ش...مع....س

حمیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد جان....

وای...

عجب موجودی است......................آچمز می دانید یعنی چی؟

حمید جان....

زودتر می گفتی خب

......................

شاید فکر می کنی که این جوری بهتر می خونم...

الان ۴۸ ساعته که درس نخوندم...

جالبه نه...

اما من اهل باختن نیستم

 

کار و اندیشه

مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــن کارم... بازو و نیرو دارم... هر چیزی رو می سازم... از تنبلی بیزارم... از تنبلی بیزارم

اسم من اندیشه... به کار می گم همیشه ... بی کار* و بی اندیشه چیزی درست نمی شه... چیزی درست نمی شه

ما کار و اندیشه... با هم هستیم همیشه ... می دونیم تنهایی کاری درست نمی شه

سه شنبه 10 اسفند1389 ساعت: 12:31 توسط:الی
سلام وبلاگتون خیلی عالی بود .لطفا اسم اون کارتونی که عکس اردک رو گذاشتین میشه بگین.کلی دنبال این کارتون تم ولی اسمش رو یادم نمیاد.ممنون


اگه منظورتون این عکسه:


این همون اسکروچ یا کریسمسه . یادتونه اسکروچ خسیس...


النگ و دولنگ

شنبه 7 اسفند1389 ساعت: 9:18 توسط:مهدی
راستی مطالب شمارو که دیدم منم رفتم اون قدیما . اگه شد یه عکس هم از النگ و دولنگ بذارید.




آدرس منبع روی عکس درج شده

بعد از مدت ها

سلام

قصد به روز کردن اینجا رو نداشتم . اما چون دلم از فضای فاروم کودکی گرفت سری به اینجا زدم . دیدم دوستانی پیام گذاشتند. پاسخ دادم

گفتم چند خطی هم بویسم.

۱- پاسخ دوستان رو جلوی همون پیامشون گذاشتم.

۲- برای کسب اطلاعات بیشتر به این فاروم مراجعه کنید
این آخرین صفحه ی اونه و در بقیه ی صفحات نیز مطالب فوق العاده و زیبایی خواهدی دید
http://koodaki-nojavani.9forum.info/t3p620-topic

۳- نمی تونم جواب ایمیل کنم

ــــــــــ

احمد عزیز

سلام

یادش به خیر

افسوس

نی دونم چی باید بگم

راستی کجایی برادر؟

کودکی

 

http://koodaki.forumotion.com/montada-f3/topic-t36-585.htm#5549

سلام

 این هم آدرس یک دوست جدید

http://pooyan-animation.blogfa.com/

 

سپاس

احمد عزیز

امیر گرامی

سجاد دوست داشتنی

ممنون از لطف شما

ــــــــــــــــــــــ

جناب حمید ب خوش آمدید

خوشحالم که با شما آشنا شدم

لیست رو مرور کنید می بینید که در مورد سوالات شما بحث شده.

در ضمن آدرس فاروم کارتون رو هم از امیر عزیز بپرسید تا به روز در جریان کارتون ها قرار بگیرید

سپاس

سلام

از همه ی شما دوستان خوبم دوستانی که مرا به سوی دنیای کودکی هایم رهنمون می شوید.

از ابراز همدردی شما ممنونم

چهل روز گذشت

کاش کودک مانده بودم اما پدرم پیش مان بود

وقتی بابا کوچک بود .... نه وقتی بابا دیگر نبود

http://manma.blogfa.com/

 

آیا سرقت هنری انجام شده

سلام

امیر عزیز خیلی دوست دارم به عکس های زیر که در سایت تابناک گذاشته شده نگاه کنی و بگی آیا این ها همون عکس های فاروم کودکی نیست؟

همون عکس هایی که برو بچ با ذوق و شوق اسکن کردند و یا از فیلم جدا کردند یا از وسایل قدیمی شون عکس گرفتن و توی فاروم گذاشتن؟

این لینکش:http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=81222

این هم عکس هاش

تصاوير: يادي از خاطرات كودكي




































































































اگه سرقت بود باید یک هجمه ی اینترتنی علی اون ها راه بیندازیم.

http://hi.baidu.com/zoeki/blog/item/9395c7ce3f8c860392457ebf.html/cmtid/082afff23ceb121fb17ec51

جادوگر شهر اوز اصلی

http://images.google.com/imgres?imgurl=http://blufiles.storage.live.com/y1pyxF_rVlvO6bI7pv7MfopprxOLnUZDIbfxdXAh1JR6E0FADpgGuZYj0Kdu70XX_gt&imgrefurl=http://www.kongbu-book.cn/comment/1387.htm&usg=__KA43ua5SEkCp4XF1A9BKztQcNpI=&h=272&w=500&sz=51&hl=en&start=653&um=1&tbnid=pljBwED4BXsjGM:&tbnh=71&tbnw=130&prev=/images%3Fq%3D%25E4%25B8%25AD%25E5%259C%258B%25E6%2597%25A9%25E6%259C%259F%25E5%258B%2595%25E7%2595%25AB%26ndsp%3D20%26hl%3Den%26sa%3DN%26start%3D640%26um%3D1

 

 

 

امیر جان این ها رو هم یک چکی بکن

http://www.bookmice.net/darkchilde/japan/cartoon2.html

http://www.retrojunk.com/details_articles/2685/

http://toyfilm.jp/animation/

 www.tuuhankan.com/shopdetail/007003000034/order

 

یک عکس از کاش و کاشکی سری جدید

سرزمین آرزوها

چه جالب

داشتم وب گردی می کردم به این وب سایت بر خوردم:

گروه خیریه انصار

هر چند مطمئن نیستم عکس ها رو خودش زحمت کشیده باشه و ژیدا کرده باشه ولی به رسم امانت داری آدرسش گذاشتم.

عکس زیر رو یادم نمی آد . شاید هم قبلا امیرو گروه تیک ژیدا کردند و در موردش حرف زدیم . ولی دوست دارم دوباره بنویسم.

خرگوشه با این اسلحه گرگه رو حسابی ترسونده بود و از خونه شون دور نگه می داشت. تا اینکه یه شب که ماه کامل توی آسمون بود فکر میکنم یکک کلاغ فضول توی لوله ی تفنگ رو دید و فهمید که تفنگ خالیه و گلوله نداره و ... ادامه ی ماجرا... کسی یادش هست

 

Re: تيک، تيم يابنده ي کارتون ها

پست  Emiliano on Fri Dec 18, 2009 7:19 pm



تیک، تیم یابنده ی کارتون ها

1. بچه های "تیم یابنده ی کارتون ها" ("تیک") تا به امروز تونسته ن نام اریجینال و در نتیجه عکس از حدود 300 برنامه ی کودک خارجی رو برای اولین بار کشف کنن؛ که، در زیر اسامی شون می یاد. بزرگترین هدف "تیک" یافتن نام اریجینال کارتون های دوران کودکیمون تا به امروزه. با پیدا شدن نام اریجینال، خیلی راحت می شه به عکس، فایل صوتی و فایل تصویری دسترسی پیدا کرد. "تیک" به مرور زمان، توی دنیای اینترنت، بدون هیچ رابطه ی رسمی و به شکلی کاملاً دوستانه شکل گرفت. شما هم می تونید با عضویت تو این فورم و شرکت تو بحث ها با ما همکاری کنید. هر کس که بتونه به ما در یافتن آیتم های دو لیست "سیاه" یا "خاکستری" و "سفید" شدن اون ها کمک کنه، جزو تیک می شه و آشنایی باهاش باعث افتخارمونه. منتظر شما دوست عزیزی که سعی می کنی منفعل و مصرف کننده نباشی، هستیم.
2. منظور از کشف این اسامی، پیدا کردن اسامی تاپی بوده که در ایران تا قبل از اون ناشناخته بوده ن و نام و حتا تیتراژهای ابتدایی و پایانی اون برنامه ها از تلوزیون داده نشده؛ مثل، "رابرت"، "زبل خان"، "لوله پاک کن"، "میومیو عوض می شه" و از این دست. نه "پلنگ صورتی" و "تام و جری" که اسامی اریجینالشو بچه ی سه ساله هم می دونه!
3. در بیشتر موارد زیر، یابنده ی نام و عکس یه نفر بوده؛ اما، چند موردی هم اول ازشون عکس پیدا شده و بعد نام. در این موارد، یابنده ی نام اریجینال بر یابنده ی عکس تقدم داره.
4. گفتن نام فارسی اگرچه یکی از اهداف و دلمشغولی های بچه های تیکه؛ اما، به معنای این نیست که اسم این قبیل دوستان بیاد تو این لیست.
5. این لیست تنها جنبه ی قدردانی از دوستان و به یاد موندن نام اونا داره. کیفیت مهم تر از کمیته و هستند دوستانی که شاید نامشون تو این لیست نباشه؛ اما، کمک های بزرگی به بچه های تیک کرده ن و همیشه در قلب ما هستن. دوستانی که در یادآوری نام های فارسی، طرح سؤال و به روزرسانی عکس ها با ما همراه بوده ن؛ از جمله، خانم ها "پروین ع." (با شناسه ی Flora)، "فروغ" (با شناسه ی Forough)، "مریم" (با شناسه ی Imaryam) و آقایون "آرش" (با شناسه ی Arash)، "امین" (با شناسه ی Aminosharieh)، "حسین ترکزاده" (با شناسه ی Hosseintorkzadeh)، "شروین ر." (با شناسه ی Shervin)، "علیرضا" (با شناسه ی Pedreze) و .... همچنین دوست عزیزمون، "محمد محمودی قیداری" (با شناسه ی Mmahmoodi82) به کمک "اسمم"، "بهرام"، "افشین نقشینه" و من از تعدادی از این کارتون ها و برنامه ها فایل صوتی (موسیقی) آپلود کرده ایم که سهم "اسمم" عزیز در این بین حدود 90 درصد کار بوده و بیشترین سهم زحمت آپلود کردن هم رو دوش "اسمم" و "محمد محمودی قیداری" عزیز بوده. "الهام" عزیز، هم با سایت "پافا"، (http://pafa.ir/)، سهم بزرگی در آپلود فایل های صوتی و تصویری برنامه های کودک داشته و دارن.
6. من، "امیلیانو" ("اِمیل"/ "امیر") این لیست رو از اواخر سال 1385، به تدریج و از روی حافظه تنظیم کرده م و مسؤولیت هر نوع اشتباهی به عهده ی بنده ست. قطعاً به علت اختلاف 3 ساله با تاریخ تشکیل گروه، نوشتن و تنظیم اسامی دارای ایراداتی هم هست. همین جا از تموم دوستان خواهش می کنم اگه کم و کسر، اشتباه یا جابجایی ای می بینن، حتماً یادآوری کنن تا در اسرع وقت تصحیح بشه. همین طور دوستانی که مایلند رزومه ی اون ها کامل تر بشه، لطفاً تو بحث ها یا به صورت خصوصی و با پی ام به من خبر بدن و مشخصات کاملشون رو در صورت تمایل ذکر کنن.
7. عکس ها، فایل های صوتی و تصویری و نام های کشف شده ی تیک بارها و بارها بدون ذکر منبع به سرقت رفته ن و ما هرگز اون سارق های نامرد رو نمی بخشیم. یکی از بدترین دزدی هایی که تا ابد از یاد هیچ کی نمی ره و لکه ی ننگی برای مؤسسه ی "همشهری" به حساب می یاد، دزدی بی شرمانه ی "ویژه نامه ی شماره ی 97 همشهری جوان، 18 آذر 1385" بود که حدود 95 درصد عکس های مجله شون، دقیقاً عکس های کلاژشده ی تیک بود. لطفاً اگه از عکس ها و لینک های ما استفاده می کنید، منبع رو ذکر کنید. متشکریم.



لیست بچه های تیک

1. آیدین
شناسه: Aidin
جنسیت: مرد
تاریخ تولد: 1354
محل سکونت: تهران
سال ورود به تیک: 1387، فورم "کودکی"
تخصص: آشنایی با زبان ژاپنی، جمع آوری اطلاعات و حواشی، کشف کامل مجموعه ی "قصه های پریان از سراسر دنیا" ("حکایات").
یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:
1.1. Ban Ye Ji Jiao
1.2. Red Haired Naughty
1.3. آخرین برگ
1.4. بازی و ریاضی
1.5. بچه خرس های طماع
1.6. بند انگشتی 1
1.7. پیرزن و خرس سفید
1.8. جزیره ی گنج 2
1.9. جک و لوبیای سحرآمیز
1.10. خرگوش زیرک
1.11. خرگوش و ببر
1.12. داستان های می می
1.13. دخترک کبریت فروش
1.14. دوستی و راستی
1.15. سرزمین بندگان
1.16. سفرهای گالیور
1.17. سگ وفادار
1.18. سه بچه خوک
1.19. شاه میمون ها و انبه ها
1.20. شاهزاده و گدا
1.21. شاهزاده ی خوشبخت
1.22. شنل قرمزی 1
1.23. شیر زخمی
1.24. غول خودخواه
1.25. قصه ی کوچولوها
1.26. کلوس کوچک و کلوس بزرگ
1.27. کی زرنگ تره، خرگوش یا روباه؟
1.28. گالیله
1.29. گرگ و هفت بزغاله
1.30. لباس جدید امپراتور
1.31. مردی که سایه اش را گم کرد
1.32. میو میو عوض می شه
1.33. نابغه ی کوچک
1.34. ویلیام تل
1.35. هانسل و گرتل.


2. اسکرت
شناسه: Scrat
جنسیت: مرد
تاریخ تولد: ؟
محل سکونت: ؟
سال ورود به تیک: 1387، فورم "کودکی"
تخصص: وبگردی.
یابنده ی اولیه ی عکس و اسم اریجینالِ:
2.1. لوندور بلوندور.


3. اسمم ("م. ع. م.")
شناسه: SMAM
جنسیت: مرد
تاریخ تولد: 1358
محل سکونت: تبریز
سال ورود به تیک: 1384، فورم "ایران دابینگ"
تخصص: دارا بودن آرشیو بی نظیری از کارتون ها و سریال های سال های 1368 تا به امروز، آشنایی با سایت IMDB، یافتن فایل های صوتی و تصویری بی نظیر، دلبستگی به اسامی دقیق فارسی.
یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:
3.1. 15 پسر
3.2. آدم کوچولوها
3.3. آلی و آلیچه
3.4. افسانه ی توشیشان
3.5. امواج نامرئی
3.6. بازرس فابر
3.7. بچه های کوه آتشفشان
3.8. برفی های ماجراجو
3.9. بسته ی ناطق
3.10. پرده ی جادو
3.11. پسر فیلبان
3.12. تام بیک و بی بی
3.13. جان دایموند
3.14. جزیره ی اسرارآمیز
3.15. خانواده ی کرامب
3.16. خواب نیک
3.17. داستان های فوتبال
3.18. در تعقیب جو
3.19. دنیای مرموز اوگ
3.20. دهکده ی ویمپول
3.21. رولی
3.22. زباله ساز
3.23. زبل خان
3.24. زبل ها
3.25. زمزمه ی گلاکن
3.26. سفر به آفریقا
3.27. سفری به مرکز زمین
3.28. سفید برفی
3.29. سکه های طلایی
3.30. سگ خرگوشی
3.31. شرلوک هلمز
3.32. شهر فضایی
3.33. شهری در جنگل
3.34. عجیب و غریب ها
3.35. قصه های جنگل
3.36. قصه ی گل ها
3.37. کرم و قهوه ای
3.38. کو، دایناسوری از اعماق اقیانوس ها
3.39. گلچینی از ادبیات ژاپن
3.40. ماجراهای زبل خان
3.41. موجود فضایی
3.42. موزی ها
3.43. مینو
3.44. نسخه ی سحرآمیز
3.45. نهنگ سفید
3.46. هاچیپو
3.47. همرهان
3.48. هوراس و تینا.


4. افشین ("افشین نقشینه")
شناسه: Indianajones
جنسیت: مرد
تاریخ تولد: 1354
محل سکونت: شیراز
سال ورود به تیک: 1387، فورم "کودکی"
تخصص: دلبستگی به اسامی، جمع آوری اطلاعات و حواشی.
یابنده ی اولیه ی عکس و اسم اریجینالِ:
4.1. The Funny Company.


5. امیر 56
شناسه: Amir56
جنسیت: مرد
تاریخ تولد: 1356
محل سکونت: ؟
سال ورود به تیک: 1384، فورم "ایران دابینگ"
تخصص: وبگردی.
5.1. Junior And Karlson
5.2. ملکه ی برفی 1.

Emiliano

تعداد پستها: 694
Registration date: 2007-10-25

خواندن مشخصات فردي
Re: تيک، تيم يابنده ي کارتون ها

پست  Emiliano on Fri Dec 18, 2009 7:20 pm

Re: تيک، تيم يابنده ي کارتون ها

پست  Emiliano on Fri Dec 18, 2009 7:20 pm



6. امیلیانو ("امیر ا."، خودم!)
شناسه: Emiliano
جنسیت: مرد
تاریخ تولد: 1356
محل سکونت: مشهد
سال ورود به تیک: 1383، فورم "گفتمان"
تخصص: آشنایی با زبان و ادبیات انگلیسی، دسترسی به آرشیو مجلات قدیمی "سروش" هفتگی، دلبستگی به اسامی دقیق فارسی.
یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:
6.1. ارم و جیرجیر
6.2. اسباب بازی های مایکل
6.3. افسانه ی زاگالا
6.4. بال نقره ای
6.5. بچه سیب زمینی ها
6.6. برادران کوچک
6.7. پانی پنگوئن
6.8. پسر کوهستان
6.9. پیرهن خالخالی
6.10. جامدادی توشیا
6.11. جنگل پرماجرا
6.12. جنگلبان جوان و گوزن بادپا
6.13. جیبی و پاکتی
6.14. جی جی و جوجو
6.15. چکمه های آرزوی ویلیام
6.16. خاله ریزه و قاشق سحرآمیز
6.17. خانواده ی خرس ها
6.18. خپلی پُردردسر
6.19. خرس کوچولو 1
6.20. خرگوش بلا، گرگ ناقلا
6.21. دایناها
6.22. دختر استثنایی
6.23. در جستجوی اژدها
6.24. دردسرهای سوفی
6.25. دره ی سبز
6.26. دنیای انیمیشن
6.27. رابرت
6.28. راز عروسک چوبی
6.29. روباه کوچولو
6.30. ژو بوم بوم کوچولو
6.31. ساحل آرام
6.32. سفرهای جادویی
6.33. سه قلوها
6.34. سه میمون بازیگوش
6.35. سه وروجک کوچولو
6.36. شوالیه ی جوان
6.37. فانوس دریایی
6.38. قصه های گربه ی خانگی
6.39. قطره های رنگی
6.40. کارآگاهان دریایی
6.41. کارگران معدن
6.42. کل پسر
6.43. کوچولوهای درخشان
6.44. گربه ی استثنایی 2
6.45. گربه ی ماجراجو
6.46. گروه نجات 1
6.47. گروهبان پیشی راه راه
6.48. ماجراهای دانا و ببری
6.49. ماجراهای زیردریایی
6.50. ماجراهای موشی
6.51. ماشین سحرآمیز
6.52. مخملی
6.53. مداد سحرآمیز
6.54. مردم شهر قندی
6.55. من و برادرم
6.56. مول
6.57. مهمان کوچک
6.58. نخودهای باغچه ی سبز
6.59. نیلو و فلندی.


7. بابک ("بابک ف.")
شناسه: Babak
جنسیت: مرد
تاریخ تولد: 1355
محل سکونت: تهران
سال ورود به تیک: 1387، فورم "کودکی"
تخصص: کشف اسامی و عکس های برنامه ها و کارتون های دهه ی 60، یافتن فایل های صوتی و تصویری بی نظیر.
یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:

7.1. آلبرتو و دزدان دریایی
7.2. توکتو
7.3. کوچولوها
7.4. مارک لوگان.


8. بهرام
شناسه: Warrior
جنسیت: مرد
تاریخ تولد: 1357
محل سکونت: تهران
سال ورود به تیک: 1384، فورم "مای ایمی"
تخصص: کشف نام ها و اسامی کشورهای بلوک شرق سابق، حافظه ی تصویری فوق العاده، دلبستگی به اسامی دقیق فارسی.
یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:
8.1. Cocoshaker
8.2. Zaika Zaznaika
8.3. Zeno
8.4. استاد نجار و وروجک
8.5. اشک تمساح
8.6. ایست
8.7. بابالوها
8.8. بالانل، سگ کوچولو
8.9. بانی فیکس به تعطیلات می رود
8.10. بچه خرس های قطبی
8.11. بچه زنبورهای کوچولو
8.12. بچه های تورومیرو
8.13. بچه های مدرسه
8.14. بلوط دانا
8.15. بوژان
8.16. پر لک لک
8.17. پسر رعد آبی
8.18. تابالوگا، اژدهای سبز
8.19. توتر لاکپشته
8.20. تیلز، بلای جان گربه ها
8.21. جزیره ی گریز
8.22. جک هالبورن
8.23. چیپ و چارلی
8.24. خاکستری
8.25. خانواده ی دی
8.26. خانواده ی وحوش
8.27. خرس کوچولو 2
8.28. خرگوش و خارپشت
8.29. داستان های بابا سمور
8.30. داستان های دانی
8.31. راز یک رمز
8.32. رؤیای شیرین
8.33. سطل سحرآمیز
8.34. سفرهای دلاور کوچک
8.35. سفرهای کوکی
8.36. سلامی برای میمون
8.37. سوئیمی
8.38. سه کله پوک
8.39. شکارچی بزرگ
8.40. شکارچی پروانه
8.41. شکارچیان روباه
8.42. شهر بچه ها
8.43. شهر دایناسورها
8.44. شهر گربه ها
8.45. علی بابا و چهل دزد بغداد
8.46. غریبه ای از فضا
8.47. فوتبال قزاق ها
8.48. فیل خوبی باش
8.49. قصه های آقا خرسه
8.50. قصه های پاوا
8.51. قوقولی
8.52. کاپیتان جنگل
8.53. کارآگاه فنیک
8.54. کانگوروی کنجکاو
8.55. کشتی فضایی
8.56. گامبا
8.57. گربه ای به نام واق
8.58. گربه های فضایی
8.59. گوش چارخونه ای
8.60. گوشی تا
8.61. لوله پاک کن
8.62. ماجراهای اردک کوچولو
8.63. ماجراهای جیک جیکو
8.64. ماجراهای گربه کوچولو
8.65. ماجراهای من و کلاهم
8.66. ماجراهای وینسنت
8.67. ماهیگیر بزرگ
8.68. مدرسه ی پرماجرا
8.69. مسابقه ی کراش
8.70. مگ مگ و دوستان زبل
8.71. مهمان کوچولویی از فضا
8.72. میکروبی
8.73. میونل، قوی ترین گربه ی دنیا
8.74. نانوک
8.75. نفر بعد
8.76. هیوگو، اسب آبی کوچولو
8.77. یوکی.


9. پرشیانا ("پانتی فرهنگی")
شناسه: Persiana
جنسیت: زن
تاریخ تولد: 1355
محل سکونت: تهران
سال ورود به تیک: 1385، فورم "گزاره"
تخصص: آشنایی با زبان چینی، یافتن فایل های صوتی و تصویری بی نظیر.
یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:
9.1. Deer Ring
9.2. Kak Kozlik Zemlju Derzhal
9.3. Ostorozhno Shuka
9.4. Ostrov
9.5. Stepantsev Petukh Kras
9.6. آدم برفی 2
9.7. آقای با
9.8. اسب تروآ
9.9. باغ سیب
9.10. دست و رو نشور
9.11. فانتیک
9.12. مسابقه ی بزرگ در پینچ کلیف.


10. خاطره
شناسه: Khatereh
جنسیت: زن
تاریخ تولد: ؟
محل سکونت: ؟
سال ورود به تیک: 1388، فورم "کودکی"
تخصص: وبگردی.
یابنده ی اولیه ی عکس و اسم اریجینالِ:
10.1. جانی جونز.

Re: تيک، تيم يابنده ي کارتون ها

پست  Emiliano on Fri Dec 18, 2009 7:21 pm


11. رامین ("رامین صادق خانجانی")
شناسه: Ramin
جنسیت: مرد
تاریخ تولد: 1356
محل سکونت: تهران
سال ورود به تیک: 1387، فورم "کودکی"
تخصص: آشنایی با سایت IMDB، دارا بودن آرشیو مجلات سینمایی، نگارش مقالات سینمایی، کشف اسامی و عکس های برنامه ها و کارتون های دهه ی 60.
یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:
11.1. افسانه های هندی
11.2. الپیدیو والدز
11.3. باز هم از روی گودال خواهم پرید
11.4. برکه ی حیوانات
11.5. بیل و کمند
11.6. پاتراتل
11.7. پازور
11.8. پتسی باربر
11.9. پسر کوچولو
11.10. پینوکیو 2
11.11. توبی تایلر
11.12. خطر برای گای
11.13. سفرهای بابی
11.14. سه خرس عروسکی
11.15. عصاره ی تنبلی
11.16. عملیات سیب زمینی
11.17. قار
11.18. گربه ای به نام دوریس
11.19. گنجینه های برف
11.20. ماجرای دلتای دانوب
11.21. ماجرای کوتوله ها
11.22. ماکسی کت
11.23. هوتسن پلوتز.


12. سجاد ("سجاد م.")
شناسه: Sajjad
جنسیت: مرد
تاریخ تولد: 1364
محل سکونت: اهواز
سال ورود به تیک: 1383، فورم "گفتمان"
تخصص: کشف برنامه ها و کارتون های ژاپنی، آشنایی با کتاب ها و نویسنده های معروف.
یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:
12.1. افسانه ی سه برادر
12.2. افسانه ی شجاعان
12.3. بینوایان 1
12.4. پسر مبتکر
12.5. تیک و تاک
12.6. خیاط کوچولوی شجاع
12.7. دوقلوها
12.8. سفرهای کومون
12.9. شجاع و شیرین
12.10. شهر آجیلی
12.11. شهر بیشه ها
12.12. گروه شین سن.


13. سیما
شناسه: Siman1
جنسیت: زن
تاریخ تولد: ؟
محل سکونت: ؟
سال ورود به تیک: 1387، فورم "کودکی"
تخصص: کشف سریال های زنده ی ژانر کودک.
یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:
13.1. بچه های راه آهن
13.2. جنگلبان
13.3. سلیا
13.4. کوچکترین عضو خانواده
13.5. گل های زرد شب بو
13.6. نامادری.


14. صورتک ("حمیدرضا م. ح.")
شناسه: Sooratak
جنسیت: مرد
تاریخ تولد: 1357
محل سکونت: مشهد
سال ورود به تیک: 1382، فورم "گفتمان"
تخصص: حافظه ی تصویری فوق العاده، دلبستگی به برنامه های ایرانی.
یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:
14.1. Chlopiec
14.2. سگ و گربه
14.3. هاکل و جاکل
14.4. هکتور هیتکوت.


15. فرهاد پناهی
شناسه: Farhadpanahi
جنسیت: مرد
تاریخ تولد: ؟
محل سکونت: تهران
سال ورود به تیک: 1383، فورم "گفتمان"
تخصص: حافظه ی تصویری فوق العاده، کشف اسامی و عکس های برنامه ها و کارتون های دهه ی 60.
یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:
15.1. Otroki Vo Vselennoj
15.2. دختری به نام نل
15.3. دژ فضایی
15.4. عنکبوت آبی
15.5. مداد جادو
15.6. ند و نپتون.


16. مانی نبوی
شناسه: Maninabavi
جنسیت: مرد
تاریخ تولد: ؟
محل سکونت: تهران
سال ورود به تیک: 1385، فورم "مای ایمی"
تخصص: وبگردی.
یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:
16.1. گربه ی بازرس
16.2. همسایه ها.


17. ملودی ("ملودی هاشمی")
شناسه: Mld_msm
جنسیت: زن
تاریخ تولد: 1362
محل سکونت: تهران
سال ورود به تیک: 1384، فورم "گفتمان"
تخصص: وبگردی.
یابنده ی اولیه ی عکس و اسم اریجینالِ:
17.1. غول های دریاچه.




تهیه و تنظیم: امیلیانو (امیر)
به روزرسانی: 27 آذر 1388.

