پخش نمی شود" هر چی گشتم نتونستم لینکش رو تو سایت روزنامه پیدا کنم.یک قسمتش که به نظرم جالبتره (و اصل مطلب)اینجا می نویسم:
((انگار در حوزه آثار انیمیشن تلویزیون جهانی نیز همچون دیگر اتفاقات پیرامون ما دگردیسی های بنیادین صورت گرفته است که این گونه یکی از "اسباب" رهنمون کردن دنياي كودكان به وجوه ذاتي خودشان عملا وسيله اي براي هدايت آنها به دنياي خشن و خالي از مهرباني بزرگسالان شده است.))
فكر كنم دليل اينكه بچه هاي امروز چندان كارتون نمي بينن يا از ديدنش لذت نمي برن و براشون خاطره نمی شه همین باشه.
2.روز شنبه صبح شبکه دو کارتون گوش مروارید رو داد(ساعت 10)بعد از اونم رامکال.کلی حال کردم که دوتا کارتون خوب پشت سر هم دیدم.چند وقتی بود می نشستم از بی کارتونی جمال و کمال رو با علاقه نگاه می کردم!نمی دونم این گوش مروارید رو هرروز میده یا هفتگی یا همون یک دفعه بود!
3.یک سوال دوبله ای:دوبلور مادربزرگ آلیس(خانم کلاریسا) کیه؟
4.اینجا رو ببینید(پست شماره 1376)
http://forum.persiantools.com/showpost.php?p=1484219&postcount=1376
باید بریم پیداش کنیم.
ولی آخه کی روش هست بره تو کلوپ ها بپرسه آقا کارتون لولک بولک داری


نویسنده: احمد
چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت: 16:41
سلام سجاد.
راستش نمی دونم تو آهنگ سند باد یه بندش میگه
با سندباد هراه شوید و آن را به یکی از بهترین خاطره هایتان تبدیل کنید. برا من این بیت عین حقیقت بود. اما الان کی می تونه قسمتهای کارتن دژ فضایی رو نوستالژیک کنه؟ مثل اون دوتا کارتن دیگه بود که ما از تلویزیون عراق می دیدیم . گرندایزر( مغامرات فضا) و رجل الحدیدی( مرد آهنین) خوب اینا هم تخیلی بودند اما مثل کارتنای روبوتیک جدید بی حس و حال و مکانیکی نبودند. هنوز تو ذهنمون قسمتهای گریندایزر حک شده اما دژ فضایی پاک پاک شده. راستی قابل توجه امیر: وقتی ما تو جنگ برگشتیم آبادان برا یه مدت محدود تلویزون عراق سند باد گذاشت و تمومش کرد. بعدش یه کارتن گذاشت به اسم ساندی بل. این کارتون رو تو کشوری دیگه عربی خلیج فارس نشون نمی دادند چون ماجراش یه کم حنس لطیفی بود. یادم میاد با یه دختر کویتی که صحبت کردم خیلی به من حسودی کرد که حتی دو سه قسمت از این کارتون را دیده ام! ساندی بل
راستش نمی دونم تو آهنگ سند باد یه بندش میگه
با سندباد هراه شوید و آن را به یکی از بهترین خاطره هایتان تبدیل کنید. برا من این بیت عین حقیقت بود. اما الان کی می تونه قسمتهای کارتن دژ فضایی رو نوستالژیک کنه؟ مثل اون دوتا کارتن دیگه بود که ما از تلویزیون عراق می دیدیم . گرندایزر( مغامرات فضا) و رجل الحدیدی( مرد آهنین) خوب اینا هم تخیلی بودند اما مثل کارتنای روبوتیک جدید بی حس و حال و مکانیکی نبودند. هنوز تو ذهنمون قسمتهای گریندایزر حک شده اما دژ فضایی پاک پاک شده. راستی قابل توجه امیر: وقتی ما تو جنگ برگشتیم آبادان برا یه مدت محدود تلویزون عراق سند باد گذاشت و تمومش کرد. بعدش یه کارتن گذاشت به اسم ساندی بل. این کارتون رو تو کشوری دیگه عربی خلیج فارس نشون نمی دادند چون ماجراش یه کم حنس لطیفی بود. یادم میاد با یه دختر کویتی که صحبت کردم خیلی به من حسودی کرد که حتی دو سه قسمت از این کارتون را دیده ام! ساندی بل
نویسنده: احمد
چهارشنبه 9 آبان1386 ساعت: 16:44
ساندی بل
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/d/d8/Sandybell.jpg
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/d/d8/Sandybell.jpg
نویسنده: امیلیانو
شنبه 12 آبان1386 ساعت: 18:1
1. سلام به همه.
