سلام فروغ خانوم

من نمی دونم چی باید بگم. دوستان هرجا که راحت ترن می توننن برن اونجا. من هم هیچ کدومشون رو فراموش نمی کنم. اصلا هم نمی رسم که بخوام در مورد کارتون چیزی بنویسم. من از دنیای کارتون اومدم بیرون . شاید گاهی وقتها برای دل خودم چیزی بنویسم اما اونجوری که اونا می نویسنن ... نه من نمی تونم ... نمی رسم و ...

به نظر من اونا زیادی این دنیای مجازی رو جدی گرفتن و براش وقت می ذارن ... تنها چیزی که تو این دنیای مجازی برای من مهم بود بودن با شماها بود... دوستان خوب و کودکی که حرفاشون پر از معصومیت کودکانه بود...

تنها چیزی رو هم که دوست دارم اینه که یه روز همه شما دوستان رو ببینم :امیر(که حتی تلفن هم بهش زدم و گفت که چنین کسی رو نمی شناسم)، احمد(که هیچ وقت از من خوشش نیومد)، فروغ (همون کاتالیزور معروف) ،سامان و این اواخر بهرام...

نمی گم دوبار جمع شیم و مثل قبل بنویسیم چون دوباره به همین جا می رسیم .. لااقل من یکی خودم می دونم که وقت نمی کنم پا به پای بقیه بنویسم ... فقط اینکه همدیگر رو یادمون باشه شاید یه روزی یه جایی دوباره و این بار حضوری هم رو ببینیم

موفق باشید

بدرود

صورتک