Emiliano

تعداد پستها: 694
Registration date: 2007-10-25

خواندن مشخصات فردي

 سياه (تلاش براي يافتن نام ها و عکس هاي برنامه هاي کودک)

پست  Emiliano on Fri Dec 18, 2009 7:16 pm


سیاه، سفید، خاکستری


سیاه، سفید، خاکستری (فهرست برنامه های کودک کشف نشده، کشف شده و نیمه کشف شده توسط "تیک"، تیم یابنده ی کارتون ها)


لیست سیاه (برنامه های کودک کشف نشده)


1. از اواخر سال 1382 و در فورم های مختلفی مانند "گفتمان"، "گزاره"، "مای ایمی"، "گفتگو"، "غروب"، "ایران دابینگ"، "انیمی پردایس"، "دیدار"، "کودکی"، "کودکی – نوجوانی" و ... و به کمک دوستانی که در زیر اسامی شون می یاد، از بیش از 1300 برنامه ی کودک خارجی و داخلی، شامل کارتون، عروسکی و زنده، نام اریجینال و عکس های مختلفی در دنیای اینترنت گذاشتیم. البته اسامی نایاب و عکس های توپ و دست اول، نه عکس های دستِ هزارُم و تکراری ای که حدود سیزده، چهارده ساله دست همه چرخیده! وقتی صحبت از "اسم اریجینال" می شه، مسلماً بیشتر حجم کار، روی برنامه های خارجی بوده؛ اما، در این بین از برنامه های داخلی هم عکس های زیادی آپلود کردیم. بیشتر فورم هایی که ذکر شد، دود شده ن و دیگه نیستن و به همین خاطر هم ما این همه اسباب کشی و خونه عوض کردیم. فعلاً هم اینجا هستیم.
2. ما به دنبال اسامی اریجینال و در نتیجه عکس از برنامه هایی هستیم که طی این شیش، هفت سال، که از زمان تشکیل بچه های "تیک" ("تیم یابنده ی کارتون ها") می گذره، با وجود جستجوهای فراوون، هنوز پیدا نشده ن؛ به عبارتی، کشف نشده ها (تحت عنوان "لیست سیاه") و نیمه کشف شده ها (تحت عنوان "لیست خاکستری"). برای دونستن معنی عبارت "نیمه کشف شده" به بخش "لیست خاستری" مراجعه کنید.
3. نبودن نام برنامه ای در "لیست سیاه" 99 درصد به معنای پیداشدن نام و عکس از اون برنامه است. یک درصد هم باقی گذاشتیم برای ازقلم افتاده ها. شما هم می تونید با طرح سؤالاتون، این لیست رو کامل تر کنید. آشنایی با شما باعث افتخار ماست.
4. اگه جلوی سؤالی ننوشته ام سؤال از کیه، معنیش اینه که اون سؤال از خودم، "امیر"ه.
5. مِلاک جمع آوری آرشیو از کارتون ها، تنها برنامه های داده شده از دو شبکه ی 1 و 2 از سال 1357 به بعد بوده و هست. در این لیست، کارتون ها و فیلم های قبل از 1357، شبکه های دیگه، شبکه های استانی، شبکه های ویدئویی (سی دی ها و دی وی دی های مختلف شرکت های صوتی و تصویری)، شبکه های کشورهای دیگه، جشنواره ها، برنامه هایی که خبرشون در جراید یا اخبار اینترنتی چاپ و گذاشته شده، برنامه هایی که در باکسی به جز باکس کودک داده شده ن و امثال اون ها جایی ندارن.
6. ذکر اسامی، سؤالات، توضیحات و استفاده از عکس ها و لینک ها فقط و فقط با ذکر منبع مجازه. متشکریم.




لیست سیاه

1: کارتون (دوبعدی، سه بعدی، اتود، فتوانیمیشن، کلاژ) خارجی شبکه ی یک:

1. تاکسی: تک قسمتی. مَردی با کت و شلوار این قدر منتظر تاکسی می موند و "تاکسی، تاکسی!" می کرد و هیچ تاکسی ای براش نگه نمی داشت که دیوونه می شد و آخرش دو نفر با لباس سفید می یومدن و با آمبولانس به تیمارستان می بُردنش. سکانس آخر درحالی که دیوونه شده بود می گفت: "تاکسی! هه هه هه! تاکسی! هه هه هه!" کلاژ و با روزنامه بود. تموم جمله ای که در سراسر این کارتون گفته می شد، همین "تاکسی" بود. دهه ی 60.
2. تک قسمتی. دو پهلوون چینی نیرومند، که یکی شون می بایست فرمانده ی سپاه می شد، مسابقه ای دادن و پیرمردی داور و برگزارکننده ی مسابقات بود که اول گفت سنگی رو پرتاب کنن، بعد پرِ پرنده ای رو داد و ازشون خواست اونو به طرف دیگه ی دیوار بندازن. یکی با زورِ بازو این کارو کرد و موفق نشد و یکی با عقل و با فوت ساده ای، برنده شد. وقتی پر به اون سمت دیوار می رفت، بچه ها تو کوچه ها می دویدن و آواز چینی می خوندن. سبک حرکتشون خیلی آروم و با موج و شبیه "Deer Ring" بود. (سؤال من، "حمید" و "امین".)
3. پیت جهانگرد: "پیت" شبیه"غوغا در جزیره ی متروک" و عینکی بود. یه بار زیر آب می رفت و با اسب دریایی دوست می شد که سروکله ی کوسه پیدا می شد. دهه ی 60.
4. پیتر (؟): سری موزیکال و بی کلامی از پسری کوتوله با موهای سیاه، شلوار بندیلکی آبی رنگ و جورابای سفید. یه بار با لپ های بادکرده و سر دستمال بسته به دندونپزشکی می رفت و دندونپزشکه با چکش و آچار به مطب می رفت و کلی سروصدا از مطبش می یومد و تخمای این پاپیون می شد! آخر هم که دندون پسره رو کشید، دندونه اندازه ی چارپایه بود و اون هم دندون رو با خودش بُرد، جای چارپایه ازش استفاده کنه. یه بار هم انگشتش توی شیر آب گیر کرد و خونه رو آب بُرد و سکانس آخر خودشو با بدبختی به تلفن رسوند و به آتیش نشونی زنگ زد. یه بار هم جادوگر بدجنسی بهش غذا می داد تا اونو بخوردش. این قسمتش تأثیر گرفته از قصه ی معروف "هانسل و گرتل" بود. کاراکترش شبیه "پازور" و کمی شبیه "پسر مبتکر" بود. دهه ی 60. (سؤال من، "حمید"، "رامین" و "بابک".)
5. انیمیشن لهستانی و اپیسودیک با داستان های مستقل، که تو یه قسمتش کاراکتراش پسری بود، با گوسفند و یه حیوون دیگه، که این سه سوار سه چرخه می شدن. دهه ی 60. (سؤال "رامین".)
6. پَرآبی: تک قسمتی. مرغابی ماده و آبی رنگی که هر بار تخم می ذاشت، راسویی فش فش کنون می یومد و اونا رو می خورد و پَرآبی اشک می ریخت و اشکاش توی برکه می ریخت. در پایان درخت ها کمک کردن پر آبی تخماش به جوجه تبدیل بشن. دهه ی 60.
7. Jaise Ko Taisa یا Tit For Tat: انیمیشن هندی و ساخته ی Madhab Kunte و داستان معروف روباه و لک لک و قصه ی همیشگی غذا خوردن از بشقاب و کوزه. تو این ورژن پوزه ی روباهه توی کوزه گیر می کرد. (سؤال "رامین".)
8. Darpok Ki Dosti یا Coward's Friendship: انیمیشن هندی محصول 1982 و ساخته ی Prakash Jha و داستان روباهی که ببری رو گول می زنه که برن، به مزرعه ای حمله کنن و مرد روستایی مزرعه دار با بلوف، ببر رو می ترسونه و روباهه برای دلگرم کردن ببره، دُم خودش رو به دُم ببره می بنده تا با هم برن به مزرعه و سراغ کشاورزه؛ اما، این بار هم کشاورزه خودشو نمی بازه و به روباهه می گه متشکرم که ببر رو واسه م آوردی و دوباره ببره می ترسه و در می ره. روباه هم که دُمش به دُم ببره وصله، از بس به این طرف و اون طرف می خوره، تلف می شه. (سؤال "رامین".)
9. خرگوش باهوش (؟): شیری که هر بار یه حیوون جنگل رو می خورد و خرگوشی که اونو بُرد کنار چاه و بهش گفت این اجازه نمی ده من بیام پیش تو، تو منو بخوری. بعد شیره به عکس خودش تو چاه حمله کرد و حیوونا از دستش راحت شدن. دهه ی 60.
10. کرمی که می رفت تو لونه ی خرگوشی و خرگوشه می یومد، می پرسید "کی تو خونه ی منه؟" و اون هم درحالی که تصویر سرخ و مشکی و به سبک کوبیسمی هم رعب و وحشت رو تداعی می کرد، صداشو کلفت می کرد و می گفت "منم، من. آن که 1000 فیل جنگی را حریف است و مردان بسیاری را بر زمین افکنده است. بدانید که من از همه برترم." صداش تو اون لوله می پیچید و پُرطنین می شد. کلی هم رجز می خوند. خرگوش هم می رفت و هرکیو واسه کمک می آورد، مثل گرگ و ببر و شیر، همه از اون صدا می ترسیدن و نهایتاً قورباغه ی دانایی داخل لونه رفت و گفت "من حاضرم باهات مبارزه کنم" و کرمه هم ترسید و فرار کرد. (سؤال "حمید" و "بهرام".)
11. تک قسمتی و کوتاه. ساخت اروپای شرقی. تراموایی قدیمی، کند، پیر و سبزرنگ که سبیل و قیافه ی خسته ای داشت و موقع حرکت این طور به نظر می رسید که کوپه هاش از هم جدا می شن. ترامواهای جدید؛ مثل، ترن های ت. ژ. و فرانسه با سرعت کار می کردن و یکی شون سربه سرش این قدیمیه می ذاشت و پشت سرش بوق می زد یا با چنگک مسافراشو می قاپید! اما شبی تراموای 99 به ایستگاه برگشت و دید همه ی ترامواها دو طرف ایستاده ن و پروژکتورها روشن شدن و این انگار سان می دید. ترامواها حلقه ی گلی گردنش انداختن و بازنشسته ش کردن. بعد از بازنشستگی غصه دار شد؛ اما، بچه ها سراغش اومدن و رفتن شهر بازی و تراموا چرخ و فلکشون شد و سوارش شدن. (سؤال "پرشیانا"، "بهرام" و "رامین".)
12. اتوبوس شماره ی 99: سریالی از اتوبوسی که همیشه آرزوش این بود که 100 بشه و تو قسمت آخر هم به آرزوش رسید. (سؤال "رامین".)
13. Rooster’s Coin یا Petlyovata Para: انیمیشن بلغاری (1970) و ساخته ی Radka Bachkarova از خروسی که سکه ای داشت و سربازان پادشاه اون سکه رو ازش می گیرن. خروسه هم سراغ شاه می ره و اون قدر قوقولی قوقو می کنه که شاه رو از خواب می ندازه. هیچ کدوم از بلاهای شاه؛ مثل، انداختن دو روباه به جون خروس، فایده نداره و شاه کم می یاره و خروس رو می بره به خزانه ش و اون هم سکه شو برمی داره و می ره خونه ش. (سؤال "رامین".)
14. گلی برای مژگا (گلی سفید برای میچکا؟): فیلمی ساخت مجارستان (یا رومانی؟) از دختری کور که پسری از "عمه پتا"ی جادوگر براش گل سفیدی می گرفت و عصاره ی اونو تو چشم دختر می چکوند و اون خوب می شد. (سؤال "بابک".)
15. کشوری که هواش اون قدر سرد بود که حرفای مردم یخ می بست. وقتی حرف می زدن یا سلام می کردن، حرفاشون مثل قندیل قشنگ می شد. تاجری هم آوازهای قندیل شده را بار کشتی کرد که بِبَره؛ اما، قندیل ها وسط راه آب شدن و همه جای دریا پُر از آواز شد. (سؤال "بابک" و "محمود".)
16. قطره و لکه (؟): یکی بزرگتر و یکی کوچیک بودن. هردو چشمای درشت و مژه های بلندی داشتن، حرف می زدن و شبیه خپل ها راه می رفتن و کمی شبیه "قارچ کوچولو" بودن. تابستون 73. (سؤال من و "بهرام".)
17. صندوق پست: صندوق پست، دختر بود با روبان قرمزی به سر. زرد بود و راه هم می رفت و با پای پیاده نامه ها رو به به مقصد می رسوند. یه بار هم دنبال "خیابون گلابی" می گشت. این کارتون ایده ی "صندوق پست" ("کلاه قرمزی") ساخته ی "ایرج طهماسب" شد و این کارتون توی جُنگ "کلاه قرمزی" داده می شد. دهه ی 70.
18. تک قسمتی. شهری که دچار خشکسالی شد و دخترکی که مادرش تشنه بود، با ملاقه برای اون آب می آورد. نقاشی هاش به سبک کات اوت سایه ای و سیاه بود و چهره ها دیده نمی شد. دهه ی 70.
19. دل موش، پوست پلنگ (؟): تک قسمتی. موشی که خیلی ترسو بود و آرزو داشت بقیه ازش بترسن. یه بار به کمک پیرمردی، تبدیل به ببر شد. اولش بقیه ازش می ترسیدند؛ اما، اونقدر از خودش ترس نشون داد که حتا گربه های وحشی جنگل هم دنبالش می کردند. آخرش هم قصه گو گفت: "اون ترسید؛ چون، قلب یه موش درون سینه ش بود." (سؤال "حمید".)
20. تک قسمتی. شهری که همه ی مردمش راستگو بودن و کنار دستگاه همبرگری صف می بستن و می گفتن: "من دریافت نکرده م." و دستگاه به هر کدوم ساندویچی می داد. تا این که دروغگویی از فضا اومد و به اونا دروغ گفتن رو یاد داد و دستگاه اول ارور داد و آخر سر ترکید. (سؤال "سجاد" و "بهرام".)
21. نقشه ی سیاه: کارتونی تک قسمتی، بلند، سیاسی و بی سر و ته از ژنرال چهارستاره ی امریکایی با عینک تک چشمی و صدای "پرویز ربیعی"داخل زیردریایی بود و دختر و پسر جوونی رو داخل موشکی می فرستاد. رؤسای اون کشورایی که زیردریاییه ممکن بود بینشون جنگ راه بندازه، یکی شبیه "نیکسون" بود و اون یکی شبیه "برژنف" و تو یه صحنه با نگرانی داشتن با هم تلفنی حرف می زدن. بیشتر درمورد جاسوس بازی بود و سگ و گربه ای هم تو این کارتون بودن که اسم سگه "سگ" و اسم گربهه "گربه" بود! دهه ی 60. (سؤال "بهرام"، "رامین" و "محمود".)
22. میا و دوستان: ژاپنی. گربه ای کوچولو با دوستان گربه و سگش! که صاحبشون براشون خونه درست می کرد و میا کلی از دوستان گربه و سگ کوچولوشو تو اون کلبه می آورد و صاحبشو عصبانی می کرد. بهار 84.
23. کاستا: کارتون ترکی (؟) از دو برادر لاغر با الاغ خاکستری شون که می خواستن پول دربیارن. ظاهر شخصیت ها شرقی و لباساشون شبیه تُرک ها و لبنانی ها بود. الاغه هم شبیه الاغ "بامزی، قوی ترین خرس جهان" بود. ساعت 6 صبح تابستون 84. (سؤال من و "بهرام".)
24. ماجراجوی کوچک: پسری لاغر و بلوند به همراه با موش ماده ای کوچولو، خاکستری، لوند و تپل که ته دُمش روبان داشت و سگی سفید، گنده و پشمالو که هیکلش دو برابر پسره بود و دایم موهای سرش، جلوی چشماشو می گرفت. پسره شلوار سفید، کاپشن کوتاه قرمز و تی شرت سفید کوتاهی می پوشید و همیشه نافش دیده می شد. دوبلورهای پسر، موش و سگ به ترتیب "مهوش افشاری"، "شایسته تاجبخش" و "شهروز ملک آرایی" بودن. تابستون 85.
25. آتش نشان ها: چند سگ لاغر آتش نشان. خانومه گردنبندی با آرم "رپ" داشت و این گردنبند دائم سانسور می شد. تابستون 85.
26. حیوانات بازیگوش: دو گوزن لاغر نر و ماده ی قهوه ای رنگی که کاراکترای اصلی بودن و نره خیلی لوس حرف می زد و دوبلورش "اردشیر منظمی" (؟) بود. اونا مثل آدما روی دوپا راه می رفتن. یه فیل خاکستری و بداخلاق هم بود با صدای"شهروز ملک آرایی" و البته چند حیوون دیگه. توی تیتراژش فیله حموم می کرد و چرتکه تو خرطومش گرفته بود و داشت پشتشو می شست که دوربین می یومد سمتش و اون می زد، لنزشو می شکست. تابستون 85. (سؤال من و "اسمم".)
27. اسباب بازی ها: ژاپنی. شبه مانگایی از اسباب بازی هایی که منفی بودن و باید داغون می شدن. جمعه های تابستون 85. (سؤال من و "اسمم".)
28. قصه های شیرین: تک قسمتی. پسری به نام "هنری" با موهای مجعد مدل هیپی های دهه ی 70 که عاشق شکلات بود و با خوردن زیاد شکلات، روی تموم بدنش لکه های شکلاتی پیدا شد و دکتر اسم این بیماری رو "تب شکلاتی" گذاشت؛ اما، هنری از بیمارستان فرار کرد و در راه با راننده ی کامیونی به نام "مک" آشنا شد. مک اونو پیش پزشکی به نام "آلفرد" ("دکتر قندی") برد و اون با قرص های وانیلی، خوبش کرد. صداپیشگان: "مهین برزویی" پرستار، "جواد پزشکیان" دکتر قندی/ دزد/ نقش های متفرقه، "علی همت مومیوند" دزد. "مک" بین راه، موقع رانندگی می خوند: "تندتر برو ماشینم، تندتر و تندتر، اگه که تندتر نری، دیرم می شه من." پخش مجدد: تابستون 86.




2: کارتون (دوبعدی، سه بعدی، اتود، فتوانیمیشن، کلاژ) خارجی شبکه ی دو:

29. تک قسمتی. موشی به نام "مارتا" که از روستا به شهر آمد و در اثر خوردن مواد شیمیایی از قوطی ای بزرگ و قدبلند شد. اون با پالتویی بلند میون آدما می گشت؛ البته، زن بود و تو منزلش، که کنار اسکله بود، لباس زنونه می پوشید؛ اما، وقتی بیرون می رفت کلاه شاپو و لباس مردونه می پوشید و صداشو دورگه می کرد تا اذیتش نکنن. اسم دوست صورتی رنگش "نوزی" (تودماغی/ بینی بلند) بود که دماغ بزرگی شبیه خوک داشت. چشم هاش هم طوری بود که عینک رو تداعی می کرد. نوزی توی آبگیری زندگی می کرد و اون آبگیر کوچولو، سرسره هم داشت و با دوستاش دائم مشغول بازی بودن. روزی نوزی تصمیم گرفت به شهر بره و اون شب اون رو توی رستورانی در شهر دیدن و می خواستن بگیرنش، که موش بزرگ نجاتش داد و به نوزی توی شهر زیاد خوش نگذشت. نوزی و مارتا؛ که، تصادفاً مواد دیگه ای رو خورد و دوباره کوچیک شد، در نهایت به آبگیر کوچولوی نوزی برگشتن. فضای کارتون خاکستری، فلسفی، دلگیر و موضوع کلیش درمورد آلودگی محیط زیست بود. (سؤال "بهرام" و "آرین گرل".)
30. کارتون کره ی شمالی (؟) از سربازای امریکایی که بمب ساعتی تو خونه های مردم کار می ذاشتن. پسری با خواهر مریضش متوجه این کار اونا می شن و بمبی رو پیدا می کنن و می بندن به گردن یکی از سگای امریکایی ها و سگه هم می ره تو قرارگاه امریکایی ها که جلسه بوده و بمبه منفجر می شه. (سؤال "رامین".)
31. تکنیک های نقاشی: آموزش نقاشی توسط سه قلم موی سه بُعدی. یکی بلوند و زن بود، یکی مشکی و مرد و یکی قلم موی دیواری و کثیف. پاییز 84.
32. سرزمین میوه های خوشمزه: Frooties (؟) تعدادی میوه ی رنگارنگ با نقاشی های بسیار ساده و شبیه "عجیب و غریب ها" در زمینه ای سفید. تیتراژشو "کنعان کیانی" می گفت. پخش مجدد: زمستون 85.
33. امید و آرزو: "امید" اسم پسره (با صدای "رزیتا یاراحمدی") و "آرزو" اسم دختره (با صدای "آزیتا یاراحمدی") بود که سوار بر تختخواباشون به جاهای مختلف سفر می کردن. دوست این دو "نی نی" (با صدای "محمد عبادی") و بدمن داستان جونوری شبیه طوطی یا "فلو" در "قطره ی باران" (با صدای "تورج نصر") بود. اسم تعدادی از قسمت هاش: "امید و آرزو و دریای عجیب"، "امید و آرزو در شهر ساندویچی"، "امید و آرزو در شهر زمان"، "امید و آرزو در شهر خیس"، امید و آرزو در شهر چراغانی" و "امید و آرزو در شهر حباب ها". پخش مجدد: تابستون 86.



3: عروسکی (دستکشی، انگشتی، خمیری، استاپ موشن، تنپوش) خارجی شبکه ی یک:

34. آدم برفی های کوچولو (سیزده آدم برفی کوچولو؟): سیزده آدم برفی که چوب اسکی داشتن و اسکی می کردن و هربار قصه ی یکیشون از صبح تا غروب گفته می شد. فضای کارتون؛ و بخصوص، غروب هایی که این آدم برفی ها به خونه برمی گشتن، خیلی غمگین و گرفته بود. یه قسمتش پدر و پسری به شکار می رفتن و پدر به دخترش "امی" توصیه کرد مراقب آتیش باشه که خاموش نشه؛ اما، "امی" بیرون رفت و بازی کرد و آتیش خاموش شد و یکی از آدم برفی ها به نام "جری" کمکش کرد. یه بار هم "لاپوتی" خرگوشی رو که تو تله ی گرگ افتاده بود، نجات داد؛ اما، خودش می افتاد تو تله. یه قسمت "ویپی" به پیرمردی با صدای "جواد پزشکیان" تو ماهیگیری کمک می کرد. یه بار هم یکی از آدم برفی ها به "دانی" یاد داد که تو ماهیگیری تلاش مهمه و چیزی به نام سِحر و جادو وجود نداره؛ چون، "دانی" فکر می کرد با گفتن ورد جادویی، می شه ماهیا رو بزرگ یا کوچیک کرد. دهه ی 60.
35. بندانگشتی Thumblina: ورژنِ تک قسمتی عروسک ریزنقش، بلوند و خوشگل که قورباغهه می بردش بهش می گفت باید با پسرش ازدواج کنه! پرستوی زخمی ای هم بود که "بندانگشتی" در لونه ی "موش کور" ازش پرستاری کرد تا خوب شد. دوبلور بندانگشتی "مریم شیرزاد" بود. دهه ی 60. (سؤال من و "حمید".)
36. دخترک کبریت فروش The Little Match Girl یا Match Uri No Shojo: تک قسمتی و شبیه عروسکِ بند انگشتی (احتمالاً همون عروسک) و باز هم با صدای "مریم شیرزاد". قصه ی معروف دخترکی کبریت فروش که از سرما تموم کبریتاشو روشن می کرد و چهره ی مادربزرگشو تو آتیش کم اونا می دید و صبح روز عید مردم جسدشو تو خیابون پیدا می کردن. کارگردان: Matsue Jinbo، تهیه کننده: Gakken، محصول 1967 ژاپن. دهه ی 60. (سؤال من و "آیدین".)
37. باغ وحش مومی: خمیری و موزیکال. اولش حیوونا و درخت ها از خمیرهای رنگی درست می شدن و میمونی قهوه ای با صورت سفید و دستای خیلی دراز هم بود که در طول قصه این و بقیه ی کاراکترها مدام تبدیل به گلوله ی خمیر می شدن و دوباره به شکل اولشون درمی یومدن. دهه ی 60. (سؤال "بابک".)
38. تک قسمتی. بندباز ژاپنی ای (یا چینی؟) با صدای "تورج نصر" که به خودش و هنرش مغرور و درنتیجه چاق و از کار بی کار می شد. راوی هم داشت که آخرش نتیجه گیری اخلاقی می کرد. دهه ی 70. (سؤال من و "حمید".)
39. خرس کوچولوی موآبی: تک قسمتی و محصول ژاپن. خرس آبی رنگی با صدای "ناهید امیریان" که از رنگ پوستش ناراضی بود و از قنادی خواست روش پودر قند بپاشه تا سفید شه؛ اما، زنبورا تموم قندا رو خوردن. خرسه بعدش به خودش رنگ قهوه ای زد؛ اما، چون شبیه خرس های واقعی شده بود، همه ازش می ترسیدن. درنهایت به همون رنگ آبیش راضی شد. یه بُز هم بود که عاشق گل بود و حتا صابونی رو که بوی گل می داد، خورد. بزه می خوند: "تابستونه، تابستونه، همه جا سبزه فراوونه، چه مزه ای داره علف، چه مزه ای داره گُلا." (سؤال من و "بهرام".)
40. تک قسمتی. در شرق دور، شکارچی مرغابی ای به نام "گمبه" بود که هر روز فقط یه مرغابی شکار می کرد و با زنش می خوردن. روزی یکی ازش پرسید چرا بیشتر شکار نمی کنه، بفروشدشون و گمبه هم طمعکار شد و با دوتا مرغابی ادامه داد و بعد سه تا؛ ولی، ارضا نشد. تااین که یه شب رفت به گردن تموم مرغابی های خوابیده طناب بست و سر طنابا تو دستش بود که صبح شد و مرغابی ها، همه با هم پرواز کردن و گمبه رو با خودشون تو آسمون بردن. بچه های ده هم روی زمین دنبال گمبه و مرغابی ها می کردن و همه ش می خوندن: "گمبه تو آسمونه!" آخر سر هم گمبه به ساختمون بلندی رسید و طنابو ول کرد و نجات یافت. (سؤال "بهرام".)
41. دو قلم موی ظریف زن و مرد. زنه بلوند بود. این دو با هم ازدواج کردن و بچه شون از خط هایی که اون دو کشیدن، به وجود اومد. یه پاک کن بدجنس هم بود که کرم می ریخت. یه بُرس نقاشی ساختمونی هم بود که بدجنس، بداخلاق، زشت و دماغ گنده بود. قلم موها گاهی مثل هلی کوپتر با موهاشون پرواز و از دست بُرسه فرار می کردن. یه صحنه قلم موی مرد، روی دماغ بُرسه وزنه ای از نوع پابند زندونیا کِشید. (سؤال "بهرام".)
42. استاپ موشن از پسری که فقط می خواست شیرینی بخوره و از نمک بدش می یومد. یه بار غذاشو انداخت دور و رفت تو رؤیا که توی اون همه چی از شیرینی ساخته شده بود. (یا دست به هرچی می زد، شیرینی می شد؟) آخر سر، برمی گشت به واقعیت و تصمیم می گرفت غذاشو بخوره. (سؤال "رامین".)
43. روباه و خرس و گورکنی با نام های "روبی"، "خرسی" و "گوری" ("گوبی"؟) با هم دوست بودن. دوبلور خرسه "صادق ماهرو" و گوری "کنعان کیانی" بودند. روبی، روباه تنبل بلا، گوری، گورکن زودباور، رو گول می زد تا به حرفای خرسه که شخصیت مثبت داستان و سرپرستشون بود گوش نکنه. یه بار سه تایی می خواستن خونه بسازن؛ اما، روبی، گوری رو گول زد تا برن خونه ی آماده ای پیدا کنند. اونا می خواستن خونه ی سگ آبی رو تصاحب کنن؛ ولی، چون درش زیرآب بود، اونو ندیدن و سگ آبی رو مسخره کردن که چرا خونه ش در نداره. اون هم دریچه ی سد رو باز کرد تا در رو نشونشون بده و آب، روبی و گوری رو که سوار یه تشت فلزی بودند با خودش برد. بعد، این دو رفتند سراغ خونه ی یه جفت خارپشت و درِ خونه رو بستن و خوابیدن. خارپشت ها هم دودکش بخاری رو بستن تا خونه پُر دود بشه و اونا فرار کنن. دهه ی 70. (سؤال "بهرام".)
44. خیالباف: کِلِیمیشن پسرکی خمیری و سه بعدی، به نام "سویی" و شبیه "جیمی نوترون" سه بعدی، با صدای "مژگان عظیمی" و با موهای آلمانی و خرمایی رنگ که به سرزمین دایناسورها، فضا و جاهای دیگه سفر می کرد. اتاق کوچیک و به هم ریخته ای داشت و پدرش دائم اونو چک می کرد. "اکبر منانی" هم از دوبلورها بود. پاییز 85.

Emiliano

تعداد پستها: 694
Registration date: 2007-10-25

خواندن مشخصات فردي
Re: ليست سياه (تلاش براي يافتن نام ها و عکس هاي برنامه هاي کودک)

پست  Emiliano on Fri Dec 18, 2009 7:17 pm


4: عروسکی (دستکشی، انگشتی، خمیری، استاپ موشن، تنپوش) خارجی شبکه ی دو:

45. دو عروسک ژاپنی که کارهای علمی می کردن؛ مثلاً، مورچه یا حلزون در شیشه ای نگه می داشتن یا درمورد فرفره ها، جزر و مد و ... صحبت می کردن. سیم های کنترل شون هم دیده می شد و موقع تکون خوردن مردمک چشماشون این طرف و اون طرف می رفت. (سؤال من و "حمید".)