2. احمد جان، درسته. "هوش مصنوعی" اقتباسی از "پینوکیو"یه؛ ولی، با تعدیل های فراوون و به نوبه ی خود زیا. اتفاقاً من هم از طرفدارای این غول پرفروش های تاریخ سینمای جهانرو هستم. "استیون اسپیلبرگ"، کسی که از هر 10 فیلم پرفوش تاریخ سینما، یکیش مال اینه. و انصافاً هم تو کاراش هوای هردو مخاطب "عام" و "خاص" رو داره، بدجور.
3. منظورت از "زیرنویس" چیه داداشی؟ فارسی هاش که مدنظرت نیست، هست؟ آخه اند پرت بودنه.
4. البته زیاد هم نباید بی انصافی کرد. مطمئنم تو هم مث خیلیا با شنیدن دوبله های مسخره و غیراستاندارد، حالت از دوبله بد شده؛ وگرنه، خیلی از کارای "صداوسیما" (رسمی ها) انصافاً قشنگن.
5. دهه های 40 و 50 که "گربه ی روی شیروانی داغ" "تیلر" رو ازش نام بُردی، که حساب جداگونه ای دارن. چرا "اشک ها و لبخندها" ("آوای موسیقی") رو نمی گی؟ یا "بانوی زیبای من"؟ یا ...؟
6. احمد جان، خوشحالم که هدیه ی ناقابل و کوچیکم بهت رسیده. جداً ناقابل بود. امیدوارم خوشت اومده باشه.
7. راستی، خوش به حالت که مجدداً "سندباد"ها رو دیدی و اون یکی کارتون لطیفو، "ساندی بل". چی بگم؟ دل ما رو می سوزونی؟
...........................................
8. سجاد جان، خوشحالم که از اینجا یادت نرفته و به ما سر زدی. خوش اومدی. چه خبرا از خدمت؟
9. درسته. اغلب کارتونای امروزی اعصاب خوردکن، پرسروصدا و عجله ای ان و به بیننده فرصت تفکر و تأل نمیدن؛ البته، استثنائات خوبی هم دیده می شن؛ مثل، "من و برادرم".
10. به اون لینک سر زدم. "اُگی" همون "فرهاد پناهی" معروف "گفتمان"ه، دشمن شماره ی یک "سعید شیخ زاده"! حرفاشو قبول دارم و اهل خالی بندی نیست؛ ولی، متأسفانه، من اون "لولک و بولک"ها رو ندیده م.
11. من روم شده، بارها. "سعدی" مشهدو زیرورو کردم؛ اما، مشکل اینه که این کارتونا پیدا نمی شن!
12. شاید "اسمم" تو آرشیوش چیزی داشته باشه ها.
13. راستی، "اسمم" از اینجا (پناهگاه) خبر داره؟ اگه نه، حتماً بگید بیاد.
14. من متأسفانه زیاد نمی رسم وبگردی کنم و هفته ی پیش هم بیمار بودم، احمد درجریانه. خبرکردن "اسمم" با شماها.