5: زنده (فیلم کوتاه/ سینمایی/ سریال/ جُنگ/ مجله ی تصویری/ پلاتو/ تله تئاتر/ ترکیبی/ آموزشی) خارجی شبکه ی یک:

Re: ليست سياه (تلاش براي يافتن نام ها و عکس هاي برنامه هاي کودک)

پست  Emiliano on Fri Dec 18, 2009 7:18 pm



10: عروسکی (دستکشی، انگشتی، خمیری، استاپ موشن، تنپوش) داخلی شبکه ی دو:

89. عیدانه (؟): "حسین محب اهری" و بچه دایناسور سبزرنگ و به نام "داینا" که از نوع تنپوش بود. نوروز اوایل دهه ی 70.
90. شهر باتری ها: تک قسمتی. شهری آروم و امن از باتری ها که داشتن زندگیشونو می کردن؛ اما، باتری بدمن بزرگی با برقش شهرو به آتیش می کشید. دهه ی 70.
91. نی نی و خاله ستاره (؟): خاله و نی نی و خواهرِ بزرگترِ نی نی که لباسش شبیه لباس عروس بود. دکورش تو ابرها و "سارا روستاپور"، درنقش"خاله ستاره"بود. "مژگان عظیمی" هم لالایی ها رو می خوند. پاییز 84.




11: زنده (فیلم کوتاه/ سینمایی/ سریال/ جُنگ/ مجله ی تصویری/ پلاتو/ تله تئاتر/ ترکیبی/ آموزشی) داخلی شبکه ی یک:

92. فیلم کوتاه و مسخره ای از پسری که وضع باباش خوب نبود و با قرض و قوله ژیان قراضه ای خریده بود. پسره واسه همه با شوق و ذوق تعریف می کرد که باباش یه ژیان دست ششم (یا دست دهم؟) خریده و پز می داد! یه روز باباهه داشت با ژیانش از روی ریل راه آهن رد می شد که ماشینش خاموش شد و روشن نمی شد و چون قطار می یومد، مجبور شد ولش کنه و قطار هم زد و داغونش کرد. از اون به بعد پسره کینه ی قطارها رو به دل گرفت و بهشون سنگ می زد! (سؤال "رامین".)
93. بچه لاک پشت: فیلم کوتاه از چند پسر جوون و جواد که شرط بستن لاک پشتی رو با مشت بشکنن؛ اما، برادر کوچیکتر یکی از اونا که کلاه بافتنی زرد و کثیفی به سر داشت، لاک پشت رو خرید و نجات داد. فیلمبردار: "علیرضا رضایی". (سؤال من و "حمید".)
94. جُنگی برای فردا: جُنگی که "اکبر عبدی" کاراکتر اصلیش بود. یه بار، بادکنک می خرید و بادکنکا هی می ترکیدن و این گریه می کرد و به دوربین نگاه می کرد و می گفت: "اِه!" البته خیلی ضابلو خودش بهشون سوزن می زد. آقای چاق و عینکی ای هم بود که پیام اخلاقی می داد و "اکبر عبدی" گند می زد به کارای ایشون. این آقا سال 1372 توی چند آیتم "ساعت خوش" هم بازی کرد. یه بار هم این آقا داشت با مداد جدول حل می کرد که "اکبر عبدی" بهش گفت با خودکار حل کنه و اون هم گوش کرد و بعد "عبدی" چند تا جواب اشتباه بهش گفت که حرص یارو دراومد. دکور برنامه هم فضایی ساده و کاملاً سفید بود که گاهی صندلی یا میزی هم درش قرار می دادن. جمعه های دهه ی 60. (سؤال من، "بهرام"، "علیرضا" و "رامین".)
95. تابستان سال آینده: سریالی 2 یا 3 قسمتی که داستانش بر اساس کتاب "سختون"، نوشته ی "ناصر ایرانی" بود و به کارگردانی "کیومرث پوراحمد". بچه های دهی در هیجان برملا کردن راز غاری بزرگ در نزدیکی ولایت خود به سر می بردند. نام غار، "غار دیلمان" بود و قهرمان فیلم، "ولی"، با بازی "محمد تقی بیرجندی" نوک زبانی می گفت: "غار دیلمان طلسم شده. اینو همه می دونن." پدر این پسر هم بلد راه بود و نقشش رو "سیامک اطلسی" بازی می کرد و مادرش هم "محبوبه بیات" بود. "ولی" تصمیم گرفت به تنهایی غار رو فتح کنه؛ ولی، از کوه سقوط کرد، پاش شکست و پاش رو بستن و چون بد جوش خورده بود، مجبور شد با عصا راه بره. با تلاش پدربزرگش "محرم بسیم" اونو به شهر و نزد دکتر بردن و دکتر پای پسر رو مجدد عمل کرد تا بتونه درست راه بره؛ شبیه، "دنی" در "بچه های آلپ". تابستان سال بعد، "ولی"، پدرش و یک گروه کوهنورد حرفه ای به کوه رفتند و تونستند غار دیلمان رو فتح کنن و طلسم و تابوی غار هم شکست و دیگه کسی ازش نمی ترسید. پدربزرگ "ولی" به اون لقب "فاتح غار دیلمان" داده بود. جمعه های سال 63. (سؤال من، "افشین نقشینه" و "بابک".)
96. جُنگی که از قسمت های زیادی ساخته شده بود: پلاتوهاش رو "سیب زمینی پشندی" و مجری، که "اکبر رحمتی" بود، بازی می کردن و این سیب زمینی پشندی که عروسکی تنپوش، زشت و با لب های آویزون بود، می خواست به جنگ "سیب زمینی اسلامبولی" بره. سرود هم داشت. سرودهایی دسته جمعی مثل "یک تکه ابر بودیم/ بر سینه ی آسمان/ یک ابر تیره ی سرد/ یک ابر پُر ز باران/ خورشید گرممان کرد/ باران شدیم، چکیدیم/ ما قطره قطره بر خاک/ از آسمان رسیدیم/ صد جوی کوچک از ما/ بر خاک شد روانه/ از دشت ها گذشتیم/ رفتیم (این تیکه با تأکید بنا می شد و درست در این لحظه دوربین می رفت روی صورت پسرک سیزده، چارده ساله ای که انصافاً خیلی خوشگل و شبیه ایتالیایی ها بود!) شادمانه/ با هم شدیم یک رود/ رودی بزرگ و زیبا/ غرنده و خروشان/ رفتیم به سوی دریا/ دریا چه مهربان بود/ آبی و سرشار از آب/ رفتیم تا رسیدیم/ پیروز شد انقلاب." یا انفرادی مثل "گنجیشک ناز و زیبا/ که می پری اون بالا/ بال و پرت به رنگ خاک/ دلت چه مهربون و پاک/ به من بگو/ وقتی که پر کشیدی/ بابامو تو ندیدی؟/ دیدمش از اینجا رفت/ پیش ستاره ها رفت/ یواش و بی صدا رفت/ ستاره آی ستاره/ پولک ابر پاره/ خاموشی یا می تابی؟/ بیداری یا که خوابی؟/ به من بگو/ وقتی که خواب نبودی/ بابامو تو ندیدی؟/ دیدمش از اینجا رفت/ اون بالا بالاها رفت/ از اون طرف/ از اون راه/ رفته به خونه ی ماه/ ماه سفید تنها/ که هستی پشت ابرا/ نقره کِشون کهکشون/ چراغ سقف آسمون/ به من بگو/ وقتی که نور پاشیدی/ بابامو تو ندیدی؟/ همین جا پیش من بود/ نموند و رفت زودِ زود/ ...". یه شعر دیگه ش: "کی بود، کی بود که پرسید/ تو دل هاتون چی دارید؟/ صدا تا ستاره داریم/ ابر بهاره داریم/ کی بود کی بود که خندید/ احوال ما رو پرسید؟/ بیا که دوست مایی/ هرکی و هر کجایی." و یه جا هم می خوندن: "تفنگمو در می یارم/ پا رو رکابش می ذارم/ سوار اون می شم من/ می رم به جنگ دشمن." زمستون 66. (سؤال من، "بهرام" و "شروین".)
97. یه چشم آلبالو، یه چشم گیلاس: " یه چشم آلبالو، یه چشم گیلاس، منگولتینا!" با اجرای طنز "غلامحسین لطفی"، با تیپ غیر رسمی همیشگی، سبیل و کله ی کچل. (سؤال من، "حمید" و "بهرام".)
98. عید دیدنی: خونواده ای روباتی سخنگو داشتن که شبیه "میکروبی" بود و موقع حرف زدن چشماش خاموش و روشن می شد. "علی عمرانی" پدره بود و "امید آهنگر" پسره. نوروز اواخر دهه ی 60.
99. گرایش: تک قسمتی. پسری لاغر، سفید پوست، مو قرمز، کک مکی، دوازده، سیزده ساله و درونگرا که به الکترونیک علاقه ی زیادی داشت و دائم با کیت های الکترونیکی و تلفن و آیفون خونه شون ورمی رفت. پدرش زنده یاد "هادی اسلامی" و مادرش "پوراندخت مهیمن" بودن. سکانس آخر، پدر و مادر با پیکان از مهمونی اومدن و صدای ممتد بیپ بیپ می شنیدن و درنهایت دیدن توی کمد پسره کیت الکترونیکی (دزدگیر؟) درست کرده. دهه ی 60.
100. تک قسمتی. دو پسربچه ی دبستانی ده، دوازده ساله که یکی فقیر بود و تو درسا قوی و یکی پولدار و بازیگوش. یه بار زرنگه رفت خونه ی پولداره که تو درسا کمکش کنه که ساعت پسر پولداره گم و فقیره به دزدی متهم شد؛ اما، آخر فیلم که یکی از درختای قدیمی باغ بابای پسر پولداره رو، که کنار حوض بزرگی بود، می بُریدن، ساعت از تو لونه ی کلاغی پیدا شد. مستخدم خونهه "حسین کسبیان" بود که وقتی ساعت پیدا می شد، سر تکون می داد و فیلم تموم می شد. دهه ی 60. (سؤال من، "حمید" و "بهرام".)
101. زنگ بیداری (؟): مجموعه ای اپیسودیک با دکور ساده و فقط دو بازیگر: دختری سبزه و پُر سر و زبون با دامن گُل گُلی و باباش ("سیروس گرجستانی"). یه بار دختره می خواست درس بخونه و زنگوله ای خرید که باباش اونو تکون بده. باباش می گفت: "برا بابات رفتی زنگوله شتری خریدی؟" اگه اسمش "زنگ بیداری" باشه، عواملش اینان: کارگردان: "هرمز هدایت". بازیگران: "هرمز هدایت"، "سیروس گرجستانی" و "سیما گرجستانی". جمعه های دهه ی 70. (سؤال من، "حمید" و "بهرام".)
102. روز امتحان: تک قسمتی. دو دختر، یکی سبزه، لاغر، قد بلند، چشم درشت و جنوبی و یکی سفید، تپل، قد کوتاه، چشم ریز و شمالی، تو آبادان با هم دوست و همکلاسی بودن و یه روز که امتحان ریاضی داشتن و تو راه مدرسه داشتن جدول ضربو به صورت آواز می خوندن و می رفتن، پیکانی به دختر جنوبیه زد و دوستش به کمک راننده ی همون ماشین، بردنش بیمارستان. سکانس آخر، دختر شمالیه می یومد سر جلسه و طبعاً دیر می کرد؛ اما، خانوم معلمش بهش دلداری داد و گفت آروم بشینه و برگه شو جواب بده. دختر شمالیه که می خواست جواب امتحانو بده، همه ش می دید باد پنجره ی کلاس رو باز و بسته می کنه و این همه ش کابوس شب گذشته ی امتحان ریاضی یادش می یومد و می ترسید. آخر سر هم پا شد و پنجره رو می بست و با خیال راحت امتحان می داد و همه چیز "به خوبی و خوشی تموم می شد"! موسیقی بندریش با ملودی "دودوتا چارتا" کار "محمدرضا علیقلی" بود. دهه ی 70.
103. تابستانی که گذشت/ آخرین روز تابستان (؟): تک قسمتی. یه شب تابستونی که دو دوست روی پشت بوم خوابیده بودن و داشتن برای تابستونشون نقشه می کشیدن، بابای یکیشون گفت باید پسره بره سر کار. پسر هم تو تعمیرگاه اوستا ("عنایت شفیعی") مشغول به کار شد؛ اما، شاگرد بزرگتره از این خوشش نمی اومد و فکر می کرد می خواد جاشو بگیره. بالأخره یه روز شاگرد قدیمیه با اوستا دعواش شد و اوستا هم خوابوند تو گوشش و اخراجش کرد. پسره هم که داشت می رفت، رو به نقش اصلیه کرد و گفت تلافی سیلی شو درمی یارم. یه روز دیدن مغازه رو دزد زده و اوستا هم از شاگرد جدیده شکایت کرد؛ اما، کار، کارِ شاگرد قبلیه بود که کلید مغازه رو داشت. آخر سر هم این پسره با دوستش دزدو پیدا و به کمک پلیس دستگیر کردن. توی کلانتری هم "عنایت شفیعی" شرمنده شد و باباهه هم به پسرش گفت که دیگه نمی خواد بره سر کار. کارگردانان: "شیرین جاهد" و "حسین سحرخیز". نویسنده: "فرهاد توحیدی". بازیگران: "عنایت شفیعی"، "سیروس گرجستانی"، "محمد شیری"، "منیژه گلچین" ("منیژه دلدار گلچین") و "منوچهر لاریجانی". (سؤال من و "حمید".)
104. تک قسمتی. بابایی که به پسر دبستانیش که تنبل و تجدیدی بود، قول داد که اگه اون سال شاگرد اول بشه، واسه ش دوچرخه بخره. پسره درس خوند و شاگرد اول شد و اوضاع باباهه به هم ریخت و کلی شرمنده شد؛ چون، بی پول بود و نمی تونست قولشو ادا کنه. پسره صبح ها چایی شیرین با پنیر و خاکه قند به جای شکر می خورد. (سؤال من و "حمید".)
105. تعطیلات پرماجرا/ تعطیلات پرماجرای 2 (نی لبک سِحرآمیز): "آتش تقی پور" کوچیک می شد؛ اما، صداش همچنان خفن بود. "کاوه آهنگر" هم پسرش بود. نوروز 73. (سؤال من، "حمید" و "سجاد".)
106. تعطیلات خوش بگذره: شبیه بالایی و با شرکت "حسین رفیعی" و "سیاوش مفیدی". نوروز 74.
107. بچه های دریا (اتو و متو؟): دو برادر جنوبی به نام های "اتو" و "متو" و مادرشون که مثل تموم مادرای کلیشه ای جنوبی، با دریا رفتن این دو مشکل داشت. دهه ی 70.
108. مجموعه ای اپیسودیک و جنوبی که یه قسمتش دو دوست که همسایه هم بودن، تو مدرسه با هم قهر می کردن. دیوونه ای هم با دوچرخه ش رد می شد و می خوند: "دِریا موجه کاکا، دِریا موجه." دهه ی 70.
109. کاش و کاشکی: سری اول که دوبلور پسره "رزیتا یاراحمدی" و دوبلور "کاشکی"، "علی همت مومیوند" بود. پسره این قدر خوشگل بود که رنگ شبکه سیاه و سفید می شد! دهه ی 70.
110. پسری به نام "سینا" با خواهر، بابا و مامانش. پدر "شاهرخ فروتنیان" (؟) بود و پسره 12، 13 ساله و شبیه "محمدرضا فروتن"، ولی سبزه. خواهره هم لاغر، سبزه، قدبلند و شبیه "شیوا بلوریان" بود و دائم سارافون می پوشید. یه قسمتشون شهرداری، اسم کوچه شونو عوض می کرد. بعدازظهرهای جمعه ی اواخر دهه ی 70.
111. باغ ستاره: شبیه "سیب خنده" و بیشتر موزیکال بود. شعر تیتراژش این جوری تموم می شد: "بیاین بریم به باغ ستاره ه ه." یکی ار آیتم هاش "ماجراهای پادشاه لموشمو و جغله" بود که "جواد رضویان" پادشاه و "سپهر آزادی" جغله بود و شاه رو اذیت می کرد. از بازیگرای دیگه ش "مجید صالحی"، "یوسف تیموری" و "بهراد خرازی" بودن. علاوه بر بازیگرایی که اسم برده شد، "حسین رفیعی" و "رضا شفیعی جم" هم بودن. تابستون و پاییز 77. (سؤال من و "سجاد".)
112. ماه شب چهارده: سریالی 10 قسمتی از ماجرای "حسن عباسی"، معلم کاریکاتور شهر ماسوله، که می خواست به بچه های دهکده کاریکاتور یاد بده؛ ولی، آدمای سنتی دِه اون رو بد و مسخره کننده می دونستن. نویسنده و کارگردان: "محمد علی طالبی"، نویسنده ی دیگه ش: "محمدرضا کاتب". بازیگران: "صدف قلی زاده"/ دخترک ریزنقش، سفید و نقش اول داستان، "شیرین بینا"/ مادر، "مریم بوبانی"/ پیرزن دستفروش، "کیومرث ملک مطیعی"/ سرایدار مدرسه و مخالف کاریکاتور، "امیر دژاکام"/ مدیر چاپخونه. قسمت های اول، "کیومرث ملک مطیعی" با این معلمه درگیر بود. یه قسمت "صدف قلی زاده" به "مریم بوبانی" می گفت می خواد عکسشو بکِشه و اون هم آروم می ایستاد و این بهش می گفت "آفرین دختر خوب!". زمستون 84.
113. نم نم بارون: "زهرا سعیدی" که هم قصه می گفت و هم تموم نقش ها رو رو به دوربین های مختلف خودش بازی می کرد. تیتراژ آخرش هم دو ورژن شعر "بارون می یاد" بود، یکی کند و یکی تند و ریمیکس. تابستون 85.




12: زنده (فیلم کوتاه/ سینمایی/ سریال/ جُنگ/ مجله ی تصویری/ پلاتو/ تله تئاتر/ ترکیبی/ آموزشی) داخلی شبکه ی دو:

114. نان آوران: مستند کارهای فنی بچه ها، مثل مکانیکی، تراشکاری، بنایی، قالی بافی و ... در تابستون ها. تابستون دهه ی 60 و همزمان با "تار و پود"، "پلکان" و "یادگاری دایی جواد" که ساخته های "کیومرث پوراحمد" بودن.
115. جوانه ها: جُنگی با اجرای "سونیا پوریامین" که تو تیتراژش چند گل رشد می کردن و خارها رو پاره می کردن. یه قسمتش هم "مصطفی رحماندوست" از کتاب ها و شعرهاش صحبت می کرد یا کتاب دیگه ای رو نقد می کرد. دهه ی 60. (سؤال من و "حمید".)
116. جُنگی از خودکفایی و یادگرفتن مهارت ها که یه قسمتش "طرح کاد" نظام آموزش و پرورش قدیم بود و بدمنی شبیه بدمن "چاق و لاغر"، لاغر، با سبیل و کلاه، سعی در خرابکاری داشت کنه. تو یکی از قسمتا تو یه کارگاه لباس کار پوشیده بود و وقتی نتونست کار بچه ها رو خراب کنه، حواسش پرت شد و دستش رفت زیر دستگاه پرس و اون دستگاه آرم "ساخت ایران" رو روی دستش زد. یه بار هم لباس فروشنده های دوره گرد رو پوشیده بود و با چرخ دستی ای جلوی مدرسه داد می زد "تخمه ژاپنی دارم، شکلات خارجی دارم." یکی از بچه ها ازش پرسید "آقا، تخمه ی آفتابگردون هم دارید؟" و خرابکاره با عصبانیت گفت "نه، فقط تخمه ی ژاپنی دارم. اصلاً فقط جنس خارجی دارم. هر چیزی خارجیش خوبه." پسره هم ناراحت شد و رفت روی پله ها، کنار دوستش، نشست و گفت "چرا بعضیا فکر می کنن که اجناس خارجی از مشابه ایرونیشون بهتره؟" بعد اومد ادای ژاپنی ها رو با تنگ کردن چشماش با انگشتاش دربیاره که یه افغانی چشم تنگ رو دید و کلی خجالت کِشید و انگشتاشو از گوشه ی چشماش برداشت. دهه ی 60. (سؤال من، "حمید" و "بهرام".)
117. خبرنامه: سریال دوبله شده ای درباره ی انقلاب 1357 ایران، ساخته ی "منصور تهرانی" قبل از سفرش به سوئد. دو برادر که یکیشون تیپ تابلو و ریش ستاری داشت اعلامیه پخش می کردن و روزنامه دیواری درست می کردن تا اخبار انقلاب 57 رو پخش کنن. بیشتر ماجرا تو یه قهوه خونه ی بین راهی بین تهران و قم اتفاق می افتاد و اعلامیه ها و روزنامه دیواری ها رو توی این قهوه خونه نصب می کردن. یکی از کاراکترها "سرکار غلامی" ("استوار غلامی") با بازی "عنایت بخشی" بود که ساواکی بود. سایر بازیگران: زنده یاد "اکبر دودکار"، "هدایت نوید"، "روح انگیز مهتدی"، "مسعود رحمانی" و "سیروس اعوانی". کارگردان و موسیقی: "منصور تهرانی". نویسنده و تهیه کننده: "محمد کیانی". سال 65. (سؤال من و "محمد محمودی قیداری".)
118. مسافرخانه ی اتفاق: به کارگردانی "مسعود کرامتی". مرد شهرستانی ای با پسرش می یان تهران تا مَرده، پسر بزرگترش رو که تو درگیری های انقلاب 57 زخمی بوده (یا سرباز فراری بوده؟) با خودشون ببره و مجبور می شن تو مسافرخونه ای مستقر شن. صاحب مسافرخونه هم "احمد آقالو" بود که به این پدر و پسر مشکوک بود. بهمن دهه ی 60. (سؤال "رامین".)
119. کلاس اولی ها: "حسن دادشکر" و "حمید عبدالملکی"دو پسر لوس بودن که به پدرشون، "حسین محب اهری"، "پدر پادشاه" می گفتن و این معمولاً با "اوه" گفتنای کِشدار و همراه با تعجب همراه بود. زنده یاد "منصور والامقام" هم جامه دار بود که پادشاه به او "جامدادی" و پسرها "جامدادک" می گفتن. زمستون دهه ی 60. (سؤال من و "سجاد".)
120. هتل پرستاره: مسابقه ای به تقلید از "هوشیار و بیدار" و با بازی "حسین محب اهری"، "شهره لرستانی" و .... نوروز 69.
121. ق مثل قلقلک (؟): "حسین محب اهری" در پارکی، میون هنرجویان تئاتر با لباس های نارنجی که حلقه می زدن، آموزش تئاتر می داد. "بهراد خرازی" یکی از هنرجوها بود. بعدازظهرهای جمعه های دهه ی 70 و همزمان با "اکسیژن".
122. بابانقلی اومده: با بازی "علی فروتن". زمستون 75. (سؤال "ملودی".)
123. پسرعموها: "بهزاد رحیم خانی" یکی از عموها بود، "فرزانه کابلی" هم یکی از زن عموها. عموها با هم قهر بودن و طبق معمول، بچه هاشون سعی در آشتی دادن اینا داشتن. علاوه بر این دو بازیگر، "محسن قبادی"، "محرم بسیم" و "سیاوش مفیدی" هم بازی می کردن. دوبلور یکی از پسرا، "فریبا شاهین مقدم" بود. جمعه های سال 73.
124. گربه جُله و آقا پسر: شبیه "گربه ی آوازه خوان" و با بازی "سعید آقاخانی" و گربه ای آسمون جُل با عروسک گردونی "لادن رضاجویی"، نویسندگی "حسن لطفی"، تهیه کنندگی "مرتضی متولی" و کارگردانی "فرشته صدر عرفایی". نوروز 77.
125. دوباره بهار: تک قسمتی با بازی "شیرین پورمختار" (در نقش "النا")، "مارال اقدم"(در نقش "ایزت") و "سارا امینیان"(در نقش "بهار"). پخش مجدد: بهار 86.
126. به دنبال مامان: تک قسمتی از خواهر و برادری که می خواستن برای بابای زن مُرده شون، زن پیدا کنن. با بازی "کیمیا مکاری"/ "تینا"، "علی لطیفی"/ داداش، "فرید قبادی"/ باباهه و "بهاره نامجو"/ عمه. کارگردان: "سعید قاسمیان"، محصول زنجان. تابستون 86.



تهیه و تنظیم: امیلیانو (امیر)
به روزرسانی: 27 آذر 1388.

Emiliano

تعداد پستها: 694
Registration date: 2007-10-25

Re: ليست خاكستري

پست  Emiliano on Fri Dec 18, 2009 7:10 pm


لیست خاکستری (برنامه های کودک نیمه کشف شده)


خواندن مشخصات فردي  Re: ليست خاكستري

پست  Emiliano on Fri Dec 18, 2009 7:10 pm


لیست خاکستری (برنامه های کودک نیمه کشف شده)


1. همین اول باید بگم که از تموم آیتم های این لیست عکس داریم.
2. علت ایجاد این بخش، صدا و سیمای بیمار کشورمونه که تیتراژها رو کامل نمی ده!
3. "لیست خاکستری" به سیاهه ای از اسامی کارتون هایی گفته می شه که سه حالت دارن:

الف: به دنبال اسامی اریجینال برنامه های خارجی: شامل برنامه ها و کارتون هایی که اسامی فارسی شونو داریم، ازشون عکس هم داریم؛ اما، اسم اریجینالشونو هنوز نداریم. ما دنبال اسامی اصلی اونا و درنتیجه یافتن عکس باکیفیت اینترنتی و بعضاً رنگی هستیم.

ب: به دنبال اسامی دقیق فارسی برنامه های خارجی (و نه ترجمه): شامل برنامه ها و کارتون هایی که اسامی دقیق اریجینالشونو داریم؛ اما، اسم دقیق فارسیشونو نداریم. منظور ما ترجمه ی تحت اللفظی اون نام نیست؛ بلکه، نام فارسی ای که ما با اون ها بزرگ شدیم و اون برنامه رو به اون نام داده ن.

ج: به دنبال عکس های کامل تر و به روزرسانی عکس های برنامه های داخلی: شامل برنامه های ایرونی ای که از اونا عکس داریم؛ اما، این عکسا ما رو ارضا نمی کنن و به دنبال عکس های بهتر و کامل تری هستیم.

4. به طور خلاصه هدف از سه مورد الف، ب و ج بالا اینه که عکسایی رو که داریم، کامل تر و به روزتر کنیم و اسامی شون رو هم بدونیم.
5. تعدادی از کارتون های "لیست خاکستری ب" در "لیست خاکستری الف" هم قرار می گیرند.
6. همون طور که می بینید، این لیست از "لیست سیاه" کمتره و تعداد آیتماش به 100 تا هم نمی رسه. توضیحات هم تلگرافی ان؛ چون، باز پیش فرض رو دوستانی می گیریم که با این برنامه ها و گروه ما آشنان و عکسایی رو هم که ما گذاشتیم، دیده ن. در این لیست، برخلاف "لیست سیاه" که سعی شده بر اساس تاریخ تنظیم شه، اسامی بر اساس الفبایی تنظیم شده ن.
7. به شما دوست عزیز تازه وارد: برای شروعِ کار با ما، می تونید از لیست دوم همین لیست (موردِ "ب")، که آسون ترن، شروع کنید. کافیه این اسامی لاتین رو تو موتورهای جستجو سرچ کنید و نظرتونو بگید. منتظر همکاری شما دوست عزیز هستیم.




لیست خاکستری

الف: به دنبال اسامی اریجینال برنامه های خارجی:

1. افسانه های قومی ژاپن: انیمیشن. شبیه "گلچینی از ادبیات ژاپی"؛ اما، با تایم کوتاه تر. دهه ی 60، شبکه ی 1.
2. بازی های ماجرایی: زنده از بچه هایی که با درختا و چوبای جنگل کلک و نیزه و ... درست می کردن و مسابقه می دادن. دهه ی 60، شبکه ی 1.
3. بندانگشتی: ورژن پسرکی که موهای آبی داشت و "رزیتا یاراحمدی" روش حرف می زد. پاییز و زمستون 86، شبکه ی 1.
4. بهترین داستان های دنیا: عروسکی ژاپنی با قصه هایی مانند "جیک جیکو"که نشاسته های پیرزنی طماع رو می خورد، خرچنگی که کیک برنج درست می کرد، "چه خوشمزه"! و پسری که با پَر کاهی که زنبوری باهاش بود، به همه چی رسید! دهه ی 60، شبکه ی 1.
5. پتسی باربر: عروسکی از پیرمردی که از ابرا می یومد پایین و بعد داستان رو توی جعبه یا تلوزیونش می دیدیم. دهه ی 60، شبکه ی 1.
6. پوکو و دوستانش: پسری به نام "پوکو" که موجودی شبا می یومد کنارش و بهش بادکنکی می داد، بادش کنه و آرزوهاش برآورده شه. شعرش این جوری بود: "ژوپیه، ژوپیه، ژوپی له له له له له". دهه ی 60، شبکه ی 2.
7. تابستان سالی که گذشت: خارجی و زنده. اواخر دهه ی 60، شبکه ی 1.
8. جزیره ی قلقلی ها: تعدادی موجود سه بُعدی و گِرد و قلمبه که تو جزیره ای در کنار جورابای بدبو زندگی می کردن. راوی مجموعه "محمد عبادی" بود و سایر صداپیشه ها "نرگس فولادوند"، "شوکت حجت"، "اردشیر منظم" و ... بودن. سال های 87 و 88، شبکه ی 1.
9. جنگل اطلاعات علمی: میمون و ببری با صدای "تورج نصر" و خانم قورباغه ای سکسی با صدای "رزیتا یاراحمدی" بودن. دهه ی 70، شبکه ی 2.
10. چرا و به چه علت: تیتراژشو ناصر ممدوح می گفت و اولش انیمیشن و بقیه ش، بیشتر زنده، علمی و آموزشی بود. قسمت انیمیشنش موجودی چاق و زشت، با لباس "سوپرمن"ی پرواز می کرد. بعد می ایستاد و چشم به دوربین می دوخت و می گفت: "چرا و به چه علت؟". دهه ی 60، شبکه ی 1.
11. چو و روبات ها: کارتون ژاپنی از پسری به نام "چو" (Chu یا Cho ؟) و تعدادی روبات قد و نیم قد. پخش مجدد: زمستون 87، شبکه ی 2.
12. چوپونی با خطوط مشکی کاملاً ساده و شبیه لوگوی "سس مهرام" و در زمینه ای سفید که خواب گوسفندا رو می دید، پشماشونو می چید، به تماشای بازی والیبال می رفت و .... دهه ی 60، شبکه ی 1.
13. خارخاری و دوستان: ژاپنی. خارپشتی با صدای "مهوش افشاری" با دوستانی شامل فیل (Zo)، سنجاب، میمون، تمساح و .... پخش مجدد: تابستون 85، شبکه ی 1.
14. خرگوش فهمیده (؟): موشی که کلاه شاپو به سر می ذاشت، با لیموزین مشکی می یومد، سیگار برگ می کشید، سخنرانی می کرد و ازش ده ها عکس می گرفتن. بعد خرگوشی اومد جاش و این بیچاره شد. یه قسمتش این سیگار برگ می کشید و گربه ای دودهای سیگار این رو خورد و دایی شد! دهه ی 60، شبکه ی 1.
15. درخشان: موجود کوچیک و زردرنگی که سوار بر سفینه ی آبی رنگی به شکل ستاره بود و وقتی می خواست آرزوها رو برآورده کنه، شبیه بدنسازا می شد. احتمالاً ساخت فرانسه (؟). بهار 86، شبکه ی 1.
16. دنیای سوزی: دخترک کوچولویی با دست و پای بیضی و دامن مثلثی که از پشت گردنش می گرفتنش، می ذاشتنش توی گهواره ش. دهه ی 60، شبکه ی 2.
17. دوستان کوچک: کلیمیشنی از سه موجود خمیری قد و نیم قد و در سه رنگ مختلف که روی درختی زندگی می کردن. دهه ی 60.
18. رؤیای سلولوئیدی: استاپ موشنی در برنامه ی "صبح بخیر کوچولو" (بستنیا، بستنیا!) شبیه "چاپی و چاپو" که عروسک کلاه به سری، شبیه جوکرها، از تو جعبه ای چیزای مختلف درمی آورد. پخش مجدد: پاییز 87، شبکه ی 1.
19. سابو و زنبورها: فیلم سینمایی ژاپنی. پسری به نام "سابو" ("سابوئو") که با پسر دیگه ای دوست می شد. پاییز 87، شبکه ی 2.
20. سالخوردگان محترمند (؟): اسم یکی از قسمتاش این بود و احتمالاً اسم مجموعه ش فرق می کنه. موضوعاتش بیشتر پندآموز بود؛ مثلاً، تو همین قسمت ارباب ده دستور داده بود پیرمردا و پیرزنا رو نابود کنن؛ ولی، پسری سرپیچی می کرد و مادرش دو معمای ارباب رو حل کرد. پخش مجدد: تابستون 87، شبکه ی 1.
21. سرزمین گل ها: سه بُعدی. بهار 86، شبکه ی 1.
22. سرگرمی با ریاضی: انیمیشن آموزشی و ژاپنی. دوبلور کامپیوتر آموزنده و معلم پسره و دختره "ناهید امیریان" بود. اوایل دهه ی 80، شبکه ی 2.
23. سگی شبیه "بالانل، سگ کوچولو" به همراه موش، گربه، بز و خوکی کوچولو. گوش های گربه تیز و خودش لاغر و نارنجی رنگ با خط های مشکی بود. گوش های خوکه هم قلبی شکل بودن و کلاه به سر و شلوار بندیلکی به پا داشت و تاحدودی شبیه آدما بود. به جز موشه که کوچیک تر بود، بقیه تقریباً هم اندازه بودن. یکی از قسمتاش Opicak نام داشت که گوریل شعبده بازی می خواست سرشون گول بماله! پخش مجدد: بهار 87، شبکه ی 1.
24. سلام ملوس: میمونه. دهه ی 60، شبکه ی 1.
25. شاهزاده ی روسی (؟): انیمیشن. دهه ی 60، شبکه ی 1.
26. شهر زیر آب: عروسکی. با صداهای "ناهید امیریان"، "مریم نوری درخشان"، "علیرضا باشکندی" و .... زمستون 87، شبکه ی 2.
27. شهرک مورچه ها: کارتونی احتمالاً فرانسوی (؟) که صداپیشه های اصلیش "شایسته تاجبخش" و "محمد عبادی" بودن. قهرمان قصه لباس زرد و کلاهی قرمز می پوشید. جهانگردی هم با ریش پروفسوری بود. پخش مجدد: اوایل دهه ی 80، شبکه ی 2.
28. فیلی آبی رنگ و شبیه مثلثی که پایین تر توضیح داده م و ساخت همون کمپانی. کلیمیشن و با تایم کوتاه. پخش مجدد: تابستون 87، شبکه ی 1.
29. قارچ کوچولو: انیمیشن از قارچ پسری که مامان و بابا داشت و حرف هم می زدن. دوبلور قارچه احتمالاً "فریبا شاهین مقدم" (؟) بود. دهه ی 60، شبکه ی 1.
30. قاصدک: کارتونی لهستانی، کوتاه، موزیکال و بی کلامی از قاصدکی به نام "بُر" که کفش کتونی می پوشید، دماغ بلند و نوک تیز و موهای به هم ریخته ای داشت و کارش این بود که همه رو اذیت کنه! می رفت تو بدن گوسفندا، تو لباس زیر بچه ها و .... موسیقی گیتار بی نظیری هم داشت. دهه ی 70، شبکه ی 1.
31. قصه های جنگل سبز: عروسکی استاپ موشن ساخت کره یا ژاپن (؟) از حیوونایی شامل خرس، سنجاب و ... و با صداپیشه هایی از جمله "آزیتا یاراحمدی" و "مژگان عظیمی". بهار 87، شبکه ی 1.
32. کریستو (؟): مجموعه انیمیشنی خارجی که اولین قسمتش در مورد خرسی بود که فکر می کرد ماه آسمون، از نخوردن لاغر شده و عسلشو هر شب کنار پنجره می ذاشت و پرنده ها اونو می خوردن. زمستون 87، شبکه ی 2.
33. مثلث (؟): کلیمیشن موزیکال، کوتاه و بی کلامی از مثلثی آبی رنگ که پاپیون قرمزی به سر و چند بچه داشت و شبیه فیل آبی ای بود که بالا توضیح دادم. پخش مجدد: بهار 87، شبکه ی 2.
34. ماجراهای کوندو: برنامه ای عروسکی و احتمالاً ژاپنی (؟) از موجودی شبیه اورانگ اوتان و گوریل، با صدای "محمد عبادی" که با دختربچه ای با موهای طلایی و صدای "مهتاب کرامتی" دوست بود و دختره به اون غوله و در واقع بیننده، آموزش رنگ ها و ... رو می داد. "جواد پزشکیان" هم نقش های فرعی رو می گفت. بهار و تابستان 88، شبکه ی 2.
35. ماجرای خارپشت ها: انیمیشنی ساخت چک یا فنلاند (؟). پخش مجدد: بهار 87، شبکه ی 1.
36. ماهی کوچولو: کارتونی چینی و تک قسمتی که ماهیه می خواست بره بیرون آب. دهه ی 60.
37. مشاهیر بزرگ جهان: ژاپنی و درمورد بیوگرافی "ادیسون"، "جنر"، "سقراط"، "گالیلو گالیله"، "یوهان گوتنبرگ"، "کوپرنیک"، "ساموئل مورس"، "لئونو گوچی" و .... گوینده هاش: "داوود نماینده"، "علی همت مومیوند"، "تورج نصر" و .... دهه های 60 و 70، شبکه های 1 و 2.
38. نان بریان (؟): کارتونی احتمالاً روسی از آشپز چاقی که نون می پخت و پادشاه دستور داد اونو دستگیر کنن. اون هم فرار کرد و رفت تو جنگلی، بالای درخت و نون هایی رو که پخته بود، با خودش آورده بود و می خورد و سربازا و نگهبانا چون دوستش داشتن، انگار ندیدنش و نجات یافت. پخش مجدد: تابستون 87.
39. هندونه ی مامان (؟):جوجه تیغی ای چینی که برای مامانش هندونه ی قرمز می آورد. دهه ی 60، شبکه ی 1.


ب: به دنبال اسامی دقیق فارسی برنامه های خارجی (و نه ترجمه):

40. A Polar Pickle
41. Bablandia
42. Ban Ye Ji Jiao
43. Chlopiec
44. Cocoshaker
45. Deer Ring
46. Junior And Karlson
47. Kak Kozlik Zemlju Derzhal
48. Katy, Kiki Y Koko
49. Keepvogel
50. Opicak
51. Ostorozhno Shuka
52. Ostrov
53. Otroki Vo Vselennoj
54. Puzzle Inc
55. Red Haired Naughty
56. Stepantsev Petukh Kras
57. The Funny Company
58. The Pebble And The Penguin
59. Vegimer
60. Zaika Zaznaika
61. Zeno Es A Hirek


ج: به دنبال عکس های کامل تر و به روزرسانی عکس های برنامه های داخلی:

62. بچه ها مواظب باشید: بخصوص تیکه ی انیمیشنیش که دختری تنها توی خونه عروسکشو روی پاهاش گذاشته بود و می گفت: "لالالالالا، پیس پیس پیس پیس پیس" و قابلمه ی آبگوشتی روی اجاق قل قل می جوشید. دهه ی 60، شبکه ی 1.
63. دنیای شگفت انگیز حمید: پیکسیلیشن "حمید" و "سبزک" به کارگردانی "بهروز یغماییان". دهه ی 70، شبکه ی 1.
64. قصه های پدر و پسر: با بازی "فردوس کاویانی" و "پویا کرمی" و کارگردانی "فریال بهزاد". "پسر اگر نخنده/ پدر دلش می گیره/ همه دنیا به چشماش/ می شه تاریک و تیره/ پسر ناز و پدر ناز/ پسر یه غنچه ی باز/ پدر با پسرش رفیق و دمساز." موسیقی تند و جزش رو هم "کیوان کیارس" با کی بُرد می زد. دهه ی 70، شبکه ی 1.
65. مرغ ماهی خوار: "ابر قدقد" و خرچنگی پیر که انتقام ماهی ها رو ازش گرفت. ماهی ها دائم می گفتن: "ابرقدقد اومده، ابرقدقد اومده." کارگردان: "جعفر تجارتچی". دهه ی 60، شبکه ی 1.




تهیه و تنظیم: امیلیانو (امیر)
به روزرسانی: 27 آذر 1388.

Emiliano

تعداد پستها: 694
Registration date: 2007-10-25

خواندن مشخصات فردي
 

سلام یک سری به اینجا بزنید...

 

 

چه رویاهایی

 

 

کودکم کودک دیروزم

سلام

امروز دارم دوباره می نویسم.

خیلی خوشحال می شم که بتونم بیش تر بنویسم تا دوستان هم بیش تر اینجا باشند اما این روزمرگی ها و گرفتاری ها...

چند روز پیش با دوستم صحبت از دوبله می کردیم و رسیدیم به انیمیشن خرگوش و خارپشت با صدای ماندگار مهدی آژیر و یک صدای خانم که هیچ کس تا حالا نتونسته به من بگه صدای کیه... حتی دوستم که خدای دوبله س...

صدای همون گنجشکی که یک روز یک کیک آورد که جایزه بده به مهربون ترین حیوون جنگل و هر کسی یکی رو پیشنهاد می داد و البته اکثرا خودشون رو ... ولی خرگوش بقیه رو... آخر هم کیک به خرگوشه رسید ولی اون کیک رو بین همه تقسیم کرد و گنجشکه گفت واقعا تو مهربون ترین هستی...

صدای اون گنجشک خیلی زیبا بود... نمی دونم کیه...هیچ کی نمی دونه....

خودم حدس می زنم زهره صفوی همون دوبلوره که حالا پیر شده و صداش گرفته حالا...

نم یدونم ...

یادش به خیر

تکرار نوستالژیا

سلام

این روزها تعطیله و هیئت تحریریه وبلاگ ما هم تعطیل کرده اند. برای همین از مطالب قبلی وبلاگ انتخاب کردم و براتون می ذارم.

شهریور ۱۳۸۶

سلام

چند وقته که شبکه ۲ داره کارتون«بچه های کوه آلپ» رو نشون می ده . امروز کمی از اون رو دیدم و یاد کارتون های اون موقع افتادم یاد سادگی های دوران کودکی دورانی که از دو رویی و ریا چیزی نمی فهمیدیم. اون روزها لازم نبود هر روز منتظر باشی تا ببینی امروز کی رفته زیرابت رو زده. به یاد اون روزها

*******

دلم برای پدرژپتو تنگ شده. کاش پینوکیو می دونست که پدرژپتو کتش رو فروخته بود تا براش کتاب بخره. دلم برای بلاهت و نادانی پینوکیو تنگ شده. گاهی وقتا آرزو می کنم کاش فرشته مهربون بیاد و همه ما رو آدم کنه.اونقدر دور و برم روباه مکار دیدم که دیگه از گربه نره و روباه مکار نمی ترسم. کاش می تونستم همراه سندباد برم سفر با علاءالدین و علی بابا ... چراغ جادو پیدا کنم و از غول بخوام همه غول های درونمون رو از بین ببره شیلا رو بیارم سر کلاس و بگم به جای من درس بده.دلم برای اون موشه که با صدای گرفته ش می گفت«بچه ها سلامت باشید» تنگ شده با خودم می گم کاش می شد یه برنامه آموزشی مثل اون بسازیم. بعد ساتورنن رو هم بگیم بیاد اکبر عبدی و آتیلاپسیانی و برو بچ محله برو بیا و محله بهداشت رو هم بیاریم بعد آخر هر قسمت اکبر عبدی پیام بهداشتی بگه ولی نه هر بار که می آد پیام رو بگه می گه:بازم مدرسه م دیر شد!!!

دلم برای چوبین تنگ شده. خیلی دوست دارم آقا قورباغه رو ببینم بعد دهانش رو باز کنم و ببینم اون قورباغه کوچیکه چه جوری تو دهان اون زندگی می کرد بعد برم از پروانه بپرسم چرا به رولی حسودیت می شد. همیشه دوست داشتم یه دونه از اون ساعتهایی که دور مچ چوبین بود داشتم تا بتونم با همه حیوونا حرف بزنم اما نه حتی اون هم نمی تونه کمک کنه تا با خیلی از آدم های اطرافم حرف یزنم.

دنیای کودکی و نوجوانی ما پره از خاطرات این شخصیت ها. بار ها با پسر شجاع به جنگ شر رفتیم از دست شیپورچی عصبانی شدیم با قهوه ای همدردی کردیم از خرس مهربون خوشمون اومده برای درمان خانوم کوچولو همراه پسر شجاع به اون ور کوه رفتیم تا یه گیاه دارویی رو بیاریم. از درون و برون چیزی یاد گرفتیم به افتاب و مهتاب خندیدیم از آتیش به سر ترسیدیم و هاچین و واچین و تماشا کردیم.

خیلی وقت ها همراه لیوبی با سائو سائو جنگیدیم و از دست حماقت های شانک فی عصبانی شدیم و از صبوری گوانگ یو خرسند. دوست داشتیم دکتر کامینگ همون اژدهای خفته از خواب بیدار بشهو همراه سمندر قرمز به ما کمک کنه.

وقتی خرس ها به حنا حمله کردند حسابی غافلگیر شدیم و به کوچکی و حقارت پاکوتاه پی بردیم اما خدارو شکر اخمو اون جا بود. چند سال بعد یه دختره دیگه اومد تو زندگی ما شبیه حنا با یه سگ و یه الاغ .. گاهی پرین بود و گاهی اورولی ... نوه بیلفرام کور و معروف بود از تئودور خوشم نمی اومد فکر کنم اون هم از من هر چی که بود پاریکال معروف ترین الاغ تاریخ شد. البته چند تا الاغ دیگه هم بودن یکیش الاغ پ پ رو بود. پسر کوهستان ... همونی که ما رو گذاشته بود سر کار تا بر عکس همه کارتون های ژاپنی نه دنبال مادرش که دنبال پدرش بگرده در سرزمینی به نام الدورادو! الاغ دیگه الاغی بود که در یک سکانس کوتاه اما ماندگار با مشهورترین عروسک قرن اخیر در ایران هم بازی شد بله الاغی که با کلاه قرمزی بازی کرد د سکانسی که کلاه قرمزی می گفت: سلام الاغ عزیز! حالت چطوره؟

به یاد گالیور و سگش : تک و کاپیتان لیچ که همیشه دنبال اون نقشه بود و فلرتیشیا و ایگر و ... سعی می کنم چیزی رو از قلم نندازم یه صدایی داره توی ذهنم می آد آره عروسکی های ایرانی هادی و هدی

عروسکا!عروسکا! کجایین؟

مادر بزرگ هادی... هدی بیایین... بیایین

عروسکای قصه ایم نون و پنیر و پسته ایم(۲بار)

پدر کجاست ؟

من اینجام(یه توپ هم می خورد توی سرش)

مادر کجاست؟

همین جام(یه ماهی تابه هم دستش بود)

راستی خودمم آق بابام

عروسکای نازیم قصه رو ما می سازیم

عروسکای خوبیم از نخ و میخ و چوبیم

از متن ادبی رفت به تعریف قصه و شعر بر می گردیم به همون کارتون ها

 دوست داشتم بدونم چرا جناب دلف اسم اون موجود چشم گنده رو گذاشت سرندی پیتی چرا کنا هرگز پیش پدر و مادرش برنگشت و پای ناخدا اسماچ چه جوری چوبی شده بود و ملداک پیلاپیلا از کجا همدیگه رو می شناختن و چرا تلویزیون ما هیچ وقت خانم لورا رو نشون نداد.

از این همه دلتنگی دلم می گیره می رم یه گوشه ای چهار زانو می شینم و مثل ای کیو سان شروع می کنم به فکر کردن . با خودم می گم ای کیو به این باهوشی پس چرا استاد بزرگ اون رو مبصر نکرده و این شونن احمق رو گذاشته مبصر . شونن هم عاشق دختر چی کی اویا بود و همه ش خرابکاری می کرد. این وسط شینسه نیناگاوا مونده بود به حرفهای ژنرال گوش کنه یا از ای کیو حمایت کنه هر چی باشه ای کیو پسر یه شوگان بود اسم اصلیش هم بود سنگی کومارو.

نه فکر کردن ای کیویی هم فایده ای نداره چون تا وقتی سایو جان و پدربزرگش توی معبد باشن ای کیو هم نیم تونه فکرش رو درست متمرکز کنه . می رم روی کوه یه کوه معروف : آلپ... می گم نگاه کن اینجا همونجاییه که دنی و لوسین با هم بحثشون شد لبته قبلش لوسین با آنت دعواش شده بود و آنت هم یه سیلی محکم تو گوش لوسین زده بود... خلاصه با خودم می گم اگه اونجا بودم نمی ذاشتم لوسین کلوز رو بندازه پایین تا دنی هم ... نه همه ش تقصیر آنته از وقتی مادرش مرده بهونه گیر شده ... پیر بارنیه-پدر آنت- ازدستش ذله شه. از جلوی کلبه لوسین رد می شم  و اسب شکسته ش رو می بینم ... خب باز خوبه پگین پیر استاد خوبی هست برای لوسین خیلم از این که راحت می شه می رم سراغ خانواده دکتر ارنست

دکتر امروز می خواد آنا رو غافلگیر کنه فلون هم همراه جک رفتن تا مرکز رو پیدا کنن فرانس بیچاره هم مثل همیشه رفته کنار ساحل ببینه کشتی ای چیزی از اونجا رد نمی شه...تو دلم بهش می خندم می گم تا تام تام و اون کاپیتانه سرو کله شون پیدا نشه عمرا بتونین از اینجا برین... تو همین فکرا هستم که صدای غرش زیر لب یه سگ منو به خود می آره بر می گردم می بینم قهوه ای وایستاده و با عصبانیت من رو نگاه می کنه م یفهمم که باید از این قصه بیام بیرون ... توی راه همه ش می گم خوبه باز این مثل بل سگ سباستین هیکل نبود وگر نه...

توی راه توقفی می کنم توی استرالیا یه مرد چاق و خپل رو می بینم با یه سگ زشت تر از خودش صداش می کنه بیا اینجا اشپیگل بهش می گم اون سگ دیگه تون کو آقای پتیبل... پکی به پیپ مسخره ش می زنه با حسرت می گه کار اون مهاجرای احمقه... اون ... لوسیمی که همراه کیت از جلوی ما رد می شه حرفش رو می خوره ... از اینجا هم زودتر می آم بیرون چون قراره لوسیمی تصادف کنه و حافظه ش رو از دست بده.

خیلی راه مونده تا برسم . می گم کاش می تونستم مثل نیلز کوچیک بشم وسوار غازی برم این ور و اون ور همراه دار و دسته فرمانده آکا! یا مثل بلفی یه مونگا مونگا داشتم که سوارش می شدم. ولی می گم خوب شد از اون قاشق های خاله ریزه ندارم . فکرش رو بکن وسط کلاس درس یه دفعه کوچیک بشی... اون موقع لی لی باید بیاد و از دست دانشجو ها نجاتت بده.

دوستم رادیو روشن می کنه و من یاد بسته ناطق می افتم . یاد لایق و قایق ... جنگ سگ های آبی با کاکاتریکس ها... اب استوقدوس... نه این فکر تمومی نداره... نخودی از اون طرف صدام می کنه می گه اسمی هم از من ببر ... قلی هم همین طور ... یاد تیتراژ برنامه ش می افتم: قلی و بابا حکیم روی الاغ سوران... توی الاغ سواری دیگه لنگه ندارن...

خسته شدم تا فردا هم بنویسم تموم نمی شه فقط محض یادآوری اسم چند تا برنامه و کارتون و شخصیت.. اگه از این موارد استقبال شد بیش تر می نویسم

بنر، لادار، گوجا(مخالفم)، خاله لالی، سو، کلی(بچه خاله لالی)، عمو جغد شاخدار و یه سنجاب پیر با صدای ماندگار احمد مندوب هاشمی(آقای اقتصادی و دوبلور اجین در سریال دور از خانه) در سنجاب کوچولو

بیگلی بیگلی،گوریل انگوری

بازرس کلوزو،گروهبان دودو ، مورچه و مورچه خوار در پلنگ صورتی

رامکال،استرلینگ،بو،وزر،آقای تورمن، در رامکال(با اسم اصلی راسکال)

پت و مت (همینه)

کار و اندیشه :من کارم... بازو و نیرو دارم...هر چیزی رو می سازم .. از تنبلی بیزارم......اسم من اندیشه به کار می گم همیشه بی کار و بی اندیشه چیزی درست نمی شه... ما کار و اندیشه با هم هستیم همیشه ...می دونیم تنهایی چیزی درست نمی شه

موشکا و میشکا

دیگه حوصله ندارم ...

بقیه ش بمونه برای بعد

 نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 7:40  توسط صورتک 

 

 

: Balatarin

سلام دوستان

سلام

خیلی وقته که ننوشتم. توی فاروم هام نم یآم . دلیلش رو هم خوب می دونین.

اما موقعی که رسام رفت به امیر قول دادم به خاطر اون به روز کنم. اما هر کاری کردم نشد. حالا مطلبی رو که براش نوشته بودم اینجا می ذارم

نویسنده : .....- ساعت 14:6 روز دوشنبه یازدهم آبان 1388
باورم نمی شه... خبرهای بد همیشه با هم می آن خاصیت مشترکشون هم اینه که قبل از اینکه تو رو ناراحت کنند تو رو شوکه می کنند.

 

اصلا باورم نمی شه... مسعور رسام... از کودکی با این اسم که همیشه به بیژن بیرنگ متصل بود بزرگ شدیم. کارهای شاهکاری که این دوستان خلق کردند به ویژه در سیمای کودک ایران بی نظیر است.

قطار ابدی، مجید دلبندم، بازم مدسه ام دیر شد، محله ی بهداشت، محله ی برو بیا، برده رقصان، و سریال های همسران، خانه ی سبز و این خانه دور است... جه در مقام کارگردان و چه بیش از آن در مقام تهیه کننده اسم این دو همیشه با هم و بر تارک سیمای کودک و نوجوان و بهترین سریال های بعد از انقلاب سیمای جمهوری اسلامی ایران می درخشد.(اینجا کامل تر از من توضیح داده:زنده ياد رسام كارگرداني، تهيه‌كنندگي و نويسندگي فيلم‌ها و سريال‌هايي نظير غيرمحرمانه، مادر، بزرگ مرد کوچک، سريال مرواريد سرخ، دريايي‌ها، سيندرلا، تولدي ديگر، دنياي شيرين دريا، نوعي ديگر، سرزمين، قطار ابدي، دلبندم، سيب خنده، همسران، علي و غول جنگل، چاق و لاغر، دو مرغابي در مه، ماموريت، منبع موثق، در خانه، هاچين و واچين،‌ از نو بسازيم، محله بهداشت، محله برو بيا، برده رقصان، کيف، شازده کوچولو و… را در پرونده كاري خود دارد.)

دنیای غریبی است. برای اطلاعات بیش تر به لینک های زیر مراجعه کنید.

رسام1

رسام 2

رسام 3

رسام4

 خدایش بیامرزاد

 

ـــــــــــ

خیلی دوست دارم بازهم با هم باشیم... نمی دونم می شه یا نه

نقره ای ترین نقره

سلام

متاسفانه امروز نقره ای ترین نقره رو از دست دادم.

فقط به صورت گذری قسمتی از خانه عروسک ها و زبون دراز رو دیدم/

اسم من زبون درازه   کا رمن گفتن رازه...

فکر کنم صدای تورج نصر بود... بله خودش بود...

حیف شد .. شما ها دیدین برنامه رو؟

 

سال نو بر همه کارتون دوستان مبارک

 

هر چی شما بگین

سلام

الان ساعت ۱۵:۱۵ دقیقه است. متاسفانه در نظرسنجی برنامه هر چی شما بگین آمار زیر تا این لحظه به دست اومده:

۱- گوریل انگوری ۴۸ درصد

۲- خانواده وحوش ۱۶ درصد

۳- دور دنیا در ۸۰ روز  ۳۶ درصد

من تنها یک پیامک سهم داشتم در انتخاب خانواده وحوش... افسوس... چقدر دوست داشتم این پخش بشه...

ـــــــــــــــ

جمعه 23 اسفند1387 ساعت: 3:1 توسط:لی لی
سلام .. چه وبلاگ خوبی .. من که ذوقمرگ شدم از پیدا کردن اینجا .. با اجازه لینکتون میکنم .. من هنوز آرشیو وبلاگتون رو نخوندم .. یه سوال دارم .. شما اون سریالی که یه تخم مرغ رنگی بود که حرف میزد اسمش تپلی بود رو یادتونه ؟ همون که بازیگر نقش بچه ارو فکر کنم امید آهنگر بازی میکرد .. یه سال تو ایام عید گذاشتیش .. من دنبال یه اطلاعات از اون سریالم .. اگه بهم جواب بدین ممنون میشم .. بازم مرسی از این وبلگ خوب ..

 وب سایت   پست الکترونیک

سلام لی لی عزیز

به جمع ما خوش اومدی ... بله فکر کنم بارها در این مورد صحبت شده...