2. احمد جان، درسته. "هوش مصنوعی" اقتباسی از "پینوکیو"یه؛ ولی، با تعدیل های فراوون و به نوبه ی خود زیا. اتفاقاً من هم از طرفدارای این غول پرفروش های تاریخ سینمای جهانرو هستم. "استیون اسپیلبرگ"، کسی که از هر 10 فیلم پرفوش تاریخ سینما، یکیش مال اینه. و انصافاً هم تو کاراش هوای هردو مخاطب "عام" و "خاص" رو داره، بدجور.
3. منظورت از "زیرنویس" چیه داداشی؟ فارسی هاش که مدنظرت نیست، هست؟ آخه اند پرت بودنه.
4. البته زیاد هم نباید بی انصافی کرد. مطمئنم تو هم مث خیلیا با شنیدن دوبله های مسخره و غیراستاندارد، حالت از دوبله بد شده؛ وگرنه، خیلی از کارای "صداوسیما" (رسمی ها) انصافاً قشنگن.
5. دهه های 40 و 50 که "گربه ی روی شیروانی داغ" "تیلر" رو ازش نام بُردی، که حساب جداگونه ای دارن. چرا "اشک ها و لبخندها" ("آوای موسیقی") رو نمی گی؟ یا "بانوی زیبای من"؟ یا ...؟
6. احمد جان، خوشحالم که هدیه ی ناقابل و کوچیکم بهت رسیده. جداً ناقابل بود. امیدوارم خوشت اومده باشه.
7. راستی، خوش به حالت که مجدداً "سندباد"ها رو دیدی و اون یکی کارتون لطیفو، "ساندی بل". چی بگم؟ دل ما رو می سوزونی؟
...........................................
8. سجاد جان، خوشحالم که از اینجا یادت نرفته و به ما سر زدی. خوش اومدی. چه خبرا از خدمت؟
9. درسته. اغلب کارتونای امروزی اعصاب خوردکن، پرسروصدا و عجله ای ان و به بیننده فرصت تفکر و تأل نمیدن؛ البته، استثنائات خوبی هم دیده می شن؛ مثل، "من و برادرم".
10. به اون لینک سر زدم. "اُگی" همون "فرهاد پناهی" معروف "گفتمان"ه، دشمن شماره ی یک "سعید شیخ زاده"! حرفاشو قبول دارم و اهل خالی بندی نیست؛ ولی، متأسفانه، من اون "لولک و بولک"ها رو ندیده م.
11. من روم شده، بارها. "سعدی" مشهدو زیرورو کردم؛ اما، مشکل اینه که این کارتونا پیدا نمی شن!
12. شاید "اسمم" تو آرشیوش چیزی داشته باشه ها.
13. راستی، "اسمم" از اینجا (پناهگاه) خبر داره؟ اگه نه، حتماً بگید بیاد.
14. من متأسفانه زیاد نمی رسم وبگردی کنم و هفته ی پیش هم بیمار بودم، احمد درجریانه. خبرکردن "اسمم" با شماها.
نویسنده: احمد
شنبه 12 آبان1386 ساعت: 18:49
امیر جان سلام باز هم ممنون.
زیرنویس فارسی هایی که گفتی البته کمی پرت هستند اما خوب هم توشون هست. من البته زبان اصلی و در صورت لزوم زیرنویس انگلیسی یا فارسی مد نظرم بود. خود من 7 تا فیلم زیرنویس کرده ام
گیلدا.
کارتنن آتش و یخ 0 بسیار بسیار امیر پسند
فیلم تار عنکبوت شارلوت
فیلم گوشت زنده( اسپانیایی و خیلی هم قشنگ)
فیلم چانکینگ اکسپرس
فیلم زن یک زن است فرانسوی
فیلم ستون فقرات شیطان
فعلا در حال تر جمه اینلند امپایر دیوید لینچ هستم که یه زیرنویس افتضاح ازش تو بازاره
اشک ها ولبخند ها رو خوب دیگه خوبه اما من گربه روی شروانی رو بهتر می پسندم می دونی چرا؟ من اصل اون فیلم رو دیدم. صدای الیزابت تیلر یه حالت جیغ جیغوی گربه ای داره که اصلا با شخصیتش جور نیست یعنی کاری که خانم کاظمی کرد این روده که یه شخصیت قوی و در عین حال شکننده رو زنده کرده در حالی که صدای اصلی تیلر اصلا این رو نشون نمیده.