امیر عزیز

فروغ گرامی

سجاد مهربان

احمد بزرگوار

آیا پیشنهاد خاصی برای دسترسی بهتر مراجعین به آرشیو وبلاگ دارین؟

موفق باشید

نقره پنجره ای به باغ خاطره ها

سلام

امروز قرار بود ظهر رو بریم بیرون و ناهار رو در طبیعت بخوریم اما چون در طبیعت نمی شه برنامه نقره رو دید برنامه ناهار در طبیعت لغو شد.

تا زمانی که نقره پخش می شود ظهر های جمعه فقط در اماکن مسقف دارای تی وی سپری خواهد شد.

نمی دونم توی خوابگاه چه جوری باید نقره ببینم. شاید خودم تی وی خریدم. شاید هم...

حالا...

بر و بچ چند روزی نیستند یا کم می نویسند...

بنویسید لطفا

 

سندباد

سلام

این هفته برنامه هر چی شما بگین یک مسابقه ناجوانمردانه رو برگزار کرد

۱- موش کوهستان

۲- بچه های مدرسه والت

۳- سند باد

خب معلومه که من هر ۳ تا رو دوست داشتم و اتخاب برام خیلی سخت بود. هر چند وقتی مجبور به انتخاب باشم حتما سندباد رو انتخاب می کنم. اما این بار به نشانه اعتراض در این مسابقه شرکت نکردم و این باعث شد آمار پیامک هاشون به شدت افت کنه!!!!!!!!!!!!!!

البته بی سلیقگی در انتخاب قسمت برگزیده سند باد هم بی داد می کرد. یک قسمت بدون هیجان با کمترین جاذبه بدون حضور علی بابا و علاء الدین! اون هم قصه ای که نا تمام بود.

********

این رو زها ولی برنامه نقره کولاک کرده و حسابی ما رو برده به دنیای خاطره ها.

بعد بیش تر از نقره خواهم نوشت.

نویسنده: باز هم امیر!
شنبه 12 بهمن1387 ساعت: 19:4
1. دوباره سلام.

2. هدیه ی من: الستون و ولستون.

http://rapidshare.com/files/192065826/Alestoon_O_Valestoon.mp3.html
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نویسنده: امیر
چهارشنبه 23 بهمن1387 ساعت: 15:9
1. آفرین حمید جان. یادآوری عبارت خاطره انگیز "از سوسک سیاه به خرمگس"، که گمون نکنم کسی یادش رفته باشه، خیلی عالی بود.
2. تاریخچه ی "قرقی" و ریگ توی کفش یادم نیست. شاید هم اون قسمت رو ندیده م؛ ولی، مطمئنم حافظه ی تو، حمید جان، اشتباه نمی کنه.
3. من یادمه تو "گفتمان" یکی فایل صوتی "ما مثل گل خنده زنان" رو گذاشته بود و من مطمئنم دانلودش کرده بودم؛ ولی، الآن ندارمش! حمید جان، فروغ خانوم، احمد عزیز، بر و بچ، کی اونو داره، به من هدیه کنه؟ بی نهایت ممنونم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امیر
1. باز هم سلام به همه ی بر و بچز عزیز.
2. اینو بهتون اس ام کردم؛ ولی، باز هم محض یادآوری:
3. اینجا برید و موسیقی متن "برادران شیردل" رو دانلود کنید:
http://www.upload4free.com/download.php?file=523194770-SHIRDEL.mpa

4. من یکی که با شنیدنش دگرگون می شم.
5. از بنده تشکر نکنید، از "اسمم" عزیز تشکر کنید که این قدر بامعرفته.
 
ـــــــــــــــــــــــــــــ
امیر
شنبه 26 بهمن1387 ساعت: 18:1
1. 2 تا کار دیگه که نه از برنامه ی کودک؛ که، از "نقره" دیدم و من هم که منتظر همچین لحظه هایی ام، درنگ نکردم. باز هم می گم "نقره"ای ها، کار بی نظیری رو آغاز کردن و همیشه می خوان متفاوت باشن و یکی دیگه از خصوصیاتشون غیرتکراری بودنشونه؛ یعنی، اگه این هفته "هاچ، زنبور عسل" رو می دن، دیگه تکراری نداره. دیدن این کارتون بعد از "زبل خان"، "پروفسور بالتازار"، "هادی و هدی"، "باز هم مدرسه م دیر شد" و ... هم کولاک کرد.
2. القصه:
3. این تیکه هایی از برنامه ی آموزش الفبای زنده یاد "نیّرزاده"ست که دهه ی 60 بزرگ و کوچیک رو سرگرم می کرد:

http://irapic.com/uploads/1234643820.jpg
 


4. ناگفته نمونه که "نقره" درحد 5 ثانیه از این برنامه رو داد و "امیلیانو" هم همون 5 ثانیه رو شکار کرد!
5. اسم دقیق این برنامه رو هم هرکی می دونه، بی زحمت بگه.



6. راستی، "حمید" عزیز، یادمه درمورد این برنامه کلی شایعه گفتی. شاید هم از قول کسی بود؛ ولی، به همه ی گفته ها اعتماد نکن.
: جوابیه:
امیر عزیز مطالبی رو که گفتم در یک نشریه معتبر خوندم - اسمش یادم نیست!ـ اون هم به نقل از یکی از بستگان نزدیک مرحوم نیرزاده که فکر می کنم فرزند ایشان بود. بعد هم همون موقع درخواست کرد که اگر کسی اون برنامه ها رو ضبط کرده برای اون ها بفرسته.
شاید هم صدا و سیما خودش از افراد خارج از سیما برنامه رو گرفته و داخل آرشیو نداشته. و شاید هم فقط نگاتیو های بسیار کمی باقی مانده. شاید هم فرزند نیرزاده اشتباه کرده... اب این چند ثانیه هیچ چیز معلوم نمی شه.
چند وقت پیش هم چند ثانیه در یک برنامه مربوط به انقلاب از مرحوم نیرزاده برنامه پخش شد. اون هم سیاه و سفید و با کیفیت پایین و بی ربط به برنامه!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نویسنده: امیر
شنبه 26 بهمن1387 ساعت: 18:2
7. این هم قسمتی از برنامه ی به احتمال زیاد مربوط به بهمن ماه دهه ی 60 از زنده یاد "فرهنگ مهرپرور" و دوست همیشگیش "منوچهر آذری".
8. اسم این برنامه رو هم دقیقاً نمی دونم و به احتمال کم یه چیزی تو مایه های "شادانه" (؟) بوده. اینو هم هرکی می دونه، بگه، لطفاً.



9. همه ش فکر می کردم الآنه که "منوچهر آذری" اون سوت مسخره ی بلبلیش رو بیاد و من هم بزنم، شیشه ی تلوزیون رو بشکنم؛ که، خوشبختانه، این اتفاق نیفتاد!




10. این هم عکس به روزشده ی "خانواده ی وحوش"، تقدیم به همه ی دوستان:


منبع : امیر امیلیانو
 
 

بدون شرح

 

منبع : http://forums.fexon.com/viewtopic.php?t=989

 

 

چاق و لاغر

سلام

من همیشه می گفتم که چاق و لاغر قبل از این سری دوسری دیگر هم داشته... یعنی مجموعا ۴ سری .

امروز در یکی از سایت ها مطلبی دیدم که در این مورد نوشته بود

:

 منبع:  چاق و لاغر

تاریخچه کلی : [B]
سال 65:دو عروسك به نام هاي چاق و لاغر از طرف رئيس بزرگ (كه ديده نمي شود) مأموريت داشتند برنامه هاي جشن دهه فجر را به هم بزنند. چاق و لاغر آن قدر دست و پا چلفتي و بي عرضه بودند كه هيچ وقت موفق به انجام دستورات رئيس بزرگ نمي شدند و هميشه او را عصباني مي كردند. (طراحي و ساخت عروسك ها: كامبيز صميمي مفخم، عروسك گردان ها و گويندگان: حسن پورشيرازي و حسن زارع، نويسنده: بيژن بيرنگ، كارگردان تلويزيوني: مسعود رسام)
سال 66: دوباره سر و كلة چاق و لاغر در برنامة عيدانه (ويژة نوروز كه قسمت هايي مثل هاچين و واچين و دانيا داشت) پيدا شد. آن ها باز از طرف رئيس بزرگ براي خرابكاري مأمور مي شدند و طبق معمول نمي توانستند از پس خرابكاري ها بربيايند و همين نتوانستن شان كلي ماجراها را خنده دار و هيجان انگيزتر مي كرد. (تهيه كننده: علي اصغر آزادان با همكاري بيرنگ و رسام، نويسنده: بيژن بيرنگ، كارگردان تلويزيوني: مسعود رسام، كارگردان هنري: كامبيز صميمي مفخم، عروسك گردان: حسن پورشيرازي و مهدي وثوق)
سال 67:ماجراهاي چاق و لاغر همچنان ادامه داشت، اين بار در برنامة ميلاد فجر . داستان ها همان خرابكاري ها بود و كلافگي رئيس بزرگ. (كارگردان هنري: حسن زارع، تهيه كننده: علي اصغر آزادان)
سال 68:از اين جا همه چيز شروع مي شود. چاق و لاغر و رئيس بزرگ، همان چيزي مي شود كه تو ذهن همه مان است. عروسك هاي زنده اي كه راه مي روند. قرار مي شود قصه ها پخته تر و پرمايه تر شود. اين جا رئيس بزرگ (آهي) تصميم مي گيرد از شر دو مأمور خنگ خود خلاص شود و با نقشه هايش چاق و لاغر را از بين ببرد. قرقي (ژيان بدون راننده)، دفتر كارآگاهي و دزدگير ويژه همگي در اين قسمت وارد كار شدند. (كارگردان چاق و لاغر: امير قهرايي، تهيه كنندة كل جنگ: آزادان، بيرنگ، رسام)
سال 69: چاق و لاغر و مأمور سوم: سر و كلة X625 پيدا مي شود. روباتي كه جاي چاق و لاغر اخراج شده، مأمور خرابكاري هاي جديد مي شود. او از طرف رئيس بزرگ بزرگ و از خارجه آمده است. وظيفه اش اين است كه سعيد (شيخ زاد) نوجوان نابغه و مخترع بومرنگ را بدزدندو از طريق رئيس بزرگ، او را به خارج از كشور پيش رئيس بزرگ بزرگ بفرستد. چاق و لاغر جوگير مي شوند و مي خواهند سعيد را زودتر از X625 بدزدند تا پيش رئيس بزرگ، خودشيريني كنند. X625 (براساس مشخصات دريافتي) چاق (اسدالله يكتا) را اشتباهي به جاي سعيد مي دزدد، و آن را تحويل رئيس بزرگ (حسين محب اهري) مي دهد. همين اتفاقات، تمام ماجراهاي چاق و لاغر را دست و پا مي كند.


برداشتی از همشهری جوان . بهمن 84
ـــــــــــــــ

البته این یکی یک سری اضافه کرده

نکته:از سوسک سیاه به خرمگس مربوط به مجموعه اول می باشد

۲: در سری اول قصد دزدیدن پادشاهان را از زباله دان تاریخ داشتند.

۳- در آخرین سری قبل از عروسک های بدنی چاق و لاغر خوب شدند و به انقلابیون پیوشتند. که در بنامه مجید قناد به او کمک می کردند( همون برنامه همچون بلبل نغمه زنان... خوشحال و شادیم) بعد رئیس بزرگ دو تا شبیه به اون ها ساخت و بقیه ماجرا...

۴- در اولین قسمت سری عروسک های تنی در حالی در بیابان در حال قدم زدن بودند و لاغر می گفت که یک ریگی در کفشم است و کفشش رو در آورد تا نگاه کنه... قرقی رو دیدند و ...

جمعه ها کارتون

سلام

برنامه این هفته هر چی شما بگین بهانه ای شد تا دوباره اینجا مطلب بنویسم.

رابینهود... همین یک کلمه کافیه تا همه ما رو ببره به دنیای خاطره های کودکی... جان کوچولو.. پدرتاک... داروغه ناتینگهام... هیس..پی جی... ماریان... همه و همه با کودکی های ما گره خوردند...

داستان بی نظیر  و نقاشی های تاثیرگذار در کنار دوبله شاهکار این کارتون، رابینهود رو برای کودکان نسل های مختلف فارسی زبان تبدیل به جزئی جدایی ناپذیر از خاطرات نوستاژیک اونها کرده...

روز جمعه که سعید شیخ زاده مجری برنامه کودک (کسی که فرهاد پناهی ازش متنفره ولی من این روزها ازش خیلی خوشم می آد!) اعلام کرد که امروز نظر سنجی نداریم و قراره که رابینهود پخش بشه حس عجیبی داشتم ... دوست داشتم مثل دوران کودکی که موقع پخش کارتون های قشنگ می رفتم توی خیابون و داد می زدم (مثلا پسر شجاع...) تا همه برن خونه و کارتون رو ببینند. این بار هم می خواستم همین کار رو بکنم... اما وقتی که یه نگاه به هیکل گنده خودم کردم از این کار پشیمون شدم و فقط یک پیامک فرستادم برای کسی که می دونستم اهل کارتونه... برای امیر...تنها کسی که مشاره ش رو داشتم...

سلام

دیروز یکی از همکاران یه کارتونی رو گفت که من یادم رفته بود.

قورباغه ای که پرید توی دهان مار و با ترکوندن خودش مار رو هم کشت و پسرک صاحب خودش رو نجات داد.

کسی یادش می آد

من تصویر مبهمی ازش به یاد دارم

اوه چه همه نبودم اومدم

سلام

الان مرداده؟فکر نمی کنم... وحشتناک سرم شلوغه.... تا ۱۷ ابان که امتحان دکتراست اصلا به هیچ کاری نمی رسم... اومدم یه سلامی بکنم و برم و چند تا نکته...

۱- یوکی رو نشون داد چند وقت پیش که حسابی حال کردم... همون که با اسب سفیدش می اومد و کمک می کرد مردم روستا مقابل سامورایی ها بایستند. یک سامورایی چلاق هم بود...

۲- بی بی چلچله و جواد آقا هم من و برد به دنیای کودکی

۳- خیلی حرف ها هست خیلی چیز ها بود که نشد بگم...نمی شه گم... بذارید به وقتش..

۴- ماه رمضان هم آخر نوستالژی های ماست... یه برنامه ای که فکر کنم تا حالا کسی در موردش حرف نزده بود و چند سال هم هست نشونش نمی ده برنامه بود که یه پسره به اسم حمید روزه گرفته بود اما وسط روز یواشکی روزه ش رو خورده بود... حالا عذاب وجدان داشت چون پدر و مادرش هم حسابی تحویلش می گرفتند.... موقع اذان سر سفره بغضش ترکید و ...

یادمه موقع افطار این شعر توی اون برنامه پخش می شد

این دهان بستی ... دهانی باز شد...

موفق باشید

لیست سیاه به روز شد

تمام موارد ذیل توسط امیر عزیز تنظیم شده است:

لیست سیاه (تلاش برای یافتن نام ها و عکس های برنامه های کودک باقیمانده)


1. از اواخر سال 1382 و در فورم های مختلفی مانند "گفتمان"، "گزاره"، "مای ایمی"، "گفتگو"، "غروب"، "ایران دابینگ"، "انایم پردایز"، "دیدار"، "کودکی" و ... و به کمک دوستانی، که درزیر اسامی شون می یاد، از حدود 1000 برنامه ی کودک خارجی و داخلی، شامل کارتون، عروسکی و زنده، نام اریجینال و عکس های مختلفی در دنیای اینترنت گذاشتیم. البته اسامی نایاب و عکس های توپ و دست اول، نه عکس های دستِ هزارُم و تکراری ای که حدود دوازده، سیزده ساله دست همه چرخیده! وقتی صحبت از "اسم اریجینال" می شه، مسلماً بیشتر حجم کار، روی برنامه های خارجی بوده؛ اما، در این بین از برنامه های داخلی هم عکس های زیادی آپلود کردیم.
2. در این جُستار به دنبال اسامی اریجینال و در نتیجه عکس از برنامه هایی هستیم که طی این پنج، شش سال و با جستجوهای فراوان، هنوز پیدا نشده ن، به عبارتی ناشناخته ها و کشف نشده ها. نبودن نام برنامه ای در این لیست 99 درصد به معنای پیداشدن آن برنامه است. یک درصد هم باقی گذاشتیم برای ازقلم افتاده ها.
3. سه جُستار "برنامه های کودک، از گذشته تا هنوز" اثر "بهرام" عزیز، "آرشیو کارتون های موجود"، اثر "اسمم" عزیز و همین جُستار همیشه مکمل و همپای همدیگه بوده و هستن. لطفاً به اون دو تاپیک دیگه هم سر بزنید.
4. اگه جلوی سؤالی ننوشته ام سؤال از کیه، معنیش اینه که اون سؤال از خودمه.

تیم ما


تیم ما که پایه ی اون از "گفتمان" شروع شد و از اون زمان تو فورم های مختلف گفته شده داریم فعالیت می کنیم، شامل این بچه هان که برای اولین بار در دنیای اینترنت نام اریجینال بیش از 220 برنامه ی کودک رو کشف کرده ن:


1. آیدین، یابنده ی اولیه ی عکس و اسم اریجینالِ:
1.1. قصه ی کوچولوها.


2. اسمم (م. ع. م.)، یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:

2.1. آدم کوچولوها
2.2. افسانه ی توشیشان
2.3. امواج نامرئی
2.4. بازرس فابر
2.5. بچه های کوه آتشفشان
2.6. برفی های ماجراجو
2.7. بسته ی ناطق
2.8. پانزده پسر
2.9. پرده ی جادو
2.10. پسر فیلبان
2.11. تام بیک و بی بی
2.12. جان دایموند
2.13. جزیره ی اسرارآمیز
2.14. خواب نیک
2.15. داستان های فوتبال
2.16. دنیای مرموز اوگ
2.17. دهکده ی ویمپول
2.18. رولی
2.19. زباله ساز
2.20. زبل خان
2.21. زبل ها
2.22. زمزمه ی گلاکن
2.23. سفر به آفریقا
2.24. سفری به مرکز زمین
2.25. شهری در جنگل
2.26. عجیب و غریب ها
2.27. قصه های جنگل
2.28. کرم و قهوه ای
2.29. کو، دایناسوری از اعماق اقیانوس ها
2.30. گلچینی از ادبیات ژاپن
2.31. موزی ها
2.32. مینو
2.33. نسخه ی سحرآمیز
2.34. نهنگ سفید
2.35. هاچیپو
2.36. همرهان
2.37. هوراس و تینا.

3. امیلیانو (امیر، خودم!)، یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:

3.1. La Linea
3.2. آرتور
3.3. ارم و جیرجیر
3.4. اسباب بازی های مایکل
3.5. افسانه ی زاگالا
3.6. بازرس
3.7. باغ گل ها
3.8. بچه سیب زمینی ها
3.9. برادران شیردل
3.10. برادران کوچک
3.11. بلوط های کوچولو
3.12. بوب و بوبک
3.13. پسر کوهستان
3.14. پیرهن خالخالی
3.15. توفان
3.16. جامدادی توشیا
3.17. جیبی و پاکتی
3.18. جی جی و جوجو
3.19. چکمه های آرزوی ویلیام
3.20. خاله ریزه و قاشق سحرآمیز
3.21. خانواده ی خرس ها
3.22. خپلی پُردردسر
3.23. خرس کوچولو
3.24. خرگوش بلا، گرگ ناقلا
3.25. دادلی دو رایت
3.26. داستان های می می
3.27. دایناها
3.28. در جستجوی اژدها
3.29. دره ی سبز
3.30. رابرت
3.31. راز عروسک چوبی
3.32. روباه کوچولو
3.33. ساحل آرام
3.34. سالی و جیک
3.35. سه قلوها
3.36. سه میمون بازیگوش
3.37. سه وروجک کوچولو
3.38. شوالیه ی جوان
3.39. فانوس دریایی
3.40. قصه های تائو تائو
3.41. قطره های رنگی
3.42. کارآگاه کوالا
3.43. کارآگاهان دریایی
3.44. کارگران معدن
3.45. کوچولوهای درخشان
3.46. گربه ی استثنایی
3.47. گربه ی کلوندایک
3.48. گروه نجات
3.49. گروهبان پیشی راه راه
3.50. ماجراهای دانا و ببری
3.51. ماجراهای زیردریایی
3.52. ماجراهای کارلوس، کرم ابریشم
3.53. ماجراهای موشی
3.54. مادلین
3.55. ماسک
3.56. ماشین سحرآمیز
3.57. مامفی
3.58. مخملی
3.59. مداد جادو
3.60. مردم شهر قندی
3.61. من و برادرم
3.62. مول
3.63. مهمان کوچک
3.64. نیلو و فلندی
3.65. ووک
3.66. هاشی موتو.

4. بهرام، یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:

4.1. Cocoshaker
4.2. Zaika Zaznaika
4.3. Zeno
4.4. آرتور
4.5. اشک تمساح
4.6. ایست
4.7. بابالوها
4.8. باغ وحش مومی
4.9. بچه خرس های قطبی
4.10. بچه زنبورهای کوچولو
4.11. بچه های تورومیرو
4.12. بچه های مدرسه
4.13. بلوط دانا
4.14. بوژان
4.15. پر لک لک
4.16. پسر رعد آبی
4.17. تابالوگا، اژدهای سبز
4.18. تیلز، بلای جان گربه ها
4.19. جک هالبورن
4.20. چیپ و چارلی
4.21. خاکستری
4.22. خانواده ی دی
4.23. خانواده ی وحوش
4.24. خرگوش و خارپشت
4.25. داستان های باباسمور
4.26. داستان های دانی
4.27. راز یک رمز
4.28. رؤیای شیرین
4.29. سطل سحرآمیز
4.30. سفرهای دلاور کوچک
4.31. سفرهای کوکی
4.32. سگ کوچولو
4.33. سه احمق
4.34. شکارچی بزرگ
4.35. شکارچی پروانه
4.36. شهر بچه ها
4.37. شهر دایناسورها
4.38. شهر گربه ها
4.39. علی بابا و چهل دزد بغداد
4.40. غریبه ای از فضا
4.41. فوتبال قزاق ها
4.42. فیل خوبی باش
4.43. قصه های آقا خرسه
4.44. قوقولی
4.45. کاپیتان جنگل
4.46. کارآگاه فنیک
4.47. کانگوروی کنجکاو
4.48. کایلو
4.49. کراش گیر
4.50. کشتی فضایی
4.51. گامبا
4.52. گربه ای به نام واق
4.53. گربه های فضایی
4.54. گوشی تا
4.55. لوله پاک کن
4.56. ماجراهای جیک جیکو
4.57. ماجراهای گربه کوچولو
4.58. ماجراهای من و کلاهم
4.59. ماجراهای وینسنت
4.60. ماهیگیر بزرگ
4.61. مدرسه ی پرماجرا
4.62. مگ مگ و دوستان زبل
4.63. مهمان کوچولویی از فضا
4.64. میکروبی
4.65. میونل، قوی ترین گربه ی دنیا
4.66. نانوک
4.67. نفر بعد
4.68. وروجک و آقای نجار
4.69. هیوگو، اسب آبی کوچولو.

5. پرشیانا (پانتی فرهنگی)، یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:


5.1. Deer Ring
5.2. Kak Kozlik Zemlju Derzhal
5.3. Ostorozhno Shuka
5.4. Ostrov
5.5. Stepantsev Petukh Kras
5.6. آقای با
5.7. باغ سیب
5.8. دست و رونشور
5.9. سرزمین بندگان
5.10. فانتیک
5.11. مسابقه ی بزرگ در پینچ کلیف.


6. رامین، یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:

6.1. Tajemnice Wiklinowej Zatoki
6.2. افسانه های هندی
6.3. بیل و کمند
6.4. پتسی باربر
6.5. پسر کوچولو
6.6. سفرهای بابی
6.7. عصاره ی تنبلی.


7. سجاد، یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:

7.1. افسانه ی سه برادر
7.2. افسانه ی شجاعان
7.3. پسر مبتکر
7.4. تیک و تاک
7.5. خیاط کوچولوی شجاع
7.6. دوقلوها
7.7. سفرهای کومون
7.8. شجاع و شیرین
7.9. شهر آجیلی
7.10. شهر بیشه ها
7.11. گروه شین سن.

 . صورتک (حمید)، یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:
8.1. Chlopiec
8.2. Heckle And Jeckle
8.3. Hector Heathcote
8.4. Pies Koti.


9. فرهاد پناهی، یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:

9.1. Otroki Vo Vselennoj
9.2. دختری به نام نل
9.3. دژ فضایی
9.4. عنکبوت آبی
9.5. ند و نپتون.


10. مانی نبوی، یابنده ی اولیه ی عکس ها و اسم های اریجینالِ:

10.1. Prikluchenia Homy
10.2. گربه ی بازرس.


11. ملودی (ملودی هاشمی)، یابنده ی اولیه ی عکس و اسم اریجینالِ:

11.1. غول های دریاچه.

چند نکته:
1. "لیست تیم ما" ("لیست یابنده ها") از اواخر سال 85 و از روی حافظه تنظیم شده و قطعاً دارای ایراداتی هست. همین جا از دوستان خواهش می کنم اگه کم و کسر، اشتباه یا جابجایی ای می بینن، حتماً یادآوری کنن تا در اسرع وقت تصحیح بشه.
2. البته دوستان دیگه ای هم بودن که در دوره ی کوتاهی در یادآوری نام های فارسی یا پرسیدن سؤال در "لیست سیاه" به ما پیوستن و دیگه متأسفانه در جمع ما نیستن؛ از جمله خانم ها "دایانا" ("پروین. ع.") و "فروغ" (که البته "فروغ" هنوز هم به ما سر می زنه.) و آقایون "..."، "امیر 56"، "حسین ترکزاده"، "علی شو" ("علی حسینی") و ....
3. همچنین "محمد محمودی قیداری" به کمک "اسمم"، "بهرام" و من از تعدادی از این کارتون ها و برنامه ها فایل صوتی (موسیقی) آپلود کرده ایم.
4. در ترتیب نام های بالا فقط "خارجی ها" رو نوشته م و از ایرونیا صرف نظر کرده م.
5. با تموم این حرفا، پیداشدن اسم و عکس، به معنای تموم شدن کار نیست و عکسا باید هرچند وقت یه بار به روز بشن.
6. در جستجوی عکس و نام، مِلاک تیم ما، فقط برنامه های دو شبکه ی 1 و 2 از سال 1357 به بعد بوده و هست. در این لیست، کارتون ها و فیلم های قبل از 57، شبکه های دیگه، شبکه های استانی، شبکه های ویدئویی (سی دی ها و دی وی دی های مختلف)، شبکه های کشورهای دیگه، جشنواره ها، کارتون ها و برنامه هایی که خبرشون در جراید چاپ شده و امثال اون ها جایی ندارن.
7. چرا از 57 به بعد؟ 1. چون اکثر کاربرای تیم ما، از جمله خودم، دهه ی پنجاهی هستیم. 2. چون قبل از 57 پدیده ای به نام "سینمای کودک" وجود نداشت. 3. چون دوس دارم!

8. درمورد چند اسم لاتین بالا، اگه کسی می تونه اسامی فارسی اونا رو بگه، ممنون می شیم. هرکی بتونه این کارو بکنه یا از لیست زیر، موسوم به "لیست سیاه"، کم کنه، به تیم ما می پیونده و آشنایی باهاش باعث افتخار ما می شه.
9. منظور از اسامی بالا، پیدا کردن اسامی تاپی بوده که در ایران تا قبل از اون ناشناخته بوده ن، مثل "رابرت"، "زبل خان" و "لوله پاک کن" و نه "پلنگ صورتی" و "تام و جری" که اسامی اریجینالشو بچه ی سه ساله هم می دونه! همچنین بیشتر تأکید روی اسم های اریجینال و درنتیجه عکس های اریجینال بوده، نه عکس های اسکن شده، کپچرشده یا گرفته شده از روی صفحه ی تلوزیون و مانیتور.
10. ذکر اسامی و استفاده از عکس ها و لینک ها فقط و فقط با ذکر منبع مجازه. متشکریم.



امیلیانو (امیر)

به روزرسانی: 30 تیر 87.

ادامه نوشته

دست من

سلام

امروز دیدم امر عزیز این عکس رو گذاشته :

قبلا ها می خواستم این رو هم بپرسم اما یادم رفت. خوشحالم که امیر عزیز هم عکسش رو پیدا کرده و هم اسمش رو ... دستت درد نکنه.

یادمه شروع فیلم با عنوان بندی بود و بازی بچه ها (نمی دونم فوتبال بود یا سنگ بازی) بعد صدای شکستن شیشه و ... بعد یه مرد گوش پسرک رو گرفته بود و می بردش تا پول شیشه ش رو از مادر پسرک بگیره ...

بعد پسرک توی کوچه یک طوطی لب دیوار دید سنگ رو برداشت و ... اول رفت توی راه پله ها که به طرف پایین می رفت... بالاخره مردک پیداش کرد و دنبالش کرد... چقدر سخت و نفس گیر بود... بعد چند روز بعد دید سنگی که زده سر یک دخترک رو شکسته...