فیلم های دوبله رو نمیبینم چون خوبترینشون هم قابل اعتماد نیست مثل سرگیجه مثل فیلم مردگان اسکورسیزی که وابستگی شخصیتها نسبت به هم عوض شده. فقط زبان اصلی .
راستی کارت آتش و یخ یادم بمونه . راسته کار خودته تو وب یه خورده بگرد دنبالش. عکساشو ببین ّfire and ice
زیرنویس فارسی هایی که گفتی البته کمی پرت هستند اما خوب هم توشون هست. من البته زبان اصلی و در صورت لزوم زیرنویس انگلیسی یا فارسی مد نظرم بود. خود من 7 تا فیلم زیرنویس کرده ام
گیلدا.
کارتنن آتش و یخ 0 بسیار بسیار امیر پسند
فیلم تار عنکبوت شارلوت
فیلم گوشت زنده( اسپانیایی و خیلی هم قشنگ)
فیلم چانکینگ اکسپرس
فیلم زن یک زن است فرانسوی
فیلم ستون فقرات شیطان
فعلا در حال تر جمه اینلند امپایر دیوید لینچ هستم که یه زیرنویس افتضاح ازش تو بازاره
اشک ها ولبخند ها رو خوب دیگه خوبه اما من گربه روی شروانی رو بهتر می پسندم می دونی چرا؟ من اصل اون فیلم رو دیدم. صدای الیزابت تیلر یه حالت جیغ جیغوی گربه ای داره که اصلا با شخصیتش جور نیست یعنی کاری که خانم کاظمی کرد این روده که یه شخصیت قوی و در عین حال شکننده رو زنده کرده در حالی که صدای اصلی تیلر اصلا این رو نشون نمیده.
فیلم های دوبله رو نمیبینم چون خوبترینشون هم قابل اعتماد نیست مثل سرگیجه مثل فیلم مردگان اسکورسیزی که وابستگی شخصیتها نسبت به هم عوض شده. فقط زبان اصلی .
راستی کارت آتش و یخ یادم بمونه . راسته کار خودته تو وب یه خورده بگرد دنبالش. عکساشو ببین ّfire and ice
نویسنده: احمد
دوشنبه 14 آبان1386 ساعت: 18:48
یاد همه به خیر.
رفتم پیامهای قبلی رو یه بار خوندم از دعواها و قهر ها گرفته تا دوستی ها و خنده ها.خیلی جالب بود. بابا شما هم دیگه شور کم محلی رو در آوردید. اینجا شده صحرای کارتنهای سند باد. خالی خالی خالی .
فروغ خانوم؟ فروغ خانوم کجایی؟ کجایی؟
حمید آقا حمید آقا نمیایی؟ نمیایی؟
امیر خان بیشتر بیا
یا اگه می خواین منم دیگه اینجا رو از حافظه کامپیوتر پاک کنم؟
شوخی کردم. دلم برا تیکه های فروغ خانوم خیلی تنگ شده. شما چی؟
اگه یادتون رفته شما هم برید یه بار دیگه همه رو بخونید
همه رو.
خودش یه پا سریال باحاله
مگه نه؟
رفتم پیامهای قبلی رو یه بار خوندم از دعواها و قهر ها گرفته تا دوستی ها و خنده ها.خیلی جالب بود. بابا شما هم دیگه شور کم محلی رو در آوردید. اینجا شده صحرای کارتنهای سند باد. خالی خالی خالی .
فروغ خانوم؟ فروغ خانوم کجایی؟ کجایی؟
حمید آقا حمید آقا نمیایی؟ نمیایی؟
امیر خان بیشتر بیا
یا اگه می خواین منم دیگه اینجا رو از حافظه کامپیوتر پاک کنم؟
شوخی کردم. دلم برا تیکه های فروغ خانوم خیلی تنگ شده. شما چی؟
اگه یادتون رفته شما هم برید یه بار دیگه همه رو بخونید
همه رو.
خودش یه پا سریال باحاله
مگه نه؟
نویسنده: صورتک
دوشنبه 14 آبان1386 ساعت: 21:31
سلام
احمد خان شرمنده مدتیه که نتونستم چزی بنویسم.
امیر و فروغ و سجاد و بقیه کجان؟
می خوای یه بحث جدید شروع کنی یا نه... این دفعه مثلا قسمت های مختلف پینوکیو؟
احمد خان شرمنده مدتیه که نتونستم چزی بنویسم.
امیر و فروغ و سجاد و بقیه کجان؟
می خوای یه بحث جدید شروع کنی یا نه... این دفعه مثلا قسمت های مختلف پینوکیو؟
نویسنده: فروغ
سه شنبه 15 آبان1386 ساعت: 0:22
سلام
چطور منو نمي بينيد؟
مگه ميشه اينجا سر نزنم؟
ولي بچه ها ..فعلا تو بد وضعي ام...وحشتناك كارم زياده..
اينجا واقعا پناهگاه دلنشين منه. اي كاش واقعا يه همچين جايي داشتيم....
چطور منو نمي بينيد؟
مگه ميشه اينجا سر نزنم؟
ولي بچه ها ..فعلا تو بد وضعي ام...وحشتناك كارم زياده..
اينجا واقعا پناهگاه دلنشين منه. اي كاش واقعا يه همچين جايي داشتيم....
نویسنده: احمد
چهارشنبه 16 آبان1386 ساعت: 7:21
سلام فروغ خانوم
حالا می بینیم. خوشحال شدیم نوشتید. امیدواریم کاتون کم و کمتر بشه.
حمید جان باشه ولی من پینوکیو رو کامل یادم نیست هرچند که این عروسک آتشپاره بت من بود.
به من می گفتن عین پینوکیو شیطون و حرف گوش نکنی. بدبختا بچه حرف گو.ش نکن ندیده بودند.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هر چی شما بگید
حالا می بینیم. خوشحال شدیم نوشتید. امیدواریم کاتون کم و کمتر بشه.
حمید جان باشه ولی من پینوکیو رو کامل یادم نیست هرچند که این عروسک آتشپاره بت من بود.
به من می گفتن عین پینوکیو شیطون و حرف گوش نکنی. بدبختا بچه حرف گو.ش نکن ندیده بودند.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هر چی شما بگید
نویسنده: امیلیانو
چهارشنبه 16 آبان1386 ساعت: 9:22
1. سلام احمد جان. خواهش می کنم، قابلی نداشت.
2. جدی؟ چه جالب! نگفته بودی، ناقلا. متأسفانه حتا یه دونه فیلم یا کارتون از لیست 7 تایی زیرنویسای تو رو هم ندیده م احمد جان؛ ولی، خیلی مایلم حداقل یکیو ببینم؛ چون، من هم دستی از دور تو ترجمه داشته م؛ البته، نه رسمی. هرچند تو "گفتمان" افتخار خوندن ترجمه ی خیلی زیبا و دلنشینتو از "آخرین تکشاخ" داشتم. همونی که بعدها واسه ی من هم خاطره شد.
3. راستش در مورد کارتون "امیرپسند"! "آتش و یخ" من این لینکو پیدا کردم:
http://www.eccentric-cinema.com/cult_movies/fire_ice.htm
خودشه یا نه؟
4. خیلی دوست داشتم این فیلم کارتونو ببینم و کلی هم تو مشهد گشتم؛ اما، دریغ از یه سی دیش! از وقتی هم که عکساشو دیده م-البته اگه خودش باشه- بیشتر خواستارشم.
5. درمورد دوبله ی "گربه ی روی شیروانی داغ" به نکات قشنگی اشاره کردی که خیلی حال کردم. دستخوش.