یه روز توی خونه ش یه نفر سنگ زد و تنگ ماهی پسرک شکست. ماهی افتاد روی زمین و به خودش غلتید... پرک سریع رفت بیرون کسی رو که سنگ زده بود پیدا کرد... اما وقتی که دید اون هم مل خودش بوده... اون رو بخشید و فکر کنم برای همیشه سنگ رو به زمین انداخت....

موفق باشید

دیوانه

بازهم مطلبی نوشتم در مورد کارتون ها یی که در روزهای تعطیلی اخیر پخش شد  و البته نیومد روی وبلاگ...

نم یدونم چرا این جوری می شه... قضیه چیه نمی دونم ... حتما مصلحتی هست... این بار دهم است که این اتفاق می افتد... در مورد سفر به سرزمین دور ، حضرت ابراهیم و ... بود... کاش کپی کرده بودم و بعد ارسال مطلب می کردم. دوباره نوشتن عذاب آور است ... تا بععد

 

سایمون در سرزمین نقاشی های گچی

 

این آناست و لی نمی دونم چیه؟

و همین طور این

و این که آشنا هم نیست

و ... در ادامه مطلب بقیه رو بخونید

ادامه نوشته

یک سوال

سلام

یکی از خوانندگان یک شوال داشتند که فکر کنم دوستان ما در اینجا بتونند راهنماییشون کنند.

بدون هیچ مقدمه ای

سلام...از دیدن وبلاگتون بسیار لذت بردم....سوالی داشتم...در دوره ی دهه 60 نوار قصه ای بود به نام " نخودی" که اسم شرکت تولید کننده اون یادم نیست...اما نقاشیهای کتابش رو اقای پرویز کلانتری کشیده بود و تقریبا تمام گویندگان بروز و مطرح اون زمان در آن حضور داشتند: از گوینده شخصیت پینوکیو گرفتهتا معاون کلانتر و ......و فکر می کنم اولین کار شرکت مزبور بود....من بسیار زیاد به دنبال این نوار و کتاب قصه اش هستم و به این فکر افتادم که شاید شما بتونین در این زمینه به من کمکی بکنید....هزینه مادی برام مهم نیست و از نظر معنوی برام خیلی ارزشمند خواهد بود اگر این نوار قصه و کتابش رو پیدا کنم.
ممنونم که در صورت تمایل به من اطلاع بدید.

چند تا تاپیک باحال

سلام

امروز دو تا فاروم دیدم که کلی عکس قدیمی داشت و من خیلی حال کردم. به خصوص عکس مروبط به برده رقصان و از مدرسه تا مدرسه  و بازی شادی تماشا

http://www.iran-eng.com/showthread.php?p=154745#post154745

 

ادامه

بلاگفا کم آورد مجبور شدم بقیه رو در پست جدید بذارم

میشکا و موشکا(اگه قبلا پیدا شده من خبر ندارم ... اونقدر این ها رو دوست داشتم و دنبالشون گشتم که حالا که پیدا شده گفتم حتما بنویسم)


تام سایر

این همون افسانه هست که دختره اومد برای نجات مردم دهکده


 

سلام

این هم چند تا عکس که بعضی هاش رو از تلویزیون دیدم ولی بعضی هاش رو ندیدم اما برام اشناست

مثل سانتوز و دایناها(اسمش رو نمی دونم) یا گوش مروارید، هاک،فوتبالیستها و ...

سازدهنی

سلام

از اونجایی که بحث فیلم هایی چون سازدهنی و هفت تیر های چوبی و ... شد . گفتم بد نیست که در این مورد مطالبی رو بذارم( این ها از حافظه ام نیست و منابع اون رو هم ذک رمی کنم)

ساز دهنی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سازدهني

کارگردان: امير نادري

فيلمنامه: امير نادري

مدير فيلمبرداري: عليرضا زرين دست

تدوين: سهراب شهيد ثالث

بازيگران: مسعود گودرزي، مهدي جوادي، شهلا درويشي، محمود وفابخش، اسحاق احمدزاده، عباس رئيسي، جمعه طنين، يعقوب مرادزاده، محمد مرادزاده، عباس پوراحدي، جمعه وفابخش

سال ساخت: 1352


خلاصه داستان:

اميرو پسرکي ساده و سرشار از جنب و جوش است که در يک شهر بندري زندگي مي کند. او آن قدر افسار گسيخته است که هميشه يک پاي دعواي بچه هاي همسن و سال خودش است. عبدالله نوجواني است همسن اميرو که پدرش براي آن که او را به ختنه کردن راضي کند يک سازدهني به او هديه مي دهد. بچه هاي بندر به ساز عبدالله علاقه مند مي شوند و عبدالله در ازاي کولي گرفتن از بچه ها سازش را به آن ها مي سپارد تا با آن بنوازد. اميرو بيش از ديگران به عبدالله کولي مي دهد. مادرش او را سرزنش مي کند و يکي از بچه ها او را «خر عبدول کل عبدالله» مي خواند و باعث مي شوند که او به خود بيايد و در پناه کشتي به گل نشسته اي در سکوت اشک بريزد. اميرو پس از اين که در دريا آب تني مي کند عصيان مي کند و ساز را از دست عبدالله مي ربايد و پس از عبور از کوچه پس کوچه هاي شهر بندري ساز دهني را در دريا مي اندازد تا خود را از زير بار ذلت خلاص کند.

نقل از سایت ایران اکتور:  http://www.iranactor.com/FILMS/old/sazdahani.htm


هفت تیرهای چوبی


فیلم دیگر سال های آغازین کانون پرورش فکری در دهه 50، «هفت تیرهای چوبی» (شاپور قریب) است. با ورود تلویزیون به یک شهرستان دور، همه چیز تغییر می یابد. کودکان و نوجوانان حالا آرمانشهر خود را در تقلید از وسترن ها و فیلم های رزمی می یابند. در این میان، شخصیت اصلی نوجوان فیلم، (همچون الگوی همان فیلم ها) دلبسته دخترک همسایه می شود و او را می رباید تا به چنگش آورد.

برا یاطلاعات بیش تر در مورد هفت تیرهای چوبی، سینمای کودک و نوجوان در ایران ، مصاحبه با شاپور قریب می توانید به آدرس های زیر مراجعه نمایید

مصاحبه با شاپور قریب

یک عمر فیلم سازی شاپور قریب

مفهوم عشق در سینمای کودک و نوجوان ایران

آن چه سینمای کودک ایران ندارد

عیدی من به شما

امیر خان به من عیدی داد من هم مب خوام به امیر عزیز و همه شما عیدی بدم

این عکس ها رو نگاه کنید

http://www.nostalgia.pl/fotki/przygodyrycerzyka/rycerzyk01.jpg

http://www.nostalgia.pl/fotki/przygodyrycerzyka/rycerzyk02.jpg

http://www.nostalgia.pl/fotki/przygodyrycerzyka/rycerzyk03.jpg

http://www.nostalgia.pl/fotki/przygodyrycerzyka/rycerzyk04.jpg

http://www.nostalgia.pl/fotki/przygodyrycerzyka/rycerzyk_down.jpg

 

 

http://www.nostalgia.pl/fotki/pieskot/pieskot_02.jpg

 

و سایتی که همه این عکس ها و سایر عکس ها رو میتونید ببینید

http://www.nostalgia.pl/

(البته اگه تکراری نباشه)

مگ مگ با اسم اصلی

http://www.nostalgia.pl/index.php?option=com_content&task=view&id=145&Itemid=188

دولفین لیست سیاه همینه؟ http://www.nostalgia.pl/~nostalgia/fotki/bialydelfinum/um1.jpg

و آدم برفی ها؟ http://www.nostalgia.pl/galeria/bouli/03.jpg

؟؟؟ http://www.nostalgia.pl/fotki/chlopieczplakatu/chlopiec01.jpg

نیلز http://www.nostalgia.pl/index.php?option=com_content&task=view&id=39&Itemid=57

دارتانیان http://www.nostalgia.pl/index.php?option=com_content&task=view&id=46&Itemid=65

دکتر اشنوگل تا حالا ندیدمش http://www.nostalgia.pl/index.php?option=com_content&task=view&id=158&Itemid=205

جکی و جیل{د} http://www.nostalgia.pl/index.php?option=com_content&task=view&id=49&Itemid=68

این رو هم دیدم اما اسمش رو یادم نیست http://www.nostalgia.pl/index.php?option=com_content&task=view&id=186&Itemid=240

این رو هم  http://www.nostalgia.pl/~nostalgia/fotki/kotfilemon/filemon_info.jpg

این اسمش مول بود یا کریک بالاخره؟ http://www.nostalgia.pl/index.php?option=com_content&task=view&id=70&Itemid=96

این رو توی سینمای دیگر نشون می دد http://www.nostalgia.pl/index.php?option=com_content&task=view&id=72&Itemid=99چ

این هم معروفه http://www.nostalgia.pl/~nostalgia/fotki/latajacyzajaczek/zajaczek_info3.jpg

میکروبی http://www.nostalgia.pl/index.php?option=com_content&task=view&id=195&Itemid=252

و این http://www.nostalgia.pl/index.php?option=com_content&task=view&id=80&Itemid=109

راز یک رمز (دیوانه وار دوستش داشتم) http://www.nostalgia.pl/index.php?option=com_content&task=view&id=128&Itemid=167

همینه http://www.nostalgia.pl/~nostalgia/fotki/sasiedzi/info.gif

این فیله رو یادتونه؟ http://www.nostalgia.pl/fotki/proszeslonia/slon_info01.jpg

پسر مبتکر http://www.nostalgia.pl/index.php?option=com_content&task=view&id=95&Itemid=128

و اما ... جعبه توشیا  http://www.nostalgia.pl/index.php?option=com_content&task=view&id=160&Itemid=207

چقدر دنبالش گشتیم؟ http://www.nostalgia.pl/galeria/plastusiowypamietnik/07_t.jpg

                                 http://www.nostalgia.pl/galeria/plastusiowypamietnik/01_t.jpg    

خاله ریزه  http://www.nostalgia.pl/index.php?option=com_content&task=view&id=89&Itemid=121

موش کوهستان http://www.nostalgia.pl/index.php?option=com_content&task=view&id=211&Itemid=272

مزرعه سبز؟ http://www.nostalgia.pl/fotki/oczymszumiawierzby/info.jpg

بازخورد بدین ببینم کارم چطور بود

کامل ترین آرشیو در مورد اسامی کارتون ها و برنامه های کودک

سلام

پست قبلی حاصل حداقل ۴ سال تلاش امیرخان و دوستانشون در فاروم های متعدد می باشد.

به جرئت می تونم بگم تیمی که دو رهم جمع شده بودند کامل ترین تیمی بود که می شد برای کارتون و برنامه کودک تشکیل داد. از عشق و حافظه و آرشیو کارتون گرفته تا سرچ قوی و خلاقیت و زبانشناسی زبان های مختلف همه در این تیم جمع بود.

همین لیست سیاهی که می بینید و بیشترش نبود عکس از اون هاست خودش یک منبع عظیم از اسم برنامه ها و کارتون هایی است که خیلی ها دنبالشن.

حالا ببینید اون اسامی و عکس هایی که خارج از لیست سیاه بوده چه معدن گرانبهایی بوده است.

نمی دونم کسی اون ها را جایی سیو کرده یا نه

ـــــ

اگه کسی بتونه چیزی به لیست سیاه ما اضافه کنه یا از اون کم کنه م یتونه به جمع ما بپیونده.

ــــــ

دوستانی که در روزنامه ها و سایت های مختلف تا حالا مطالب زیادی از ما ربودند این بار اخلاق رو رعایت کنند و منبع رو هم ذکر کنند یا با ما تماس بگیرند.

ــــــــ

اگر کسی از همکاران صدا و سیمایی چشمش به اینجا افتاد و دوست داشت که طرح و نظرات جالب بر و بچ اینجا رو در مورد برنامه ها و کارتون های جدید بدونه (چون هیچ جای دیگه ای نم یتونه این همه صاحب پیدا کنه) با ما تماس بگیره

عید بر شما خوش

لیست سیاه امیر هدیه نوروزی ما به کارتون دوست های عزیز

 روزشده ترین "لیست سیاه" معروف:


ليست سياه (تلاش براي يافتن نام ها و عكس هاي برنامه هاي كودك باقيمانده)


1. از اواخر سال 1382 و در فورم هاي مختلفي مانند "گفتمان"، "گزاره"، "ماي ايمي"، "گفتگو"، "غروب"، "ايران دابينگ"، "كودكي"، "انايم پردايز"، "ديدار" و ... و به كمك دوستاني، كه درزير اسامي شون مي ياد، از حدود 900 برنامه ي كودك خارجي و داخلي، اعم از كارتون، عروسكي و زنده، نام اريجينال و عكس هاي مختلفي در دنياي اينترنت گذاشتيم. البته اسامي ناياب و عكس هاي توپ و دست اول، نه عكس هاي دستِ هزارُم و تكراري اي كه حدود دوازده، سيزده ساله دست همه چرخيده! وقتي صحبت از "اسم اريجينال" مي شه، مسلماً بيشتر حجم كار، روي برنامه هاي خارجي بوده؛ اما، در اين بين از برنامه هاي داخلي هم عكس هاي زيادي آپلود كرديم.
2. از افتخارات ما در فورم هاي قبلي يافتن اسامي و عكساي زير براي اولين بار بوده:

. "آدم برفي"، "آلن ليون"، "بادكنك قرمز"، "سرزمين دريايي"، "كوتلاس"، "ماجراهاي پينوكيو"، "مادربزرگ" و "مومك" توسط "احمد" ("احمدرضا رستگارزاده")،

2. "آدم كوچولوها"، "افسانه ي توشيشان"، "امواج نامرئي"، "بازرس فابر"، "بچه هاي كوه آتشفشان"، "بسته ي ناطق"، "پانزده پسر"، "پسر فيلبان"، "تام بيك و بي بي"، "جزيره ي اسرارآميز"، "خواب نيك"، "داستان هاي فوتبال"، "دنياي مرموز اوگ"، "دهكده ي ويمپول"، "رولي"، "زبل خان"، "زبل ها"، "زمزمه ي گلاكن"، "سفر به آفريقا"، "سفر به اعماق زمين"، "عجيب و غريب ها"، "كرم و قهوه اي"، "كو، دايناسوري از اعماق اقيانوس ها"، "گلچيني از ادبيات ژاپن"، "موزي ها"، "مينو"، "نخودهاي باغچه ي سبز"، "هاچيپو"، "همرهان" و "هوراس و تينا" توسط "اسمم" ("م. ع. م.")،

.۳- "ايست"، "بابالوها"، "باغ وحش مومي"، "باني فيكس به تعطيلات مي رود"، "بچه خرس هاي قطبي"، "بچه زنبورهاي كوچولو"، "بچه هاي مدرسه"، "بلوط دانا"، "بوژان"، "پر لك لك"، "پسر رعد آبي"، "پسر كوهستان"، "تابالوگا، اژدهاي سبز"، "تيلز، بلاي جان گربه ها"، "چيپ و چارلي"، "خاكستري"، "خانواده ي دي"، "خانواده ي وحوش"، "خرگوش و خارپشت"، "داستان هاي باباسمور"، "داستان هاي داني"، "راز يك رمز"، "رؤياي شيرين"، "سفرهاي دلاور كوچك"، "سفرهاي كوكي"، "سگ كوچولو"، "سه كله پوك"، "شكارچي بزرگ"، "شكارچي پروانه"، "شكارچيان روباه"، "شهر بچه ها"، "شهر دايناسورها"، "شهر گربه ها، "علي بابا و چهل دزد بغداد"، "فوتبال قزاق ها"، "فيل خوبي باش"، "قصه هاي آقا خرسه"، "قوقولي"، "كاپيتان جنگل"، "كانگوروي كنجكاو"، "كايلو"، "كشتي فضايي"، "گربه اي به نام واق"، "گربه هاي فضايي"، "گوشي تا"، "لوله پاك كن"، "ماجراهاي اردك كوچولو"، "ماجراهاي جيك جيكو"، "ماجراهاي گربه كوچولو"، "ماجراهاي من و كلاهم"، "ماجراهاي وينسنت"، "ماهيگير بزرگ"، "مدرسه ي پرماجرا"، "مگ مگ و دوستان زبل"، "مهمان كوچولويي از فضا"، "ميكروبي"، "ميونل، قوي ترين گربه ي دنيا"، "نانوك"، "نفر بعد" و "وروجك و آقاي نجار" و "هيوگو، اسب آبي كوچولو" توسط "بهرام"،

. "آرتور"، "ارم و جيرجير"، "اسباب بازي هاي مايكل"، "افسانه ي زاگالا"، "باغ گل ها"، "بچه سيب زميني ها"، "بلوط هاي كوچولو"، "پسر كوهستان"، "پيرهن خالخالي"، "جامدادي توشيا"، "جيبي و پاكتي"، "جي جي و جوجو"، "چكمه هاي آرزوي ويليام"، "خانواده ي خرس ها"، "خرس كوچولو"، "داستان هاي مي مي"، "دادلي دو رايت"، "رابرت"، "سالي و جيك"، "سه قلوها"، "سه ميمون بازيگوش"، "سه وروجك كوچولو"، "شواليه ي جوان"، "فانوس دريايي"، "قصه هاي تائو تائو"، "قطره هاي رنگي"، "كارآگاه كوالا"، "كارآگاهان دريايي"، "كارگران معدن"، "كوچولوهاي درخشان"، "گربه ي استثنايي"، "گروه نجات"، "گروهبان پيشي راه راه"، "ماجراهاي دانا و ببري"، "ماجراهاي موشي"، "ماسك"، "مداد جادو"، "مخملي"، "مردم شهر قندي"، "من و برادرم"، "مول"، "مهمان كوچك"، "نيلو و فلندي"، "ووك" و "هاشي موتو" توسط اينجانب، "اميليانو" ("امير").

5. "Heckle And Jeckle" و "Hector Heathcote" توسط "حميد" ("حميد....")،

6. "افسانه ي شجاعان"، "پسر مبتكر"، "تيك و تاك"، "خياط كوچولوي شجاع"، "دوقلوها"، "سفرهاي كومون"، "شجاع و شيرين"، "شهر آجيلي" "شهر بيشه ها" و "گروه شين سن" توسط "سجاد".

7. "Ostorozhno Shuka"، "Stepantsev Petukh Kras"، "آقاي با"، "باغ سيب"، "پل كوچولو"، "دست و رونشور"، "سرزمين بندگان"، "فانتيك" و "مسابقه ي بزرگ در پينچ كليف" توسط "پرشيانا" ("پانتي فرهنگي")،

8. "دختري به نام نل"، "دژ فضايي"، "عنكبوت آبي" و "ند و نپتون" توسط "فرهاد پناهي".

9. "Prikluchenia Homy" و "گربه ي بازرس" توسط "ماني نبوي".

10. "غول هاي درياچه" توسط "ملودي" ("ملودي هاشمي").

. در ترتيب نام هاي بالا اولاً حروف الفبايي رو رعايت كرده م و ثانياً فقط "خارجي ها" رو نوشته م و از ايرونيا صرف نظر كرده م.
4. درمورد 5 اسم لاتين بالا، اگه كسي مي تونه اسامي فارسي اونا رو بگه، ممنون مي شيم.
5. منظور از اسامي بالا، پيدا كردن اسامي تاپي بوده كه در ايران تا قبل از اون ناشناخته بوده ن، مثل "رابرت" ، "زبل خان" و "لوله پاك كن" و نه "پلنگ صورتي" و "تام و جري" كه اسامي اريجينالشو بچه ي سه ساله هم مي دونه! همچنين بيشتر تأكيد روي اسم و درنتيجه عكس اريجينال بوده، نه عكس هاي اسكن شده، كپچرشده يا گرفته شده از روي صفحه ي تلوزيون.
6. در فورم "گفتمان" سابق علاوه بر دوستان بالا، خانم ها "پروين" ("پ. ع.") و "فروغ" هم در يادآوري نام هاي فارسي بسيار كمك كردند كه ازشون ياد مي كنيم.
7. دوست عزيزمون، "محمد محمودي قيداري" هم به كمك "اسمم" عزيز، با سايت معروفشون، http://www.mhbateni.com/mohammad/music/?M=A ، در كامل كردن آرشيو فايل هاي صوتي كارتون ها و برنامه ها كمك بسزايي داشته و دارن. فايل هاي صوتي موجود در اين سايت هم مثل عكس ها و نام هاي اريجينال ما، هزاران بار مورد سرقت بدون ذكر منبع (كپي رايت) قرار گرفته!
8. ذكر اسامي و استفاده از عكسا و لينكا فقط و فقط با ذكر منبع مجازه. متشكريم.

9. در اين جُستار به دنبال اسامي اريجينال و در نتيجه عكس از برنامه هايي هستيم كه طي اين چهار، پنج سال و با جستجوهاي فراوان، هنوز پيدا نشده ن، به عبارتي ناشناخته ها و كشف نشده ها. نبودن نام برنامه اي در اين ليست 99 درصد به معناي پيداشدن آن برنامه است. يك درصد هم باقي گذاشتيم براي ازقلم افتاده ها. لطفاً پيشنهادها و بحث هاتونو در جستارِ"برنامه هاي كودك، از گذشته تا هنوز" ادامه بديد. تموم سؤالا از خودمه؛ مگه، مواردي كه نوشته باشم.


اميليانو (امير)

1: كارتون (دوبعدي، سه بعدي، اتود، فتوانيميشن، كلاژ) خارجي شبكه ي يك:

1. تاكسي: تك قسمتي. مَرده اين قدر منتظر تاكسي مي موند و "تاكسي، تاكسي!" مي كرد و هيچ تاكسي اي براش نگه نمي داشت كه ديوونه مي شد و آخرش دو نفر با آمبولانس به تيمارستان مي بُردنش. سكانس آخر درحالي كه ديوونه شده بود مي گفت: "تاكسي! هه هه هه! تاكسي! هه هه هه!" كلاژ و با روزنامه بود. دهه ي 60.
2. لوندور بلوندور: دو پسرِ خوب و بد! با طراحي اتودي و سياه و سفيد. يه بار بده با راكت تقلبيش توي تنيس برنده مي شد. هردو قدكوتاه بودن و سرهمي مي پوشيدن و موهاي "خوبه" شبيه "تن تن" بود. جمعه هاي سال 66 و همزمان با "نيكو".
3. تك قسمتي. پيرمردي چيني به دو پسر نيرومند پرِ پرنده اي رو داد و ازشون خواست اونو به طرف ديگه ي ديوار بندازن. يكي با زورِ بازو اين كارو كرد و موفق نشد و يكي با عقل و با فوت ساده اي، برنده شد. وقتي پر به اون سمت ديوار مي رفت، بچه ها تو كوچه ها مي دويدن و آواز چيني مي خوندن. (سؤال من و "حميد".)
4. پيت جهانگرد: شبيه"رابينسون كروزوئه" و عينكي بود. يه بار زير آب مي رفت و با اسب دريايي دوست مي شد كه سروكله ي كوسه پيدا مي شد. دهه ي 60.
5. پيتر (؟): سري موزيكال و بي كلامي از پسري كه يه بار به دندونپزشكي مي رفت و دندونپزشكه با چكش و آچار به مطب مي رفت! آخر هم كه دندون پسره رو كشيد، دندونه اندازه ي چارپايه بود و پسره اونو با خودش بُرد. يه بار هم انگشت پسره توي شير آب گير كرد و خونه رو آب بُرد. يه بار هم جادوگر بدجنسي بهش غذا مي داد تا اونو بخوردش. (سؤال من و "حميد".)
6. تك قسمتي. پَرآبي: مرغابي ماده و آبي رنگي كه هر بار تخم مي ذاشت، راسويي فش فش كنون مي يومد و اونا رو مي خورد و پَرآبي اشك مي ريخت و اشكاش توي بركه مي ريخت.

7. ترامواي شماره ي 99 (؟) : تك قسمتي. ساخت اروپاي شرقي. تراموايي قديمي با شماره ي 99 كه پير شده بود، سبيل و قيافه ي خسته اي داشت و موقع حركت اين طور به نظر مي رسيد كه كوپه هاش از هم جدا مي شن. ترامواهاي جديد؛ مثل، ترن هاي ت. ژ. و فرانسه با سرعت كار مي كردن و يكي شون سربه سرش اين قديميه مي ذاشت و پشت سرش بوق مي زد يا با چنگك مسافراشو مي قاپيد! اما يه شب كه ترامواي 99 به ايستگاه برگشت، ديد همه ي ترامواها دو طرف ايستاده ن و پروژكتورها روشن شدن و اين انگار سان مي ديد. ترامواها حلقه ي گلي گردنش انداختن و بازنشسته ش كردن. بعد از بازنشستگي غصه دار شد؛ اما، بچه ها سراغش اومدن و رفتن شهر بازي و تراموا چرخ و فلكشون شد. (سؤال "پرشيانا" و "بهرام".)
8. قطره و لكه (؟): يكي بزرگتر و يكي كوچيك. چشاي درشت و مژه هاي بلندي داشتن، حرف مي زدن و شبيه خپل ها راه مي رفتن. تابستون 73. (سؤال من و "بهرام".)
9. صندوق پست: دختري با روبان قرمز به سرش كه راه مي رفت. اين كارتون ايده ي "صندوق پست" ("كلاه قرمزي") ساخته ي "ايرج طهماسب" شد.
10. تك قسمتي. خليفه ي چاق عربي و عاشق انبه كه دستور داد ميمونا براش انبه جمع كنن.

11. تك قسمتي. خشكسالي بود و دختركي كه مادرش تشنه بود و با ملاقه براش آب مي آورد. نقاشي هاش به سبك سايه اي بود و چهره ها ديده نمي شد.
12. تك قسمتي. پاندايي چيني كه به كمك دوستاش مي رفتن، براي مامان پاندا هندونه مي آورد و اون هندونه توي راه مي شكست.
13. تك قسمتي. موشي كه خيلي ترسو بود و آرزو داشت بقيه ازش بترسن. يه بار به كمك پيرمردي، تبديل به ببر شد. اولش بقيه ازش مي ترسيدند؛ اما، اونقدر از خودش ترس نشون داد كه حتا گربه هاي وحشي جنگل هم دنبالش مي كردند. آخرش هم قصه گو گفت: "اون ترسيد؛ چون، قلب يه موش درون سينه ش بود." (سؤال "حميد".)
14. كارتون موزيكال و بي كلامي مربوط به روسيه يا اروپاي شرقي از سگ و گربه اي درب و داغون تو خونه اي اشرافي. سگه رانندگي مي كرد و از دست گربهه ("رني"؟) آشفته بود. گربهه پاپيون داشت. سگه هم زرد، بي حال، بداخلاق و ديپرس بود. تيتراژش روي تكه هاي بريده شده ي كاغذرنگي شبيه معده و كبد نوشته مي شد. دهه ي 60. (سؤال "احمد".)
15. كاپيتان سن بارب: با دوبله ي "ايرج نوذري". نام كاپيتان و دزد دريايي اي بي دست و پا، اما باهوش كه برخلاف بقيه ي دزدان دريايي حالش از خوردن چشم كوسه بد مي شد و هربار از اين كار طفره مي رفت. دزد دريايي چيني اي هم مُدام ضرب المثل و جملات قصار مي گفت. اولش مي خوندن: "ما همگي خوشگليم/ كشتي ما خوشگله/ كاپيتان ما خوشگله/ الآن داريم غرق مي شيم." زمستون79. (سؤال من و "بهرام".)

16. برنامه ي علمي با چند پسر و دختر بلوند و رنگين پوست و شبيه "گردوي دانش". قد چند بچه خيلي كوتوله بود.
17. ميوميو عوض مي شه: مانگايي از دختري با ميني ژوپ و راكونش، "ميو ميو" كه "مهوش افشاري"، "ميوميو" و "رزيتا ياراحمدي"، دختره بودن. تيتراژشو "جواد پزشكيان" شعرگونه مي گفت: "قصه ي ميوميو كه مثال گربه هاست/ وليكن، اون گربه نيست، يه راكونه/ اونا شكل گربه هان/ موشا رو فيل مي كنه/ فيلا رو موش مي كنه/ گاهي وقتا خودشو/ به شكل خرگوش مي كنه!" عبارت جادويي "ميوميو"، "باندادا باندا" بود. دهه ي 70.
18. تك قسمتي. شهري كه همه ي مردمش راستگو بودن و كنار دستگاه همبرگري صف مي بستن و مي گفتن: "من دريافت نكردم." و دستگاه به هر كدوم ساندويچي مي داد. تا اين كه دروغگويي از فضا اومد و به اونا دروغ گفتن رو ياد داد و دستگاه اول ارور داد و آخر سر تركيد. (سؤال "سجاد" و "بهرام".)
19. ژنرال چهارستاره ي امريكايي با عينك تك چشمي و صداي "پرويز ربيعي"داخل زيردريايي بود و دختر و پسر جووني رو داخل موشكي مي فرستاد. (سؤال "بهرام".)
20. ميا و دوستان: ژاپني. گربه اي كوچولو با دوستان گربه و سگش! كه صاحبشون براشون خونه درست كرد. بهار 84.
21. كاستا: دو برادر با الاغشون مي خواستن پول دربيارن. ظاهر شخصيت ها شرقي و لباساشون شبيه تُرك ها و لبناني ها بود. ساعت 6 صبح تابستون 84. (سؤال "بهرام".)
22. ماجراجوي كوچك: پسري لاغر و بلوند به همراه با موش ماده اي كوچولو، لوند و تپل كه ته دُمش روبان داشت و سگي سفيد، گنده و پشمالو كه دو برابر پسره بود و دايم موهاي سرش، جلوي چشماشو مي گرفت. پسره شلوار سفيد، كاپشن كوتاه قرمز و تي شرت سفيد كوتاهي مي پوشيد و هميشه نافش ديده مي شد. دوبلورهاي پسر، موش و سگ به ترتيب "مهوش افشاري"، "شايسته تاجبخش" و "شهروز ملك آرايي" بودن. تابستون 85.