6. خوشحالم که مجددا "فروغ" خانوم رو می بینم. خیلی مخلصیم.
7. راستی، چرا دیگه "حمید"و "بهرام" و "سجاد"به اینجا سر نمی زنن؟
2. جدی؟ چه جالب! نگفته بودی، ناقلا. متأسفانه حتا یه دونه فیلم یا کارتون از لیست 7 تایی زیرنویسای تو رو هم ندیده م احمد جان؛ ولی، خیلی مایلم حداقل یکیو ببینم؛ چون، من هم دستی از دور تو ترجمه داشته م؛ البته، نه رسمی. هرچند تو "گفتمان" افتخار خوندن ترجمه ی خیلی زیبا و دلنشینتو از "آخرین تکشاخ" داشتم. همونی که بعدها واسه ی من هم خاطره شد.
3. راستش در مورد کارتون "امیرپسند"! "آتش و یخ" من این لینکو پیدا کردم:
http://www.eccentric-cinema.com/cult_movies/fire_ice.htm
خودشه یا نه؟
4. خیلی دوست داشتم این فیلم کارتونو ببینم و کلی هم تو مشهد گشتم؛ اما، دریغ از یه سی دیش! از وقتی هم که عکساشو دیده م-البته اگه خودش باشه- بیشتر خواستارشم.
5. درمورد دوبله ی "گربه ی روی شیروانی داغ" به نکات قشنگی اشاره کردی که خیلی حال کردم. دستخوش.
6. خوشحالم که مجددا "فروغ" خانوم رو می بینم. خیلی مخلصیم.
7. راستی، چرا دیگه "حمید"و "بهرام" و "سجاد"به اینجا سر نمی زنن؟
نویسنده: احمد
چهارشنبه 16 آبان1386 ساعت: 11:43
امیر جان. خودشه که هیچ خود خودشه......
خوب پس اگه دوست داشته باشی.............. اینو که نمیتونی گیر بیاری. حالا.. شاید هم یه جوری گیرت اومد یعنی فرشته مهربون اومد گذاشتش زیر بالشت!. حواست باشه هر روز صبح بالشت رو چک کن. از این فرشته مهربون ها همه چیز برمیاد....
شوخی می کنم.
من دارمش سعیمی کنم در اولین فرصت برات بفرستمش فقط باید از ترجمه من تعریف کنی ها وگرنه...............
خوب پس اگه دوست داشته باشی.............. اینو که نمیتونی گیر بیاری. حالا.. شاید هم یه جوری گیرت اومد یعنی فرشته مهربون اومد گذاشتش زیر بالشت!. حواست باشه هر روز صبح بالشت رو چک کن. از این فرشته مهربون ها همه چیز برمیاد....
شوخی می کنم.
من دارمش سعیمی کنم در اولین فرصت برات بفرستمش فقط باید از ترجمه من تعریف کنی ها وگرنه...............

نویسنده: سجاد
پنجشنبه 17 آبان1386 ساعت: 17:27
سلام سلام.سلام به همه.چه خوبه اينجا دوباره شلوغ شده.
سلام احمد
کاملا بات موافقم.مقایسه کارتونی مثل رامکال یا همین سندباد با کارتونهای امروزی همه چیزو معلوم می کنه.حتی خود ژاپنی ها هم دیگه نمی تونن (شاید هم نمی خوان) که این جور کارتونا رو دوباره بسازن.
سلام امیر
8.مگه ممکنه یادم بره.هر وقت به دنیای مجازی بیام اینجا اولین و بهترین جایی است که سر می زنم.از خدمت هم خبر خاصی نیست جز اینکه اسفند ماه اعزام میشم.
9.بله.استثنا هم حتما وجود داره.اما این استثناها برای ما خوبه که بخشی از وقت آزادمون رو می خوایم کارتون ببینیم و لذت ببریم(و البته جای خالی برنامه های خوب دیگه تو تلویزون رو پر کنن) اما برای بچه ای که نیاز به خوراک هر روزه داره فکر کنم کافی نیست.
من و برادرم چه موقع پخش میشه؟
یکی از اساتید سوالم رو جواب بده:تو کارتون رامکال دوبلور مادربزرگ آلیس(خانم کلاریس) کیه؟اون موقعها یک نوار قصه داشتم به اسم ننه قوزی که همین خانم توش صحبت می کرد.
سلام احمد
کاملا بات موافقم.مقایسه کارتونی مثل رامکال یا همین سندباد با کارتونهای امروزی همه چیزو معلوم می کنه.حتی خود ژاپنی ها هم دیگه نمی تونن (شاید هم نمی خوان) که این جور کارتونا رو دوباره بسازن.
سلام امیر
8.مگه ممکنه یادم بره.هر وقت به دنیای مجازی بیام اینجا اولین و بهترین جایی است که سر می زنم.از خدمت هم خبر خاصی نیست جز اینکه اسفند ماه اعزام میشم.
9.بله.استثنا هم حتما وجود داره.اما این استثناها برای ما خوبه که بخشی از وقت آزادمون رو می خوایم کارتون ببینیم و لذت ببریم(و البته جای خالی برنامه های خوب دیگه تو تلویزون رو پر کنن) اما برای بچه ای که نیاز به خوراک هر روزه داره فکر کنم کافی نیست.
من و برادرم چه موقع پخش میشه؟
یکی از اساتید سوالم رو جواب بده:تو کارتون رامکال دوبلور مادربزرگ آلیس(خانم کلاریس) کیه؟اون موقعها یک نوار قصه داشتم به اسم ننه قوزی که همین خانم توش صحبت می کرد.
نویسنده: سجاد
پنجشنبه 17 آبان1386 ساعت: 17:51
چند روز قبل شبکه استانی ما فیلم ماشین ها رو داد و من برای بار دوم دیدمش.حتما همه تون دیدینش.تو مسابقه اول فیلم سه تا ماشین همزمان با هم به خط پایان می رسن ولی یکی شون در واقع تقلب میکنه و با دروردن زبونش با اونا برابر میشه.نمی دونم کسی قبلا اشاره کرده یا نه ولی من اولین بار که این صحنه رو دیدم یاد اون قسمت بامزی افتادم که الاغه با همین کلک برنده مسابقه شد.جالبه نه؟به نظر شما ممکنه این ایده رو از کارتون بامزی گرفته باشن یا این شباهت اتفاقیه؟
نویسنده: فروغ
چهارشنبه 23 آبان1386 ساعت: 0:23
من این شماره رو 22 می کنم...
حال کردید؟
خنده فروغی ...خنده فروغی..
حال کردید؟
خنده فروغی ...خنده فروغی..
نویسنده: احمد
چهارشنبه 23 آبان1386 ساعت: 9:19
والا خدا بهتون عوض خیر بده. یه مدت همینجور روی شماره 21 مونده بود که فکر کردم دیگه طلسم شکسته نمیشه ولیییییییییییییییییی
دنیا که بی فروغ نیست
خورشید خانوم دوروغ نیست
مرسی که طلسم رو شکستید.
دنیا که بی فروغ نیست
خورشید خانوم دوروغ نیست
مرسی که طلسم رو شکستید.

نویسنده: امیلیانو
پنجشنبه 24 آبان1386 ساعت: 15:54
1. سلام به همه. احمد عزیز، من به شخصه خیلی گرفتار شده م و کم می رسم به اینجا سر بزنم؛ اما، همیشه به یادتونم.
2. پاییز 85، یعنی یه سال پیش، هم من همین کار تو رو کردم و خیلی حال داد. منظورم خوندن قهر و آشتیای "پناهگاه" بود.
3. "سریال" دقیق ترین کلمه ای بود که می شد به همه ی اون ماجراها گفت. مرسییییی!