23. آتش نشان ها: چند سگ لاغر آتش نشان. خانومه گردنبندي با آرم "رپ" داشت و سانسور مي شد. تابستون 85.
24. حيوانات بازيگوش: دو گوزن لاغر نر و ماده كه كاراكتراي اصلي بودن، يه فيل با صداي"شهروز ملك آرايي" و چند حيوون ديگه. تو تيتراژش فيله حموم مي كرد و دوربين مي يومد سمتش و اون مي زد لنزشو مي شكست. تابستون 85. (سؤال من و "اسمم".)
25. پاني پنگوئن: دختري با پنگوئنش. پاييز 85.
26. سگي شبيه سگ "بالانل" به همراه موش، گربه، بز و خوكي كوچولو. گوش هاي گربه خيلي تيزه و لاغر و نارنجي رنگه و خط هاي مشكي داره. گوش هاي خوك قلبي شكلن و كلاه به سر و شلوارش بنديلك داره تاحدودي شبيه آدماست. به جز موشه كه كوچيكه، بقيه تقريباً هم اندازه ان. يكي از قسمتاش Opicak نام داشت كه گوريل شعبده بازي مي خواست سرشون گول بماله! پخش مجدد: پاييز 86.
27. اسباب بازي ها: ژاپني. اسباب بازي ها منفي بودن. جمعه هاي تابستون 85.
28. تك قسمتي. قصه هاي شيرين: پسري به نام "هنري" با موهاي مجعد مدل هيپي دهه ي 70 كه عاشق شكلات بود و با خوردن زياد شكلات، روي تمام بدنش لكه هاي شكلاتي پيدا شد و دكتر اسم اين بيماري رو "تب شكلاتي" گذاشت؛ اما، هنري از بيمارستان فرار كرد و در راه با راننده ي كاميوني به نام "مك" آشنا شد. مك اونو پيش پزشكي به نام آلفرد ("دكتر قندي") برد و اون با قرص هاي وانيلي، خوبش كرد. صداپيشگان: "مهين برزويي" پرستار، "جواد پزشكيان" دكتر/ دزد/ نقش هاي متفرقه، "علي همت موميوند" دزد. "مك" بين راه، موقع رانندگي مي خوند: "تندتر برو ماشينم، تندتر و تندتر، اگه كه تندتر نري، ديرم مي شه من." پخش مجدد: تابستون 86.

2: كارتون (دوبعدي، سه بعدي، اتود، فتوانيميشن، كلاژ) خارجي شبكه ي دو:

29. گربه اي به نام دوريس: گربه ي سياه و سفيدي با صدايي شبيه "رامكال" و دوستي به نام "مارلون". يه قسمت با مارلون مي رفتن اسكي. يه بار هم يه "گربه آهني"! خدمتكارش شد و اين موقع حمومِ آفتاب، عينك آفتابي زده بود. يه بار هم با برف "گربه برفي" درست كردن. يه بار هم به فضا رفت. يه قسمت هم "دوريس" مريض شد و دوستاش اومدن عيادتش و براي اين كه سرگرمش كنن، آكروبات بازي كردن و افتادن سرشون شكست و "دوريس" از اونا مراقبت كرد! دهه ي 60. (سؤال من و "بهرام".)
30. خونواده اي روستايي با كاراكترهايي شبيه كاراكترها و نقاشي هاي "جورج شرينكس" و "نامه هايي از فيليكس". يه قسمتش "گربه ي چكمه پوش" بود. صبح هاي جمعه ي 74.
31. تك قسمتي. موشي كه از روستا به شهر آمد و در اثر خوردن مواد شيميايي از قوطي اي بزرگ شد و با پالتويي بلند ميون آدما مي گشت. البته زن بود و تو منزل لباس زنونه مي پوشيد؛ اما، وقتي بيرون مي رفت لباس مردونه مي پوشيد و صداشو دورگه مي كرد. اسم دوست صورتي رنگش "نوزي" (تودماغي/ بيني بلند) بود كه دماغ بزرگي شبيه خوك داشت. چشم هاش هم طوري بود كه عينك رو تداعي مي كرد. فضاي كارتون خاكستري، فلسفي، دلگير و درمورد آلودگي محيط زيست بود. (سؤال "بهرام".)
32. ستاره كوچولو: ستاره ي دختري با چشماي درشت، مژه هاي بلند، دندوناي خرگوشي و صداي "رزيتا ياراحمدي". دهه ي 70.
33. تكنيك هاي نقاشي: آموزش نقاشي توسط سه قلم موي سه بُعدي. يكي بلوند و زن بود، يكي مشكي و مرد و يكي قلم موي ديواري و كثيف. پاييز 84

34. چند كوالاي قهوه اي رنگ. يكي پدربزرگ بود و عينك و عصا داشت. پاييز 84 .
35. خواهر و برادري با مادرشون كه روي ويلچر بود و چند درخت كه صحبت مي كردن و راه مي رفتن. رنگ درختا قهوه اي كمرنگ، دماغاشون شاخه ي بريده شده و يكيشون هم عينكي بود. تابستون 85.
36. سرزمين ميوه هاي خوشمزه: Frooties (؟). تيتراژشو "كنعان كياني" مي گفت. پخش مجدد: زمستون 85.
37. اميد و آرزو: "اميد" اسم پسره و با گويندگي "رزيتا ياراحمدي" و "آرزو" اسم دختره و با گويندگي "آزيتا ياراحمدي" بود كه سوار بر تختاشون به جاهاي مختلف مي رفتن. دوست اين دو "ني ني" ("محمد عبادي") و بدمن داستان جونوري شبيه طوطي ("تورج نصر") بود. اسم تعدادي از قسمت ها: "اميد و آرزو و درياي عجيب"، "اميد و آرزو در شهر ساندويچي"، "اميد و آرزو در شهر زمان"، "اميد و آرزو در شهر خيس"، اميد و آرزو در شهر چراغاني" و "اميد و آرزو در شهر حباب ها". پخش مجدد: تابستون 86.

3: عروسكي (پاپت، خميري، استاپ موشن، تنپوش) خارجي شبكه ي يك:

38. آدم برفي هاي كوچولو (سيزده آدم برفي كوچولو): سيزده آدم برفي كه اسكي مي كردن و هربار قصه ي يكيشون گفته مي شد. يه قسمتش پدر و پسري به شكار مي رفتن و پدر به دخترش "امي" توصيه كرد مراقب آتيش باشه كه خاموش نشه؛ اما، "امي" بيرون رفت و بازي كرد و آتيش خاموش شد و يكي از آدم برفي ها به نام "جري" كمكش كرد. يه بار هم "لاپوتي" خرگوشي رو كه تو تله ي گرگ افتاده بود، نجات داد؛ اما، خودش مي افتاد تو تله. يه قسمت "ويپي" به پيرمردي با صداي "جواد پزشكيان" تو ماهيگيري كمك مي كرد. يه بار هم يكي از آدم برفي ها به "داني" ياد داد كه تو ماهيگيري تلاش مهمه و چيزي به نام سِحر و جادو وجود نداره؛ چون، "داني" فكر مي كرد با گفتن ورد جادويي، مي شه ماهيا رو بزرگ يا كوچيك كرد. دهه ي 60.
39. بندانگشتي Thumblina: ورژنِ تك قسمتي عروسك ريزنقش، بلوند و خوشگل كه قورباغهه مي بردش بهش مي گفت بايد با پسرش ازدواج كنه! پرستوي زخمي اي هم بود كه "بندانگشتي" در لونه ي "موش كور" ازش پرستاري كرد تا خوب شد. دهه ي 60. (سؤال من و "حميد".)
40. دخترك كبريت فروش The Match Seller Girl: تك قسمتي و شبيه عروسك بند انگشتي. دخترك از سرما تموم كبريتاشو روشن مي كرد و چهره ي مادربزرگشو تو آتيش كم اونا مي ديد. صبح روز عيد هم جسدش ديده مي شد. دهه ي 60.
41. تك قسمتي. بندباز ژاپني كه به خودش مغرور و درنتيجه چاق و از كار بي كار مي شد. راوي هم داشت كه آخرش نتيجه گيري اخلاقي مي كرد. "تورج نصر" دوبلورش بود. دهه ي 70. (سؤال من و "حميد".)
42. تك قسمتي. خرس آبي رنگي كه از رنگ پوستش ناراضي بود و از قنادي خواست روش پودر قند بپاشه تا سفيد شه؛ اما، زنبورا تموم قندا رو خوردن. خرسه بعدش به خودش رنگ قهوه اي زد؛ اما، چون شبيه خرس هاي واقعي شده بود، همه ازش مي ترسيدن. درنهايت به همون رنگ آبيش راضي شد. يه بُز هم بود كه عاشق گل بود و حتا صابوني رو كه بوي گل مي داد، خورد. بزه مي خوند: تابستونه، تابستونه، همه جا سبزه فراوونه، چه مزه اي داره علف، چه مزه اي داره گُلا. (سؤال "بهرام".)

43. تك قسمتي. پسري ژاپني و اخمو با هدبند سفيد و صداي "مهوش افشاري" كه به جبهه مي رفت. دهه ي 70.
44. دو قلم موي ظريف زن و مرد. زنه بلوند بود. اين دو با هم ازدواج كردن و بچه شون از خط هايي كه اون دو كشيدن، به وجود اومد. يه پاك كن بدجنس هم بود كه كرم مي ريخت. يه برس نقاشي ساختموني هم بود كه بدجنس، بداخلاق، زشت و دماغ گنده بود. قلم موها گاهي مثل هلي كوپتر با موهاشون پرواز و از دست برسه فرار مي كردن. يه صحنه قلم موي مرد، روي دماغ برسه يه وزنه ي پابند زندونيا كشيد. (سؤال "احمد" و "بهرام".)
45. روباه و خرس و گوركني با نام هاي "روبي"، "خرسي" و "گوري" با هم دوست بودن. دوبلور خرسه "صادق ماهرو" و گوري "كنعان كياني" بودند. روبي، روباه تنبل بلا، گوري، گوركن زودباور، رو گول مي زد تا به حرفاي خرسه كه شخصيت مثبت داستان و سرپرستشون بود گوش نكنه. يه بار سه تايي مي خواستن خونه بسازن؛ اما، روبي، گوري رو گول زد تا برن خونه ي آماده اي پيدا كنند. اونا مي خواستن خونه ي سگ آبي رو تصاحب كنن؛ ولي، چون درش زيرآب بود، اونو نديدن و سگ آبي رو مسخره كردن كه چرا خونه ش در نداره. اون هم دريچه ي سد رو باز كرد تا در رو نشونشون بده و آب، روبي و گوري رو كه سوار يه تشت فلزي بودند با خودش برد. بعد، اين دو رفتند سراغ خونه ي يه جفت خارپشت و درِ خونه رو بستن و خوابيدن. خارپشت ها هم دودكش بخاري رو بستن تا خونه پُر دود بشه و اونا فرار كنن. دهه ي 70. (سؤال "بهرام".)
46. خيالباف: كلِيميشن پسركي خميري به نام "سويي" و شبيه "جيمي نوترون" سه بعدي، با صداي "مژگان عظيمي" كه به سرزمين دايناسورها، فضا و جاهاي ديگه سفر مي كرد. اتاق كوچيك و به هم ريخته اي داشت و پدرش دائم اونو چك مي كرد. "اكبر مناني" هم از دوبلورها بود. پاييز 85.
47. كليميشن مثلثي آبي رنگ كه پاپيون قرمزي به سر و چند بچه داشت. پاييز 85.

4: عروسكي (پاپت، خميري، استاپ موشن، تنپوش) خارجي شبكه ي دو:

48. كوچولوها: تيتراژشو "نوشابه اميري" مي گفت. مدرسه اي ژاپني كنار اسكله اي مه آلود با حيووناي مختلف كه سيم هاي كنترلشون ديده مي شد. ميموني به نامِ "كنتا" با صداي "زهرا آقارضا" بچه منفي مدرسه بود؛ مثلاً، يه بار تو مسابقه ي نقاشي مدرسه تقلب مي كرد يا يه بار مريض شد و دوستاش به ديدنش اومدن و براش هديه آوردن و "كنتا" هم فرداش براي جلب توجه و گرفتن هديه خودشو به تمارض مي زد. يكي ديگه از شاگردا "كازويي" نام داشت و يه قسمت قرار بود بچه ها بازي كنن؛ اما، "كازويي" بدقولي كرد و سر قرار نيومد، بعد دروغ گفت و گندش دراومد. يه بار هم "يوجي" نقاشي نمي كرد. يه قسمت هم "داي سوكي نارومي" در اولين روز مدرسه دائم به همه سلام مي كرد؛ اما، تو اردو ياد گرفت چه وقت سلام كنه. يه قسمتش هم "چقدر خانواده ات را دوست داري؟" نام داشت و "آسوكا" سرما خورده بود و داشت بيرون از خونه بازي مي كرد كه داداشش بهش گفت برگرده خونه و "آسوكا" ناراحت شد. دوبلورها: "نوشابه اميري"، "زهرا آقارضا"، "آزيتا ياراحمدي" و "فريبا شاهين مقدم". دهه ي 60.
49. دو عروسك ژاپني كه كارهاي علمي مي كردن؛ مثلاً، مورچه يا حلزون در شيشه اي نگه مي داشتن يا درمورد فرفره ها، جزرومد و ... صحبت مي كردن. (سؤال "حميد".)
50. شهر تاكسي ها (؟): تاكسي هاي رنگارنگ و پمپ بنزيني كه دوستشون بود. يه قسمت دو تاكسي بيرون از شهرك گم شدن. تابستون 82.

5: زنده (فيلم كوتاه/ سينمايي/ سريال/ جُنگ/ مجله ي تصويري/ تله تئاتر/ تركيبي/ آموزشي) خارجي شبكه ي يك:

51. فيلم كوتاه آلماني تك قسمتي و سياه و سفيدي درباره ي سه دلقك كوچولو، يه زن چاق و دو مرد لاغر، كه توي ساعت و ليوان و ... مي رفتن. دهه ي 60.
52. چوپوني با خطوط كاملاً ساده و شبيه لوگوي "سس مهرام" و در زمينه اي سفيد كه دائم خواب گوسفندا رو مي ديد كه گاهي واقعي و گاه انيميشن بودن و از روي سرش مي پريدن. پشماي گوسفنداي واقعي رو مي چيد و براي كارتونيا بلوز مي بافت! يه بار يكي از گوسفندا از اين كارش عصباني شد و با شاخ هاش دنبالش كرد! دهه ي 60. (سؤال من و "بهرام".)
53. گردوي دانش: علمي. تيتراژ اولش انيميشن بود و پسري بلوند سوار بر گردويي مي يومد و مي گفت: "گردوي دانش سخت است و محكم/ اما، نباشد ما را از آن غم/ ...." و با پُتك و گفتن عبارت "با نيروي من مي توانم" اونو مي شكست. دهه ي 60.
54. توكتو: مستند اسكيموها. پدربزرگِ "توكتو" با صداي زنده ياد "پرويز نارنجيها"، توضيح مي داد اسكيموها چطور از يخ، ايگلو و از پوست و استخوون حيوونايي؛ مثل، سيل دريايي، لباس، سورتمه، سوزن براي خياطي و كاياك درست مي كنن يا به شكار سيل و گوزن مي رن. يكي از قسمتاش "بازوهاي قوي" نام داشت. موسيقي اين مجموعه هم طبق معمول اكثر كاراي دهه ي 60 عود ژاپني اي بود كه برروي "ماجراهاي ماركوپولو"، "پسر شجاع" و يه دوجين كارتون ديگه شنيده بوديم. زمستون 64.
55. بابوشكا: فيلم روسي، دو پسر با لباس فُرم ملواني دنبال اسبشون بودن و آخرش هم هندونه ي قرمزي رو قاچ كردن، خوردن.
56. دكترهاي كوچولو: فيلمي اروپايي يا امريكايي (؟) كه تموم دكتر و پرستارا بچه بودن و مريضا آدم بزرگ. يه يارو سرتاپا باندپيچي و آخرِ بدشانسي بود. (سؤال من و "اسمم".)
57. فيلمي از چند بچه ي روسي كه آموزش ديدن و به فضا رفتن و چون چندين سال نوري با زمين فاصله داشتن، همچنان بچه مونده بودن و زمان براشون متوقف شده بود؛ ولي، دوستاشون بزرگ شده بودن. (سؤال "پرشيانا".)

58. تك قسمتي. فيلم كوتاه از شونه ي تخم مرغي كه يكي از تخم ها تو همون كارخونه، باز و تبديل به جوجه مي شد و سفري اديسه وار رو شروع مي كرد. دهه ي 70. (سؤال من و "احمد".)
59. خانه ي جديد: فيلم سينمايي از دختركي كم حرف، زيبا و ريزنقش و شبيه "الينا"، به نام "كاترين" كه پدر و مادرش از هم جدا مي شدن و كاترين با پدرش زندگي مي كرد؛ اما، پدر براي كاري مجبور شد به خارج بره و كاترين رو به اقامتگاه بچه ها برد.در اونجا خونواده ي پولداري از كاترين خوششون اومد و اونو به فرزندخوندگي قبول كردن؛ اما، پسر و دختر خونواده ازش خوششون نمي يومد. تو مدرسه انگشتر يكي از بچه ها گم شد و گردن كاترين انداختن. دهه ي 70.
60. فيلم سينمايي از خواهر و برادري با اسبشون تو جنگل گم شدن و صداي مردي رو شنيدن كه تمارض مي كرد و مي گفت: "آآخ، وااي!" و بعد آروم مي گفت: "الكي!". اون دو با اون مرد دوست شدن و از جنگل دراومدن. دهه ي 70.
61. فيلم سينمايي از دختركي بلوند و بي دندون و با صداي "رزيتا ياراحمدي" كه اول فيلم با مامانش به خريد مي رفتن و اين كلي ماست، بستني و شكلات برمي داشت و شب با شكلاتي تو مُشت مي خوابيد. يه قسمت به داداشش (يا مامانش؟) مي گفت داستان "سه بچه خوك" رو براش بخونه و اون مي گفت كه اون داستان رو بارها خونده و مي دونه آخرش چي مي شه؛ ولي، دختره مي گفت: "شايد اين بار گرگه اونا رو نخوره!" مادره به سفر مي رفت و دختره تنها خونه مي موند و فكر مي كرد همسايه شون "گرگ" قصه ست. اون هم جَوگير قصهه شده بود و درو روي هيچكي باز نمي كرد؛ بخصوص، وقتي از تو چشمي در نگاه مي كرد و دهن و دماغ همسايه شونو شبيه گرگ مي ديد. دهه ي 70. (سؤال من و "فروغ".)

62. هوتسن پلوتس Hotzenplotz (؟): سريال آلماني/ اتريشي (؟) كه پليسا يونيفرم هاي افسراي آلماني و اتريشي جنگ جهاني اول كلاهخودهاي نوك تيز داشتن. يه بار كلاهخودي روي صندلي بود و هركي از راه مي رسيد و مي نشست، دادش مي رفت هوا. راهزني به نامِ "هوتسن پلوتس" ("Hotzenplotz") از دست پليس دست و پا چلفتي فرار مي كرد و يونيفرم اونو مي پوشيد كه براش تنگ بود، بخصوص از ناحيه ي شكم. پليسه هم مجبور بود توي اتاقش بمونه و با كبوتر نامه بر، درخواست يونيفرم جديد بده كه سگي اونو براش مي آورد. يه بار هم راهزنه كلّي سوسيس خورده و توي بشكه اي قايم شده بود و سكسكه مي كرد و اونايي كه در تعقيبش بودن فكر مي كردن خوردنِ سوسيسا و سكسكه زدنا كار يكي از خودشونه. (سؤال "بهرام".)
63. فيلم هندي درباره ي پسري كه بادبادك درست مي كرد و تو مسابقه اول مي شد. دهه ي 70.
64. فيلم سينمايي پسري كه سگش از ديوار رد مي شد و اين هم با رد شدن از ديوار به گذشته رفت. نوروز 85.
65. خانواده ي ما: مجاري. موزيكال و طنز. به سبك فيلماي صامت قديمي؛ اما، به صورت رنگي. پدر چاق سيبيلو، مادري شلخته و ساده، دختري بلا و داداشي اوسكول. عوامل: Hap Magda. زمستون 85.

6: زنده (فيلم كوتاه/ سينمايي/ سريال/ جُنگ/ مجله ي تصويري/ تله تئاتر/ تركيبي/ آموزشي) خارجي شبكه ي دو:

66. سريال انگليسي شبيه "اليور توييست". پسري بي مادر صداي قدم هاي كسي رو از سقف شيرووني منزلشون مي شنيد. يه قسمت هم گير جيب بُرهاي لندن مي افتاد. دهه ي 70. (سؤال "حسين تركزاده".)
67. سريال انگليسي كه پدرِ چند خواهر و برادر، سوزنبان بود. نوروز 82.
68. پسري، از پسرك ژاپني اي رو، كه لباس فُرم كاراته به تن داشت و "آدم كوچولو" بود، توي قوطي كبريت نگهداري مي كرد. كارگردان: Jean-Louis Bertucelli. پخش مجدد: تابستون 84. (سؤال من و "اسمم".)
69. كارآگاهان كوچك: سريال آلماني يا سوئدي (؟) كه دختر و پسري كارآگاهي مي كردن و يه قسمتش توي گلخونه مي گذشت. جمعه هاي زمستون 84. (سؤال من و "اسمم".)

7: كارتون (دوبعدي، سه بعدي، اتود،فتوانيميشن، كلاژ) داخلي شبكه ي يك:

70. نقاشي هاي مداد آبي: مداد رنگي ها اون قدر مي چرخيدن و وور وور صدا مي كردن تا دست آخر شكل يا نوشته اي رو درست مي كردن. شكل ها از پسري با خروسش بود كه پيام اخلاقي مي دادن؛ مثل، دوش گرفتن و تميز بودن. و نوشته ها مربوط به نوروز بود؛ مثل، "نوروزتان پيروز" و "عيدتان مبارك". نوروز دهه ي 60.
71. تميز باش، عزيز باش: با نقاشي هايي لُپ قرمزي! و موضوعاتي مثل مسواك و شانه زدن. "گر باادب و تميز باشي، نزد همه كس عزيز باشي." دهه ي 60.
72. تقي آقا بزرگه، تقي آقا كوچيكه: آموزشي. اسم پدر و پسر هر دو "تقي" بود! يه بار به پيك نيك مي رفتن و تقي آقا كوچيكه با همون دستمالي كه مگس مي كشت، چشماشو پاك كرد و دايي شد! (سانسور!!!) دهه ي 60.
73. "كرم دندون"!ي كه خفن مي خنديد و دندوني رو سوراخ مي كرد و خودش و بچه هاش مسواك مي زدن تا بتونن دندون بخورن! (سؤال من و "بهرام".)

74. تبر: تك قسمتي. تبري درختا رو قطع مي كرد و كركركر مي خنديد. احتمالاً از كارهاي "احمد عرباني" (؟).
75. مهمان هاي ناخوانده: تك قسمتي. پيرزنه و شب باروني و "من كه فلان مي كنم برات". تهيه كننده: "فريال بهزاد".
76. تك قسمتي در مورد فلسطين. يه قسمتش سرباز اسراييلي تبديل به مار و دختري عرب مي شد و رقص شكم مي رفت! اين صحنه در نمايش هاي بعدي حذف شد. دهه ي 70.
77. تك قسمتي. عقابي كه سمبل ستم بود و بچه ها با سنگ مي زدن و نابودش مي كردن. پخش مجدد: زمستون 84.
78. تك قسمتي. پسربچه ي جنوبي و سياهي كه آرزو مي كرد مثل ماه سفيد بشه و دائم عكس ماه رو تو دريا يا حوض مي ديد. زمستون 84.
79. افسانه ي حاكم شرور: دو قسمتي. راوي: "ايرج رضايي"، كارگردان: "كيانوش عابدي"، تهيه كننده و انيماتور: "محمدرضا عابدي"، كاري از "نانو كارتون". پاييز 86. (سؤال من و "اسمم".)

8: كارتون (دوبعدي، سه بعدي، اتود، فتوانيميشن، كلاژ) داخلي شبكه ي دو:

80. حكايت هاي عاميانه: موضوعاتي مانند دو پسربچه كه تندتند صحبت مي كردن و پرنده اي رو با تيركمون زدن، جريان معروف پسر نازپرورده اي كه مامانش بهش سكه مي داد تا كار نكنه و باباهه سكه رو تو آتيش مي نداخت، جريان معروف پيرمرد و پسربچه و الاغ و حرف مردم كه تمومي نداره و .... نقاش: "بهمن عبدي". دهه ي 60.
81. جنگل دوستي/ جنگل ما (؟): بچه روباهي با صداي "شوكت حجت" و حيووناي خوب و بد! يه گرگ با شلوار جين هم وانت داشت. تابستون 85.
82. حلقه: موزيكال، بي كلام و تك قسمتي. ماهي قرمز كوچولويي قايقي رو روي سطح آب دريا ديد و ازروي كنجكاوي رفت ببينه چه خبره كه النگوي دختركي از دستش دررفت و افتاد تو كمر اين ماهي. ماهي اول مي خواست از دست حلقه رها شه؛ ولي، وقتي خودشو تو آينه ديد و حس كرد با بقيه فرق داره، از دوستاش رها شد و دائم مي نشست و آينه به دست مي گرفت و غذا مي خورد. تا اين كه چاق شد و كوسه اي مي خواست شكارش كنه كه دوستاش نجاتش دادن و آخرش هم، حلقه رو از كمر ماهي قرمز درمي آوردن و مي انداختن تو قعر دريا. " پاييز 86.

9: عروسكي (پاپت، خميري، استاپ موشن، تنپوش) داخلي شبكه ي يك:

83. جُنگي كه اولش سايه ي خروس و صداي "ريو ريو"ي زنبورك شنيده مي شد. شخصيت معروفش "آتيش به سر" بود. "آتيش به سرم/ آتيش به سرم/ اينجا رو آتيش مي زنم/ اونجا رو آتيش مي زنم/ همه جا رو آتيش مي زنم." دهه ي 60. (سؤال من و "حميد".)
84. شتر خوش باور: روباهه "شتر جان" گفتنش تكيه كلام بود. "آه، شتر جان!". با موسيقي "وينجلز". دهه ي 60.
85. ديو چو بيرون رود: تك قسمتي. عروسك هاي شاه، فرح، بختيار، ازهاري، اعلم و .... "بختيار" مي خوند: "من مرغ توفانم" و "ازهاري" مي گفت "اينا همه ش نواره". دو نفر هم كه نماد امريكا و انگلستان بودن اينا رو مي گردوندن. دهه ي 60.
86. نگهبان چشمه: تك قسمتي. دختري به نام "سما" پاهاش لَنگ و نگهبان چشمه بود. يه بار كه آدم بدا مي خواستن از آب چشمه بدزدن، سما كه مي خواست زنگ خطرو بزنه، داخل چشمه غرق شد و مردم ده به ياد اون پرچم 4 رنگ فلسطين رو (شامل رنگاي سياه و سفيد و سبز و قرمز) روي پشت بوماشون نصب كردن. دهه ي 60. (سؤال من و "بهرام".)
87. بهترين پدربزرگ دنيا: بابابزرگي با ريش و سبيل سفيد و نصيحت كن كه نوه ش (فسقلي؟) مي گفت: "همه ش مي گه اين كارو بكن، اون كارو نكن، اين كارو بكن، اون كارو نكن؛ اما، با اين حال خيلي دوسش دارم؛ چون، اون بهترين پدربزرگ دنياست." دهه ي 60.
88. دينگا ليگا: "دينگا ليگا دلنگ دلنگ/ مي زنه به شيشه دنگ و دنگ". (سؤال "سجاد".)