4. من چند روزه زیر بالشمو صبح به صبح نگاه میکنم؛ ولی، چیزی نمی بینم. : )
5. از شوخی گذشته، ممنون احمد جان. این جوری که باز من بدهکار می شم!
6. چشم. پس دوست داری نقد از نوع پاچه خوارانه بشی، ها؟ پس زودتر زیر بالشمو پُر کن،لطفاً. : )
7. راستی داداش احمد، موسیقی های "نیکو"، "مهاجران"، "خانواده ی دکتر ارنست" و "بل و سباستین" چی شد؟ یادت که نرفته؟ به "رپیدشر" سر زدی؟
..................................................................................
8. حمید جان، من که مرتب سر می زنم. شما نیستی.
9. کاش زود به زود به اینجا سر بزنی.
..................................................................................
10. فروغ جان، تازه شدی مث من! "گرفتاااار، بدبخت!" ("هامون").
..................................................................................
11. سجاد جان، خوشحالم که مجدداً می بینمت. هرجا هستی، سبز و موفق باشی.
12. "من و برادرم" رو ندیدی؟ اگه نه، خیلی حیف شده؛ چون، گنجی رو از دست دادی. درهرحال، هنوز هم دیر نشده. شبکه ی دو، جمعه ها، بین 10:30 تا 11:00 می ده. تکرار: دوشنبه ها، 18:30 تا 19:00.
درمورد "ماشین ها" (Cars) که نوروز 86، شبکه ی یک دادش، درسته. من و تموم هم سن و سالای ما با دیدن اون صحنه ی ضابلو یاد "بامزی، قوی ترین خرس دنیا" افتادیم. دزدی هم حدی داره، واقعاً. آدم یاد "همشهری جوان"نویسا می افته! : )
..................................................................................
13. همه نوشتن، جُز بهرام.
2. پاییز 85، یعنی یه سال پیش، هم من همین کار تو رو کردم و خیلی حال داد. منظورم خوندن قهر و آشتیای "پناهگاه" بود.
3. "سریال" دقیق ترین کلمه ای بود که می شد به همه ی اون ماجراها گفت. مرسییییی!
4. من چند روزه زیر بالشمو صبح به صبح نگاه میکنم؛ ولی، چیزی نمی بینم. : )
5. از شوخی گذشته، ممنون احمد جان. این جوری که باز من بدهکار می شم!
6. چشم. پس دوست داری نقد از نوع پاچه خوارانه بشی، ها؟ پس زودتر زیر بالشمو پُر کن،لطفاً. : )
7. راستی داداش احمد، موسیقی های "نیکو"، "مهاجران"، "خانواده ی دکتر ارنست" و "بل و سباستین" چی شد؟ یادت که نرفته؟ به "رپیدشر" سر زدی؟
..................................................................................
8. حمید جان، من که مرتب سر می زنم. شما نیستی.
9. کاش زود به زود به اینجا سر بزنی.
..................................................................................
10. فروغ جان، تازه شدی مث من! "گرفتاااار، بدبخت!" ("هامون").
..................................................................................
11. سجاد جان، خوشحالم که مجدداً می بینمت. هرجا هستی، سبز و موفق باشی.
12. "من و برادرم" رو ندیدی؟ اگه نه، خیلی حیف شده؛ چون، گنجی رو از دست دادی. درهرحال، هنوز هم دیر نشده. شبکه ی دو، جمعه ها، بین 10:30 تا 11:00 می ده. تکرار: دوشنبه ها، 18:30 تا 19:00.
درمورد "ماشین ها" (Cars) که نوروز 86، شبکه ی یک دادش، درسته. من و تموم هم سن و سالای ما با دیدن اون صحنه ی ضابلو یاد "بامزی، قوی ترین خرس دنیا" افتادیم. دزدی هم حدی داره، واقعاً. آدم یاد "همشهری جوان"نویسا می افته! : )
..................................................................................
13. همه نوشتن، جُز بهرام.
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۸۶ ساعت 14:38 توسط صورتک
|