89. بابابزرگ و ترب: تك قسمتي. بابابزرگه تربي مي كاشت كه اون قدر بزرگ مي شد كه از تو خاك بيرون نمي يومد. موقع درآوردن ترب از توي خاك، همه با هم مي خوندن: "بيا بيا بيرون بيا/ از زير خاك بيرون بيا/ با اين تكون با اون تكون/ بيرون بيا بيرون بيا." كارگردان هنري: "بهروز غريب پور"، كارگردان تلوزيوني: "بيژن صمصامي"، تهيه كننده: "فريماه فرهي".
90. خانه ي عروسكي: اوستابابا و مظفر و بهادر و خواهرشون، "ململ خانوم" كه همه ش "آتيشي" مي شد. بهادر تپله بود، لوس حرف مي زد و زبونشو از دهنش درمي آورد تا لباشو خيس كنه. "اوستابابا اوستابابا كجايي؟/ بيا بيا كه دوست بچه هايي." (سؤال من و "ملودي".)
91. قصه هاي مادربزرگ: "آزاده پورمختار" گوينده ي مادربزرگه و "فاطمه معتمد آريا" با لهجه ي شمالي، يكي از نوه ها بود. اولش چند بچه و جوجه دور حوضي مي دويدن و شعر مي خوندن: " بي بي خديجه خونه داره/ تو خونه شون يه دونه صندوقچه داره." (سؤال من و "ملودي".)
92. ني ني مون: نوروز 81.
93. سرزمين خوشبختي: شهر حيوونا و محصور در جنگل بود كه گرگ و روباهي مي خواستن وارد شهر بشن و خودشونو به شكل هاي مختلفي درمي آوردن؛ اما، فيل و كرگدني نمي ذاشتن و فرياد مي زدن: "آسوده باشيد. شهر در امن و امان است." گرگه به روباهه مدام "روباه نادون" مي گفت و روباهه دائم براي جوجه ها مي خوند: "اي جوجه ها درد شما در جان ما." "حميد عبدالملكي" و "حسن دادشكر" صداپيشه ها بودن. (سؤال "سجاد" و "ملودي".)
94. داداشي: عروسك پسري با كت و شلوار مشكي، ابروهاي تقريباً پيوسته ي قاجاري و موهاي ناز كه با مجري مرد جووني صحبت مي كرد. پاييز 82.
95. خانه ي ما: به سبك "دزد گوسفند". دوبلورها: "شوكت حجت"/ "بهمن"، "نرگس فولادوند"/ مادر، "ناهيد اميريان"/ "خواهر"، "شايسته تاجبخش"/ "بيژن، پسرعموي رقيب بهمن" و "علي همت موميوند"/ پدر. شعر اولش با پيانو و ترومپت بود: "خانه مان را با هم مي سازيم." بهار 85.
96. شمعي در باد: تك قسمتي. پدر و مادر دختر و پسري براي مداواي بچه ي كوچيك خونواده به شهر مي رفتن و خواهر و برادر تنها تو كلبه مي موندن كه گرازهاي وحشي به مزرعه حمله كردن و سبزي هاي باغچه رو خوردن. درنهايت پسره با تفنگ يكيشونو كشت و بقيه فرار كردن. موقع صحبت اصواتشون به صورت نامفهوم بود. ساخت كرمان. نويسنده و كارگردان: "مهرزاد شوركي". تابستون 86.

(آخیش {با لهجه مشهدی} صفحه اول تمام شد. می ریم سراغ صفحه دوم){صورتک}

10: عروسكي (پاپت، خميري، استاپ موشن، تنپوش) داخلي شبكه ي دو:

97. بچه ها سلامت باشيد: موش كوچيك با دندوناي بزرگ و كركس بزرگ و شلخته اي كه دائم تو آشغالا بود و اين پا و اون پا مي كرد و موشه اسم برنامه رو به صورت كشيده داد مي زد. موسيقي "وينجلز". دهه ي 60.
98. عيدانه (؟): "حسين محب اهري" و بچه دايناسور سبزرنگ و عروسكي اي به نام "داينا". نوروز دهه ي 70.
99. شهر باتري ها: تك قسمتي. شهري آروم و امن از باتري ها كه داشتن زندگيشونو مي كردن؛ اما، باتري بدمن بزرگي با برقش شهرو به آتيش مي كشيد. دهه ي 70.
100. ني ني و خاله ستاره (؟): خاله و ني ني و خواهرِ بزرگترِ ني ني كه لباسش شبيه لباس عروس بود. دكورش تو ابرها و "سارا روستاپور"، درنقش"خاله ستاره" و "مژگان عظيمي" خواننده ي لالايي ها بود. پاييز 84.

11: زنده (فيلم كوتاه/ سينمايي/ سريال/ جُنگ/ مجله ي تصويري/ تله تئاتر/ تركيبي/ آموزشي) داخلي شبكه ي يك:

101. فيلم كوتاهي كه توپ چند پسربچه به حياط پيرزني تنها افتاد و اونا كه از پيرزنه شايعات ترسناكي شنيده بودن، مي ترسيدن در خونه شو بزنن. ديدن شاخه ي خشك درخت حياط خونه ي پيرزن به هنگام غروب خورشيد و تصوراتشون از خنده هاي بدجنسي اون در تصوراتشون هم به ترسشون مي افزود. در پايان يكي شون در زد و برخلاف تصورشون با پيرزني مهربون روبرو شدن و با آواز نكره ي اون، فيلم تموم شد.
102. دو ماهي بزرگ و كوچيك كه يكيشون بدجنس و آبي رنگ بود و حتا يه بار دست كارگردان رو گاز گرفت. رو پشت بدجنسه باله ي كوسه اي اغراق شده هم بود. سَبك اين برنامه استاپ موشن بود. (سؤال "حميد" و "بهرام".)
103. بچه لاك پشت: فيلم كوتاه از چند پسر جوون و "جواد" كه شرط بستن لاك پشتي رو با مشت بشكنن؛ اما، برادر كوچيكتر يكي از اونا كه كلاه بافتني زرد و رنگ و رورفته اي به سر داشت، لاك پشت رو خريد و نجات داد. فيلمبردار: "عليرضا رضايي". (سؤال من و "حميد".)
104. جُنگي كه "اكبر عبدي" كاراكتر اصليش بود و يه بار، بادكنك مي خريد و هي مي تركيدن و اين گريه مي كرد و مي گفت: "اِه!" البته خيلي ضابلو خودش بهشون سوزن مي زد. آقاي چاق و عينكي اي هم پيام اخلاقي مي داد. دهه ي 60. (سؤال من و "بهرام".)
105. جُنگي از "سيب زميني پشندي" كه مي خواست به جنگ "سيب زميني اسلامبولي" بره، سرودهايي مث "يك تكه ابر بوديم/ بر سينه ي آسمان" و "ستاره آي ستاره/ پولك ابر پاره/ به من بگو/ وقتي كه نور پاشيدي/ بابامو تو نديدي؟". زمستون 66. (سؤال من و "بهرام".)
106. يه چشم آلبالو، يه چشم گيلاس: " يه چشم آلبالو، يه چشم گيلاس، منگولتينا!" با اجراي "غلامحسين لطفي"، با تيپ كژوئل هميشگي و سبيل و سر كچلش كه گاهي جوك هم مي گفت. (سؤال من، "حميد" و "بهرام".)
107. خونواده اي روباتي سخنگو داشتن و "علي عمراني" پدره بود. نوروز دهه ي 60.

108. گرايش: تك قسمتي. پسري درونگرا كه به الكترونيك علاقه ي زيادي داشت و دائم با كيت هاي الكترونيكي و تلفن و آيفون خونه شون ورمي رفت. پدر و مادرش زنده ياد "هادي اسلامي" و "پوراندخت مهيمن" بودن. سكانس آخر، پدر و مادر با پيكان از مهموني اومدن و صداهاي عجيبي مي شنيدن و درنهايت ديدن توي كمد پسره كيت الكترونيكي (دزدگير؟) درست كرده. دهه ي 60.
109. تك قسمتي. دو پسربچه ي دبستاني ده، دوازده ساله كه يكي فقير بود و تو درسا قوي و يكي پولدار و بازيگوش. يه بار زرنگه رفت خونه ي پولداره كه تو درسا كمكش كنه كه ساعت پسر پولداره گم و فقيره به دزدي متهم شد؛ اما، آخر فيلم كه يكي از درختاي قديمي باغ باباي پسر پولداره رو، كه كنار حوض بزرگي بود، مي بُريدن، ساعت از تو لونه ي كلاغي پيدا شد. مستخدم خونهه "حسين كسبيان" بود كه وقتي ساعت پيدا مي شد، سر تكون مي داد و فيلم تموم مي شد. دهه ي 60. (سؤال من و "بهرام".)
110. تك قسمتي. پسركي دبستاني و هفت هشت ساله كه با پدربزرگش زندگي مي كردن و ساعتي رو كه دوستش جايزه گرفته بود به پدربزرگش نشون داد و اون هم فكر كرد كه اين جايزه ي نوه شه و اون ساعت رو گذاشت تو گاوصندوق و درشو بست. پدربزرگه لهجه ي كرموني داشت و يه جا به نوه ش مي گفت "آفرين به تخم هنونه/ چشمات به بابات مي مونه." دهه ي 70. (سؤال "بهرام".)

111. مجموعه اي اپيسوديك با دكور ساده و فقط دو بازيگر: دختري با دامن گُل گُلي وا باباش ("سيروس گرجستاني"). يه بار دختره مي خواست درس بخونه و زنگوله اي خريد كه باباش اونو تكون بده. باباش مي گفت: "برا بابات رفتي زنگوله شتري خريدي؟" جمعه هاي دهه ي 70. (سؤال من، "حميد" و "بهرام".)
112. روز امتحان: تك قسمتي. دو دختر، يكي سبزه، لاغر و جنوبي و يكي سفيد، تپل و شمالي، تو آبادان با هم دوست و همكلاسي بودن و يه روز كه امتحان رياضي داشتن و تو راه مدرسه داشتن جدول ضربو مي خوندن، پيكاني به دختر جنوبيه زد و دوستش به كمك راننده ي همون ماشين، بردنش بيمارستان. سكانس آخر، دختر شماليه مي يومد سر جلسه و مي خواست امتحان بده كه پنجره باز مي و بسته مي شد و اين مي ترسيد. آخر سر هم دختره پنجره رو مي بست و با خيال راحت امتحان مي داد! موسيقي بندريش با ملودي "دودوتا چارتا" كار "محمدرضا عليقلي" بود. دهه ي 70.
113. تابستاني كه گذشت: تك قسمتي. يه شب تابستوني كه دو دوست روي پشت بوم خوابيده بودن و داشتن براي تابستونشون نقشه مي كشيدن، باباي يكيشون گفت بايد پسره بره سر كار. پسر هم تو تعميرگاه "عنايت شفيعي" مشغول به كار شد؛ اما، شاگرد بزرگتره از اين خوشش نمي اومد و فكر مي كرد مي خواد جاشو بگيره. بالأخره يه روز شاگرد قديميه با "اوستا" دعواش شد و اوستا هم خوابوند تو گوشش و اخراجش كرد. پسره هم كه داشت مي رفت، رو به نقش اصليه كرد و گفت تلافي سيلي شو درمي يارم. يه روز ديدن مغازه رو دزد زده و اوستا هم از شاگرد جديده شكايت كرد؛ اما، كار، كارِ شاگرد قبليه بود كه كليد مغازه رو داشت. آخر سر هم اين پسره با دوستش دزدو پيدا و با كمك پليس دستگير كردن. توي كلانتري هم "عنايت شفيعي" شرمنده شد و باباهه هم به پسرش گفت كه ديگه نمي خواد بره سر كار. (سؤال "حميد".)

114. تك قسمتي. بابايي كه به پسر دبستانيش كه تنبل و تجديدي بود، قول داد كه اگه اون سال شاگرد اول بشه، واسه ش دوچرخه بخره. پسره درس خوند و شاگرد اول شد و اوضاع باباهه به هم ريخت و كلي شرمنده شد؛ چون، بي پول بود و نمي تونست قولشو ادا كنه. (سؤال "حميد".)
115. تابستان پرماجرا (؟): چند پسر به كوهنوردي رفتن و همون ابتداي كار يكي از كوه افتاد و پاش شكست و همه برگشتن. پيرمردي از اون پسر تو كلبه ش نگهداري كرد. دهه ي 70.
116. گردنبند جادويي: فيلم كوتاه تك قسمتي جنوبي كه پسربچه اي به نام "عبدو" از قايق و دريا مي ترسيد و مدام گريه مي كرد. آدم بزرگا هم جلسه مي ذاشتن و دراين مورد بحث مي كردن! تا اين كه دوست پدرش مي گه: "چاره ي كار دست منه."
117. تعطيلات پرماجرا/ تعطيلات پرماجراي 2 (ني لبك سِحرآميز): "آتش تقي پور" كوچيك مي شد؛ اما، صداش همچنان خفن بود. "كاوه آهنگر" هم پسرش بود. نوروز دهه ي 70. (سؤال من، "حميد" و "سجاد".)
118. تعطيلات خوش بگذره: شبيه بالايي و با شركت "حسين رفيعي" و "سياوش مفيدي". نوروز 74.
119. بچه هاي دريا/ اتو و متو (؟): دو برادر جنوبي به نام هاي "اتو" و "متو" و مادرشون كه با دريا رفتن اين دو مشكل داشت.
120. مجموعه اي اپيسوديك و جنوبي كه يه بار دو دوست كه همسايه هم بودن، تو مدرسه با هم قهر مي كردن. ديوونه اي هم با دوچرخه ش رد مي شد و مي خوند: "دِريا موجه كاكا، دِريا موجه."
121. كاش و كاشكي: سري اول كه دوبلور پسره "رزيتا ياراحمدي" و دوبلور "كاشكي"، "علي همت موميوند" بود. پسره اين قدر خوشگل بود كه رنگ شبكه سياه و سفيد مي شد! دهه ي 70.

122. پسري به نام "سينا" و خواهرش و بابا و مامانش. پدر "شاهرخ فروتنيان" (؟) بود و پسره 12، 13 ساله و شبيه "محمدرضا فروتن"، ولي سبزه. خواهره هم لاغر و سبزه و قدبند بود. يه قسمتشون شهرداري، اسم كوچه شونو عوض مي كرد. اواخر دهه ي 70.
123. دنياي شگفت انگيز حميد: پيكسيليشنِ "حميد" و قورباغه اي به نام "سبزك". راوي هم داشتن. كارگردان: "بهروز يغماييان". دهه ي 70.
124. باغ ستاره: شبيه "سيب خنده" و بيشتر موزيكال بود. شعر تيتراژش اين جوري تموم مي شد:"بياين بريم به باغ ستاره ه ه." يكي ار آيتم هاش "ماجراهاي پادشاه لموشمو و جغله" بود كه "جواد رضويان" پادشاه و "سپهر آزادي" جغله بود و شاه رو اذيت مي كرد. (سؤال "سجاد".)
125. ماه شب چهارده: ماجراي "حسن عباسي"، معلم كاريكاتور ماسوله، كه بچه هاي دهكده دوست داشتن ازش كاريكاتور ياد بگيرن؛ ولي، بزرگترا اون رو بد و مسخره كننده مي دونستن. كارگردان: "محمد علي طالبي"، بازيگران: "صدف قلي زاده"/ دخترك ريزنقش و سفيد و نقش اول داستان، "شيرين بينا"/ مادر، "مريم بوباني"/ پيرزن دستفروش، "كيومرث ملك مطيعي"/ سرايدار مدرسه و مخالف كاريكاتور، "امير دژاكام"/ مدير چاپخونه. زمستون 84.
126. نم نم بارون: "زهرا سعيدي" هم قصه مي گفت و هم تموم نقش ها رو خودش بازي مي كرد. تيتراژ آخرش هم دو ورژن شعر "بارون مي ياد" بود، يكي كند و يكي تند و ريميكس. تابستون 85.
127. سرزمين آرزوها: ("كاش و كاشكي" 2) با بازي "هانيه پوري"، "شيوا بلوريان"، "شراره رخام" و "مهدي فقيه". "رضا فيض نوروزي" و همسرش "زهره مجابي" هم بدمناي قصه بودن كه تو سريال هم همسر هم بودن و سه چرخه داشتن. يه بار، بدمنا مي خواستن "رضا فيض نوروزي" رو وارد گروهشون كنن و بهش مي گفتن "يه كار نون و آبدار واسه ت داريم." اون هم درحالي كه تندتند تخمه مي خورد، مي گفت "تخمه چي؟ تخمه هم داره؟" دوبلور "كاشكي"، هم، باز، "علي همت موميوند" بود. پاييز 85.

12: زنده (فيلم كوتاه/ سينمايي/ سريال/ جُنگ/ مجله ي تصويري/ تله تئاتر/ تركيبي/ آموزشي) داخلي شبكه ي دو:

128. نان آوران: مستند كارهاي فني بچه ها، مانند مكانيكي، بنايي، قالي بافي و ... در تابستون ها. تابستون دهه ي 60.
129. جُنگي از خودكفايي و يادگرفتن مهارت ها كه يه قسمتش "طرح كاد" قديم بود و بدمني سعي در خرابكاري داشت كنه. تو يكي از قسمتا تو يه كارگاه لباس كار پوشيده بود و وقتي نتونست كار بچه ها رو خراب كنه، حواسش پرت شد و دستش رفت زير دستگاه پرس و اون دستگاه آرم "ساخت ايران" رو روي دستش زد. يه بار هم لباس فروشنده هاي دوره گرد رو پوشيده بود و با چرخ دستي اي جلوي مدرسه داد مي زد "تخمه ژاپني دارم، شكلات خارجي دارم." يكي از بچه ها ازش پرسيد "آقا، تخمه ي آفتابگردون هم داريد؟" و خرابكاره با عصبانيت گفت "نه، فقط تخمه ژاپني دارم. اصلاً فقط جنس خارجي دارم. هرچيزي خارجيش خوبه." پسره هم ناراحت شد و رفت روي پله ها، كنار دوستش، نشست و گفت "چرا بعضيا فكر مي كنن كه اجناس خارجي از مشابه ايرونيشون بهتره؟" بعد اومد اداي ژاپني ها رو با تنگ كردن چشماش با انگشتاش دربياره كه يه افغاني چشم تنگ رو ديد و كلي خجالت كشيد و انگشتاشو از گوشه ي چشماش برداشت. دهه ي 60. (سؤال "حميد" و "بهرام".)
130. خبرنامه: سريال دوبله شده اي درباره ي انقلاب 1357 ايران و دو برادر كه يكيشون تيپ تابلو و ريش ستاري داشت و اعلاميه پخش مي كردن. بيشتر ماجرا تو يه قهوه خونه ي بين راهي اتفاق مي افتاد. يكي از كاراكترها "سركار غلامي" بود. زنده ياد "اكبر دودكار" هم بود. دهه ي 60. (سؤال من و "محمد محمودي".)
131. پدرپادشاه و جامه دار (؟):"حسن دادشكر" و "حميد عبدالملكي"دو پسر لوس بودن كه به پدرشون، "حسين محب اهري"، "پدر پادشاه" مي گفتن و اين معمولاً با "اوه" گفتناي كشدار و همراه با تعجب همراه بود. زنده ياد "منصور والامقام" هم جامه دار بود كه پادشاه به او "جامدادي" و پسرها "جامدادك" مي گفتن. زمستان دهه ي 60. (سؤال من و "سجاد".)
132. "حسين محب اهري" در پاركي، ميون هنرجويان تئاتر با لباس هاي نارنجي كه حلقه مي زدن، آموزش تئاتر مي داد. "بهراد خرازي" از هنرجوها بود. بعدازظهرهاي جمعه هاي دهه ي 70 .

133. نمايش هايي با موضوعات خونوادگي و بازي "حسن دادشكر"، "حميد عبدالملكي"، "فريبا متخصص" و "سوسن مقصودلو". يه بار "حسن دادشكر" نقش جاهلي داشت و به لامپي اشاره مي كرد و مي گفت: "ما به اينا مي گيم روشنويي." دهه ي 70.
134. بابانقلي اومده: با بازي "علي فروتن". زمستون 75 يا 76. (سؤال "ملودي".)
135. پسرعموها: "بهزاد رحيم خاني" يكي از عموها بود. دهه ي 70.
136. قصه هاي آبي (؟): قطره ي آبي نقش اصلي و برنامه اي به سفارش سازمان آب و فاضلاب (آبفا) بود. دهه ي 70.
137. پالام ، پولوم ،‌ پيليم : "علي فروتن"، "محمد مسلمي "، "حميد گلي" و "ناصر آويژه". دهه ي 70. (سؤال "پيام" و "سجاد".)
138. روز مادر: تك قسمتي. "مهرانه مهين ترابي" و "رضا فياضي" مادر و پدر "سحر ولدبيگي" و "عليرضا رييسي" بچه ها بودن. مادر فكر مي كرد شوهر و بچه هاش روزشو فراموش كردن؛ درحالي كه، خودش يه روز جلوترو اشتباه كرده بود. پخش مجدد: تابستون 85.
139. دوباره بهار: تك قسمتي با بازي "شيرين پورمختار"/ "النا"، "مارال اقدم"/ "ايزت" و "سارا امينيان"/ "بهار". پخش مجدد: بهار 86.
140. به دنبال مامان: فيلم كوتاه تك قسمتي از خواهر و برادري كه مي خواستن براي باباي زن مُرده شون، زن پيدا كنن. با بازي "كيميا مكاري"، "علي لطيفي"، "فريد قبادي" و "بهاره نامجو" در نقش هاي "تينا"، داداش، بابا و عمه. كارگردان: "سعيد قاسميان". تابستون 86.

13: مجري هاي كودك (پلاتو) شبكه ي يك:

141. گيتي خامنه (گيتي خامنه اي): مجري جدي و صورت سنگي كه يه كم حرف مي زد و آب دهنشو قورت مي داد. دهه ي 60.


به روزرساني: 7 فروردين 87. امضاء امیلیانو زاپاتا... امیر... مشهد...

 



 

 

 

عید و باز هم عید

از اونجا که به همه برو بچ قول دادم که ایام عید اینجا رو زنده نگه دارم و از اونجایی که در پست قبلی احمد و امیر و سجاد و بهرام و فروغ خانوم(؟) واقعا کولاک کردند. امروز هم می خوام در مورد عید و کارتون هاش بگم.

**

مادربزرگ مادریم زن دوست داشتنی و دنیا دیده ای بود. همه ما نوه ها دوستش داشتیم و عاشق این بود که بریم و خونه ش بمونیم. اما رفتن به خونه مادربزرگ با همه خوبی هایی که داشت یک اشکال بزرگ داشت اونجا خبری از تلویزیون نبود. روزهای تعطیلی که اونجا بودیم نزدیک های ساعت ۲ بعد از ظره بعد از ناهار همه ما بچه ها شروع به غر غر کردن می کردیم که یالا بریم خونه. ... و البته در اکثر مواقع نمی تونستیم موفق بشیم. اون وقت می رفتیم پشت پنجره همسایه مادربزرگم و صدای کارتون ها رو گوش می کردیم. بالاخره پدرم یه تلویزیون ۱۴ اینچ سیاه و سفید رو که توی محل کارش نگه می داشت با خودش آورد خونه مادربزرگم و روزهای تعطیل و ایام عید تلویزیون اونجا بود.

* نکته من حتی وقتی هم می رفتم محل کار پدرم تمام وقتم رو در صبح ها رادیو گوش م یکردم و بعد از ظهر ها تلویزیون می دیدم.

*****

نیک و نیکو: بازیچه های برنامه های عید

سلام بچه ها... ما اومدیم... سال نو مبارک... سال نو با برنامه های کودک و نوجوان...

نزدیک عید که می شد نیک و نیکو از توی عنوان بندی برنامه اصلیشون دزدیده می شدن و با تغییر دوبله و گفتار اون ها مشغول تبلیغ برنامه های نوروزی می شدند.

خود برنامه و کارتون نیک و نیکو از کارتون های دوست داشتنی من در اون دوران بود. نیکوی همیشه پیروز ، نیک خپل و خرفت (دوست زنبور نیکو!!) ، چهار دست با صدای زیبای حسین باغی که جورایی بزرگ تر نیک و نیکو حساب می شد. موشی موش دنیا دیده و تحصیل کرده (فکر می کنم با صدای فریبا شاهین مقدم) با هوش و البته خالی بند با پنیری که بوش همه رو فراری می داد. عنکبوتی که ماده بود شبیه به خاله عنکبوت. آقای پاک مگسی با عینک دودی... سوسک هایی که مدفوع حمل می کردند. دسته مورچه ها با اون مورچه خنگ کوچیک دست و پا چلفتی... ملکه زنبورها و ...

کارتون جالبی بود. یادمه یکی از قسمت ها اون سوسک مادره که چند تا بچه داشت یک یاز بچه هاش بر اثر یک اتفاقی که یادم نیست حسابی بزرگ و پر زور شده بود. در کل خوب بود

****

سوالی که همیشه من از خودم می پرسیدم و هنوز هم می پرسم اینه که اگه عنکبوته نتونه اون حشرات رو بخوره چه جوری باید زندگی کنه؟ اگه روباه قرمزه در موش کوهستان نتونه حیوونی شکار کنه چه کار کنه؟ عمو جغد شاخدار گیاه خوار بود؟ ببر و گرگ و روباه و عیره در دهکده حیوانات آبدوغ خیار می خوردند؟ در مورد جری که اصلا صحبت نمی کنم .  و سیلوستر و دونده جاده و گرگ ناقلا و ...

******

در پست بعدی می خوام در مورد پلنگ صورتی بنویسم

***

برنامه های کودک در ایام نوروز 1387

عید و کارتون های عیدی

سلام به همگی

دیدم داره عید می رسه و پیام ها هم خیلی شده گفتم بیام به روز کنم که وقت به روز کردنه

******

رابینهود و عید

نمی دونم اول رابینهود به وجود اومد یا  سیزده به در !!! اما هر چی که بود همیشه این دو تا با هم بودند. صدای زیبای ژرژ پطروسی ، داستان محسور کننده ، نقاشی های فوق العاده ، دوبله معرکه و دنیای بدون سرگرمی های فراوان همه و همه برای ما کودکان آن زمان رابینهود و کارتونش را به یکی از جاودانه ترین نوستالژی های زندگیمان تبدیل کرده است.

برگه های تقویم قدیمی ، دفتر خاطرات کودکی و آرشیو کنداکتورهای تلویزیون همه بر این ادعا مهر تایید می گذارند که بیش ترین فراوانی پخش رابینهود در روز سیزده فروردین موسوم به سیزده به در بوده است.

در خانواده های کارتون دوست همیشه دعوا و نوعی دودلی در مورد انتخاب بین دیدن کارتون رابینهود و یا رفتن به سیزده به در بود. نگارنده خود به یاد دارد بارها به خاطر دیدن برنامه های کودک از جمله رابینهود برنامه تفریحی و بیرون شهر رفتن ها را نیمه کاره رها کرده و به خانه برگشته ایم.

با توجه به رویکرد صدا و سیما مبنی بر پخش کارتون های قدیمی این احتمال وجود دارد که امسال دوباره و البته چندباره چشممان به جمال رابینهود روشن شود. آیا این بار هم رابینهود با کمک جان کوچولو و پدر تاک و سایرین می تواند بر پرنس جان(پی جی ) و داروغه ناتینگهام غلبه کند . آیا پرنس جان این بار به توصیه های هیس گوش می دهد یا باز ناخواسته و ندانسته علاوه بر از دست دادن سکه های طلایش ماریان را هم از دست خواهد داد؟ بی صبرانه منتظریم

********

اگه موافق باشید در مورد برنامه های عید و خاطرات برنامه های کودک در ایام نوروز سال های قبل صحبت کنیم

کی یادشه؟

سلام

حالا که دیدم همه جمعشون جمعه گفتم یکی دو تا سوال بپرسم سرمون گرم بشه

۱- اون برنامه رو یادتونه که دو تا پسر بچه بودند . یکیشون یه ساعت نو خریده بود . بعد گم کرد . همه فکر کردن کار اون یک یپسره س که فقیره(نه امیرخان اشتباه نکن اونیکی رو نمی گم) محصول شیراز بود. پسر فقیره با پدربزرگش زندگی می کرد. مادر اون پسره ساعت داره هم الان بازیگر پرکاری شده. آخر فیلم هم ساعت داره فکر کنم به همراه مادرش با یک کاسه اش می آن در خونه پسر فقیره..

کسی یادش اومد؟

کراش گیر(گِی ر!!!!)

سلام

خیلی وقته که دوستان عزیزم امیر و احمد و سجاد و فروغ و ... اینجا م ینویسند و من نتونستم به روز کنم

یادمه امیر می گفت از اون کارتون منو برادرم ؟؟؟ خوشش اومده و اون رو مثل کارتون های دوره کودکی مون م یدونه... من هم می خوام بگم تا حدودی با کراش گیر ارتباط برقرار کردم و کم کم داره ازش خوشم می آد...

نمی دونم چی بنویسم... شما بگید